گنجور

شمارهٔ ۱۰

بردیم باز بر سر نظاره دیده را
کردیم رام دیده نگاه رمیده را
بردیم نام دلبر و کردیم بی‌قرار
این خون آرمیده عمری طپیده را
سیلاب غصه‌ام ز درون جوش می‌زند
من گل کنم ز ساده‌دلی بام دیده را
جز داغ لاله هیچ گیا دلپذیر نیست
آهوی در دیار محبت چریده را
پیش از دعای زلف تو هر شب جنون ما
نفرین کند رفوگر جیب دریده را
بیمار شو مسیح که در بیع‌گاه ناز
رد می‌کنند جان به لب نارسیده را
در جام ما بریز فصیحی که سوختیم
آن گریه‌های از دل دوزخ چکیده را

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بردیم باز بر سر نظاره دیده را
کردیم رام دیده نگاه رمیده را
هوش مصنوعی: ما دوباره به تماشای زیبایی‌ها رفتیم و چشمان‌مان را آرام کردیم تا به دیدن آنچه که در نظرمان بود، بپردازیم.
بردیم نام دلبر و کردیم بی‌قرار
این خون آرمیده عمری طپیده را
هوش مصنوعی: ما اسم محبوب را به زبان آوردیم و باعث بی‌قراری خود شدیم. این دل خونین که سال‌ها آرامش داشت، دوباره به تپش افتاد.
سیلاب غصه‌ام ز درون جوش می‌زند
من گل کنم ز ساده‌دلی بام دیده را
هوش مصنوعی: غم و اندوهم مانند آبی جوشیده از درونم به بیرون می‌ریزد. من با سادگی و بی‌خبری، چشمانم را به گل می‌نشینم و از این وضعیت بی‌خبرم.
جز داغ لاله هیچ گیا دلپذیر نیست
آهوی در دیار محبت چریده را
هوش مصنوعی: به جز نشانه‌های گل لاله، هیچ گیاهی دل‌نواز و زیبا نیست. آهویی که در سرزمین عشق و محبت به دنبال خوشی می‌گردد، رنج می‌کشد.
پیش از دعای زلف تو هر شب جنون ما
نفرین کند رفوگر جیب دریده را
هوش مصنوعی: قبل از اینکه دعا کنم از زلف تو، هر شب دیوانگی من باعث نفرین خیاطی می‌شود که جیب او پاره شده است.
بیمار شو مسیح که در بیع‌گاه ناز
رد می‌کنند جان به لب نارسیده را
هوش مصنوعی: بیمار شو تا مسیح بتواند تو را نجات دهد، زیرا در بازار عشق، جان آدمی را که به مرگ نزدیک است، نادیده می‌گیرند.
در جام ما بریز فصیحی که سوختیم
آن گریه‌های از دل دوزخ چکیده را
هوش مصنوعی: در جام ما نوشیدنی بریز که ما بر اثر آن گریه‌های سوزان و غم‌انگیز که از دل عذاب و رنج بیرون آمده، به آتش سوخته‌ایم.