گنجور

شمارهٔ ۴۴۲

ترا گزیده برای گزند خویشتنم
هلاک میطلبم نه بیند خویشتنم
گل مراد ز نخل تو آنقدر چیدم
که شرمسار ز بخت بلند خویشتنم
تو گرم گشته و من دل نهاده بر آتش
چه حالتست که هم خودسپند خویشتنم
ز عیش تلخ خودم خنده آید ای دشمن
کند هلاک همین زهر خند خویشتنم
گرم مراد نبخشی مراد خاطر تست
نه بر مراد دل دردمند خویشتنم
بعشق اگرچه همه عمر پند خود دام
کفایتی نشد آخر ز پند خویشتنم
نه صید لاغر یارم فغانی از چه سبب
بدست زور کشد در کمند خویشتنم

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ترا گزیده برای گزند خویشتنم
هلاک میطلبم نه بیند خویشتنم
هوش مصنوعی: من از دست تو آسیب دیده‌ام، اما خواهان نابودی خودم نیستم، بلکه در پی درک نازنینی که از تو دارم، هستم.
گل مراد ز نخل تو آنقدر چیدم
که شرمسار ز بخت بلند خویشتنم
هوش مصنوعی: من آن‌قدر از میوه‌های نخل تو چیده‌ام که حالا از خوشبختی و تقدیر خودم خجالت می‌کشم.
تو گرم گشته و من دل نهاده بر آتش
چه حالتست که هم خودسپند خویشتنم
هوش مصنوعی: تو در حالتی از گرما و حرارت قرار داری و من در این میان از روی عشق و احساس خود را در آتش احساس می‌کنم. چه حالتی است که هر دو در این وضعیت قرار داریم؟
ز عیش تلخ خودم خنده آید ای دشمن
کند هلاک همین زهر خند خویشتنم
هوش مصنوعی: از شادی تلخ خودم به دشمن می‌خندم، زیرا همین لبخند تلخ باعث نابودی خودم می‌شود.
گرم مراد نبخشی مراد خاطر تست
نه بر مراد دل دردمند خویشتنم
هوش مصنوعی: اگر آرزویی که در دل دارم را برآورده نکنی، آنچه می‌خواهم به خاطر توست، نه به خاطر آرزوی دل دردمند خودم.
بعشق اگرچه همه عمر پند خود دام
کفایتی نشد آخر ز پند خویشتنم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تمام عمرم را به عشق گذرانده‌ام و هیچ‌کدام از نصیحت‌های دیگران برایم کافی نبوده، در نهایت از نصیحت‌های خودم بهره‌مند شدم.
نه صید لاغر یارم فغانی از چه سبب
بدست زور کشد در کمند خویشتنم
هوش مصنوعی: یار من نه تنها یک شکار ضعیف است، بلکه به چه دلیلی باید به دام خودم بیفتد و قدرتش را در اختیار من قرار دهد؟