شمارهٔ ۴۴۱
تمام عمر اگر بر قبله ی طاعت جبین سایم
چنان نبود که در کویت شبی رخ بر زمین سایم
خوش آن راحت که چون سنگ جفایی زو خورم هر دم
پی تسکین دل بر سینه ی اندوهگین سایم
چو مهر محضر خونم نماید چشم آن دارم
که لختی از سواد دیده بر نقش نگین سایم
نبخشد روشنایی دیده را جز خاک کوی او
اگر بر گوهر سیراب و لعل آتشین سایم
اگر پروانه ی شمع شبستان خودم خوانی
سر از قدر و شرف بر شهپر روح الامین سایم
نخواهد شد هوای آستانت از سرم بیرون
اگر طرف کله بر آسمان هفتمین سایم
نبینم، هیچ معجون غیر می، لعل ترا در خور
اگر با شیره ی جان دانه ی در ثمین سایم
گرم جان بخشد آن لب چون فغانی تا دم آخر
بوصف خط سبزت خامه ی سحر آفرین سایم
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
تمام عمر اگر بر قبله ی طاعت جبین سایم
چنان نبود که در کویت شبی رخ بر زمین سایم
هوش مصنوعی: تمام عمر اگر بر سر سجده و عبادت باشم، هرگز به اندازه یک شب که در کوی تو با چهره بر زمین بیفتم، ارزش نخواهد داشت.
خوش آن راحت که چون سنگ جفایی زو خورم هر دم
پی تسکین دل بر سینه ی اندوهگین سایم
هوش مصنوعی: خوشا لحظهای که بتوانم با درد و رنجی که از دوری او میبرم، خود را آرام کنم و بر دل غمگینم سایهای از آسایش بگذارم.
چو مهر محضر خونم نماید چشم آن دارم
که لختی از سواد دیده بر نقش نگین سایم
هوش مصنوعی: وقتی که چشمانم مثل آفتاب در آسمان میدرخشد، آرزو دارم که مدتی بر روی تصویر نگین، سایه بزنم.
نبخشد روشنایی دیده را جز خاک کوی او
اگر بر گوهر سیراب و لعل آتشین سایم
هوش مصنوعی: هیچ چیز نمیتواند چشم را روشن کند جز خاک کوی او، حتی اگر بر بهترین جواهرات و لعلهای آتشین هم سایه بیفکنم.
اگر پروانه ی شمع شبستان خودم خوانی
سر از قدر و شرف بر شهپر روح الامین سایم
هوش مصنوعی: اگر تو پروانهی شمع وجود من باشی، من با افتخار و تعالی به مقام بالای روحالامین (فرشته وحی) راه پیدا میکنم.
نخواهد شد هوای آستانت از سرم بیرون
اگر طرف کله بر آسمان هفتمین سایم
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم ارادت و محبت خود را نسبت به تو فراموش کنم، حتی اگر تمام تلاشهایم را برای رسیدن به اوج آسمان بکنم.
نبینم، هیچ معجون غیر می، لعل ترا در خور
اگر با شیره ی جان دانه ی در ثمین سایم
هوش مصنوعی: من هیچ نوشیدنی دیگری جز شراب نمیبینم، و اگر جانم را فدای تو کنم، نمیتوانم چیزی بهتر از دانههای گرانبها برای تو تصور کنم.
گرم جان بخشد آن لب چون فغانی تا دم آخر
بوصف خط سبزت خامه ی سحر آفرین سایم
هوش مصنوعی: اگر لبان تو مانند فغان جان ببخشد، تا آخر عمر با قلمی که شبیه خط سبز توست، در وصف تو خواهم نوشت.