شمارهٔ ۴۳۸
ما خویش را بچنگ ملامت سپرده ایم
از لوح سینه حرف سلامت سترده ایم
خون خورده ایم و یاد ندامت نکرده ایم
جان داده ایم و نام غرامت نبرده ایم
اندوه روز هجر و بلای شب فراق
از فتنه های روز قیامت شمرده ایم
هرگز به آرزوی دل از ساغر وصال
یک جرعه بی خمار ندامت نخورده ایم
شد سالها که زنده بعشقست نام ما
از صد هزار سنگ ملامت نمرده ایم
مجنون صفت بوادی محنت علم شده
در راه دوست پا به علامت فشرده ایم
از ناله های گرم فغانی در آتشیم
وز آه سرد اهل کرامت فسرده ایم
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ما خویش را بچنگ ملامت سپرده ایم
از لوح سینه حرف سلامت سترده ایم
هوش مصنوعی: ما خود را به انتقاد و سرزنش سپردهایم و از دل و وجودمان، سخنان مثبت و درست را کنار گذاشتهایم.
خون خورده ایم و یاد ندامت نکرده ایم
جان داده ایم و نام غرامت نبرده ایم
هوش مصنوعی: ما از سختیها و دردها رنج بردهایم و هیچگاه به فکر پشیمانی و احساس ندامت نبودهایم، حتی جان خود را نیز از دست دادهایم و هیچگاه درباره خسارت و زیان ناشی از آن سخنی نگفتهایم.
اندوه روز هجر و بلای شب فراق
از فتنه های روز قیامت شمرده ایم
هوش مصنوعی: غم و حسرتی که در روز جدایی و مشکلات شب دوری داریم، از آزمونهای سخت و بلایای روز قیامت به حساب آوردهایم.
هرگز به آرزوی دل از ساغر وصال
یک جرعه بی خمار ندامت نخورده ایم
هوش مصنوعی: هرگز به خواستههای قلبیمان از ساغر وصال، حتی یک جرعه بیخمار که از آن پشیمان شویم، نخوردهایم.
شد سالها که زنده بعشقست نام ما
از صد هزار سنگ ملامت نمرده ایم
هوش مصنوعی: سالهاست که به خاطر عشقمان زندهایم و با وجود صدها سنگ ملامت، هنوز از پا نیفتادهایم.
مجنون صفت بوادی محنت علم شده
در راه دوست پا به علامت فشرده ایم
هوش مصنوعی: مجنون ویژگیهای خود را در زندگی پر از مشکلات و سختیها به دست آورده و در راه عشق خداوند، همه چیز را فدای این عشق کردهایم.
از ناله های گرم فغانی در آتشیم
وز آه سرد اهل کرامت فسرده ایم
هوش مصنوعی: ما با نالههای دلسوز و گرم، در آتش درون خود میسوزیم و از آهها و نالههای سرد افرادی که در دلشان لطف و بزرگواری وجود دارد، پژمرده و بیحرکت شدهایم.