گنجور

شمارهٔ ۴۳۹

شبی که در نظر آن طره ی خمیده کشم
هزار بار بجان بوسم و بدیده کشم
مرا که غنچه ی وصل از دعای صبح شکفت
چگونه منت گلهای نو دمیده کشم
نیافت خاطرم آرام تا ز بوی گلی
درین چمن نفسی چند آرمیده کشم
مرا که میچکد از دیده خون دل بچه رو
ز دست ساقی گلرخ می چکیده کشم
نچیده از چمن وصل غیر خار و هنوز
هزار درد دل از هر گل نچیده کشم
جریده می روم این راهرا و نزدیکست
که خط نسخ بمضمون این جریده کشم
بجز دهان تو کز هیچ، آفریده خدا
عجب که سرزنش از هیچ آفریده کشم
دلم رمیده فغانی کجاست همنفسی
که ناله یی بمراد دل رمیده کشم

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

شبی که در نظر آن طره ی خمیده کشم
هزار بار بجان بوسم و بدیده کشم
هوش مصنوعی: در شبی که فقط تصور می‌کنم موهای زیبا و خمیده‌ات را، هزار بار جانم را برایت می‌بوسم و با چشمانم به تو نگاه می‌کنم.
مرا که غنچه ی وصل از دعای صبح شکفت
چگونه منت گلهای نو دمیده کشم
هوش مصنوعی: به من که در صبح دعای وصال شکوفا شدم، چگونه می‌توانم انتظار گل‌های تازه‌ای را بکشم؟
نیافت خاطرم آرام تا ز بوی گلی
درین چمن نفسی چند آرمیده کشم
هوش مصنوعی: خیالم آرام نمی‌گیرد تا زمانی که بوی گلی در این باغ تنفس کنم و دمی استراحت کنم.
مرا که میچکد از دیده خون دل بچه رو
ز دست ساقی گلرخ می چکیده کشم
هوش مصنوعی: من که از دل خونم بر زمین می‌ریزد، به خاطر زیبایی که یادآور ساقی است، احساس می‌کنم که کدامین دل‌خوری و اندوه را باید تحمل کنم.
نچیده از چمن وصل غیر خار و هنوز
هزار درد دل از هر گل نچیده کشم
هوش مصنوعی: من از چمن عشق غیر کسی بهره‌ای نداشتم و هنوز هم هزار درد و غم از هر گل به دل دارم.
جریده می روم این راهرا و نزدیکست
که خط نسخ بمضمون این جریده کشم
هوش مصنوعی: من در این مسیر (زندگی) سفر می‌کنم و به زودی می‌توانم یادداشتی از تجربیاتم بنویسم که نوشته‌ام را به خوبی توصیف کند.
بجز دهان تو کز هیچ، آفریده خدا
عجب که سرزنش از هیچ آفریده کشم
هوش مصنوعی: غیر از دهان تو که از هیچ آفریده شده، چه شگفت است که من از هیچ آفریده‌ای سرزنش می‌کنم.
دلم رمیده فغانی کجاست همنفسی
که ناله یی بمراد دل رمیده کشم
هوش مصنوعی: دل من بی‌قرار و غمگین است، و به دنبال کسی می‌گردم که دردی را با هم به اشتراک بگذاریم و برای این دل رنج‌کشیده، فریادی برآورم.