گنجور

شمارهٔ ۴۳۵

بیخود شدم ز آمدنت باده چون کشم
کامی از آن عذار و لب ساده چون کشم
جانی که در ریاضت حاجت تمام سوخت
پیش تو ای مراد خدا داده چون کشم
من عاشقم که باد مرا عیش خوش حرام
می با شکر لبان پریزاده چون کشم
من در خور ملامت و در دم تو باده نوش
جامی که بهر من نشد آماده چون کشم
نخل مرا نه از گل مقصود بسته اند
بوی مراد از آن قد آزاده چون کشم
اکنون که گردنم چو فغانی ببندتست
بار سبو و منت سجاده چون کشم

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بیخود شدم ز آمدنت باده چون کشم
کامی از آن عذار و لب ساده چون کشم
هوش مصنوعی: به خاطر حضور تو احساس دیوانگی دارم. چگونه می‌توانم از این چهره زیبا و لب‌های ساده‌ات، لذت ببرم و نوش جان کنم؟
جانی که در ریاضت حاجت تمام سوخت
پیش تو ای مراد خدا داده چون کشم
هوش مصنوعی: جانی که در سختی و تلاش برای رسیدن به کمال به هر گونه‌ای سوخته و از بین رفته، اکنون پیش تو، ای معشوق و مقصود خدا، چه گونه می‌توانم ادامه دهم؟
من عاشقم که باد مرا عیش خوش حرام
می با شکر لبان پریزاده چون کشم
هوش مصنوعی: من عاشق این هستم که باد مرا از لذت‌های زندگی دور کند، در حالی که لب‌های پری‌چهره‌ام شیرین است و من از آن لذت می‌برم.
من در خور ملامت و در دم تو باده نوش
جامی که بهر من نشد آماده چون کشم
هوش مصنوعی: من آماده‌ام تا مورد سرزنش قرار بگیرم و در لحظه‌ی تو، باده‌ای بنوشم که برای من آماده نشده است. چه کنم؟
نخل مرا نه از گل مقصود بسته اند
بوی مراد از آن قد آزاده چون کشم
هوش مصنوعی: نهال من را از گل نساخته‌اند، بلکه هدف من بوی خوشی است که از آن می‌آید و من با آزادی خود، این عطر را به مشام می‌رسانم.
اکنون که گردنم چو فغانی ببندتست
بار سبو و منت سجاده چون کشم
هوش مصنوعی: اکنون که گردنم به شدت سنگین است و مانند فغانی به عذاب افتاده‌ام، وقتی بار سبو را به دوش می‌کشم و سجاده را پهن می‌کنم، چه حالت عجیب و دشواری دارم.