گنجور

بخش ۲ - غزل

ای ربوده دلم به رعنایی
این چه لطف است و این چه زیبایی؟
بیم آن است کز غم عشقت
سر برآرد دلم به شیدایی
از جمالت خجل شود خورشید
گر تو برقع ز روی بگشایی
زیر برقع، چو آفتاب منیر
اندر ابر لطیف پیدایی
در جمالت لطافتی است، که آن
در نیابد کمال بینایی
آن ملاحت، که حسن روی تو راست
کس نبیند، مگر تو بنمایی
منقطع می‌شود زبان مرا
پیش وصف رخ تو، گویایی
روز و شب جان به عاشقان دادن
از برای تو و تو خود رایی
نیست بی‌روی تو عراقی را
بیش ازین طاقت شکیبایی

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای ربوده دلم به رعنایی
این چه لطف است و این چه زیبایی؟
هوش مصنوعی: ای کسی که دلم را با زیبایی‌هات ربوده‌ای، این چه لطف و زیبایی است که داری؟
بیم آن است کز غم عشقت
سر برآرد دلم به شیدایی
هوش مصنوعی: نگرانی این است که از شدت عشق و غم تو، دلم به جنون بیفتد و از خود بی‌خود شود.
از جمالت خجل شود خورشید
گر تو برقع ز روی بگشایی
هوش مصنوعی: اگر تو حجاب صورتت را کنار بزنی، خورشید از زیبایی‌ات شرمنده می‌شود.
زیر برقع، چو آفتاب منیر
اندر ابر لطیف پیدایی
هوش مصنوعی: زیر حجاب، مانند آفتابی درخشان که در ابر نرم پنهان است، نمایان می‌شود.
در جمالت لطافتی است، که آن
در نیابد کمال بینایی
هوش مصنوعی: در زیبایی تو نرمی و لطافتی وجود دارد که حتی بهترین بینایی‌ها هم نمی‌توانند آن را درک کنند.
آن ملاحت، که حسن روی تو راست
کس نبیند، مگر تو بنمایی
هوش مصنوعی: زیبایی و魅ایتی که در چهره‌ی تو نهفته است، هیچکس نمی‌تواند آن را ببیند مگر اینکه خودت آن را به نمایش بگذاری.
منقطع می‌شود زبان مرا
پیش وصف رخ تو، گویایی
هوش مصنوعی: زبان من در توصیف چهره‌ات عاجز می‌شود و نمی‌تواند آن را به درستی بیان کند.
روز و شب جان به عاشقان دادن
از برای تو و تو خود رایی
هوش مصنوعی: در طول روز و شب، جانم را به خاطر عاشقان تو می‌دهم، اما تو خودت راه خود را انتخاب می‌کنی.
نیست بی‌روی تو عراقی را
بیش ازین طاقت شکیبایی
هوش مصنوعی: بدون نگاه تو هیچ‌کس طاقت و تحمل بیشتری ندارد.