گنجور

شمارهٔ ۱۳

دوش جام وصل جانان خورده‌ام
باده‌ها از ساغر جان خورده‌ام
جای آن است ار نگنجم در جهان
زآن که جام از دست جانان خورده‌ام
جان همی‌نازد ز لفظ عذب من
از پی آن کآب حیوان خورده‌ام
با لب و دندان آن آب حیات
کاندُهِ عشقش فراوان خورده‌ام
غیرت لؤلؤی لالا دیده‌ام
طیره لعل بدخشان خورده‌ام
خون دل بسیار خوردم تا به دوش
تا نپنداری که آسان خورده‌ام
بی‌امامی جام مالامال او
واله و مدهوش و حیران خورده‌ام

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دوش جام وصل جانان خورده‌ام
باده‌ها از ساغر جان خورده‌ام
هوش مصنوعی: دیشب، در حالی که با محبوبم بودم، نوشیدنی‌های زیادی را از جام زندگی نوشیدم.
جای آن است ار نگنجم در جهان
زآن که جام از دست جانان خورده‌ام
هوش مصنوعی: جای این دارد که اگر در این دنیا جا نشوم، ناراحت نباشم؛ چون من از دست محبوبم، جامی پر از عشق را سر کشیده‌ام.
جان همی‌نازد ز لفظ عذب من
از پی آن کآب حیوان خورده‌ام
هوش مصنوعی: دل من به کلام دلنشین من می‌بالد، زیرا من از چشمهٔ حیات نوشیده‌ام.
با لب و دندان آن آب حیات
کاندُهِ عشقش فراوان خورده‌ام
هوش مصنوعی: من با لب و دندان خود، از آن آب حیات که به دلیل عشقش بسیار فراوان است، نوشیده‌ام.
غیرت لؤلؤی لالا دیده‌ام
طیره لعل بدخشان خورده‌ام
هوش مصنوعی: من غیرت را مانند گوهر گرانبهایی دیده‌ام و زیبایی را همچون لعل‌های خوش‌رنگ بدخشان تجربه کرده‌ام.
خون دل بسیار خوردم تا به دوش
تا نپنداری که آسان خورده‌ام
هوش مصنوعی: من سختی‌های زیادی متحمل شدم و رنج‌های زیادی را از سر گذراندم تا شما فکر نکنید که آسان به این جا رسیده‌ام.
بی‌امامی جام مالامال او
واله و مدهوش و حیران خورده‌ام
هوش مصنوعی: به دوری از امام، پر از احساس عشق و شگفتی به حالتی رسیده‌ام که گیج و مدهوش شده‌ام.