شمارهٔ ۱۲
در محیطی فکنده ام زورق
که دو عالم از اوست مستغرق
نتوان زورق از محیط شناخت
نه وجود محیط از زورق
آب شد زورق وز سیر آسود
اینت معنی مشکل و مغلق
هستیت را جز این نشانه نبود
که شود غرق نیستی مطلق
کفر و اسلام و سنت و بدعت
اصطلاحیست در میان فرق
نور خورشید بر سپهر یکیست
شد تفاوت میان صبح و شفق
بعنایت ببین که اصل وجود
نشود مختلف بهیچ نسق
حق پرستی و ما و من گوئی؟
راه گم کرده ای، زهی احمق
ما و حق لفظ احمق است به هم
چو ز ما بگذری چه ماند، حق
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
در محیطی فکنده ام زورق
که دو عالم از اوست مستغرق
هوش مصنوعی: من در دنیایی قرار گرفتهام که تمامی زیباییها و امکانات دو دنیا در آن وجود دارد.
نتوان زورق از محیط شناخت
نه وجود محیط از زورق
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند به معرفت محیط خود دست یابد، همانطور که نمیتواند وجود محیط را از قایق (زورق) بشناسد.
آب شد زورق وز سیر آسود
اینت معنی مشکل و مغلق
هوش مصنوعی: کشتی به آرامی در آب شنا کرده و حالا نشاندهندهی این است که مشکل و پیچیدگی معانی، به سادگی قابل درک است.
هستیت را جز این نشانه نبود
که شود غرق نیستی مطلق
هوش مصنوعی: وجود تو تنها به این علامت شناخته میشود که در نهایت به نیستی مطلق فرو میریزی.
کفر و اسلام و سنت و بدعت
اصطلاحیست در میان فرق
هوش مصنوعی: این عبارات نشاندهندهی تقسیمات و تعاریف مذهبی هستند که میان گروهها و فرقههای مختلف وجود دارد. به نوعی میتوان گفت که این کلمات به نوعی شناسنامهی اعتقادی هر فرقه به حساب میآیند و نشاندهندهی اختلافات و تنوعهای مذهبی در جامعه است.
نور خورشید بر سپهر یکیست
شد تفاوت میان صبح و شفق
هوش مصنوعی: نور خورشید در آسمان یکسان است، اما میان صبح و غروب تفاوت وجود دارد.
بعنایت ببین که اصل وجود
نشود مختلف بهیچ نسق
هوش مصنوعی: با دقت به این موضوع توجه کن که وجود اصلی هیچگاه در هیچ شکلی متنوع و متفاوت نمیشود.
حق پرستی و ما و من گوئی؟
راه گم کرده ای، زهی احمق
هوش مصنوعی: پرستش حق و دلبستگی به خود را چگونه میتوانی به هم آمیخته کنی؟ به راستی که گمراه شدهای، افسوس بر تو!
ما و حق لفظ احمق است به هم
چو ز ما بگذری چه ماند، حق
هوش مصنوعی: ما و حقیقت، هر دو بیارزشیم در کنار هم. اگر از ما بگذری، دیگر چیزی از حقیقت باقی نمیماند.