شمارهٔ ۵۵
استاد کارخانه دنیا بهیچ وقت
از بهر کس بنقش بقا جامه ئی نبافت
چون رستم زمانه بدستان گشاد دست
اسفندیار رویتن از وی امان نیافت
افتاد در کشاکش ایام چون کمان
آنکو بتیر فکرت خود موی میشکافت
از بهر درکشیدن آزادگان به بند
گردون ز خیط ابیض و اسود کمند تافت
نا نی نیافت عاقل ازینچرخ سفله طبع
تا چون تنور سینه بسوز جگر نتافت
دنیا بجای دین مطلب کابلهست آنک
با دشمنان نشست و رخ از دوستان بتافت
بگریز از اینجهان ز غرورش که پیش از این
عنقا نه بر گزاف سوی انزوا شتافت
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
استاد کارخانه دنیا بهیچ وقت
از بهر کس بنقش بقا جامه ئی نبافت
هوش مصنوعی: عالم بزرگ هستی هرگز برای هیچ کس لباسی از ماندگاری ندوخته است.
چون رستم زمانه بدستان گشاد دست
اسفندیار رویتن از وی امان نیافت
هوش مصنوعی: در زمانی که رستم قدرت و توانایی خود را به نمایش گذاشت و دستش را در برابر دشمنان گشود، اسفندیار نتوانست از او نجات یابد و جانش را حفظ کند.
افتاد در کشاکش ایام چون کمان
آنکو بتیر فکرت خود موی میشکافت
هوش مصنوعی: در میان چالشهای زمان، او به مانند کمانی که تیر فکرش را رها کرده باشد، به تأمل و اندیشه پرداخته است.
از بهر درکشیدن آزادگان به بند
گردون ز خیط ابیض و اسود کمند تافت
هوش مصنوعی: برای به دام انداختن آزادگان و تسلط بر آنها، طنابی از الیاف سفید و سیاه بافته شده است.
نا نی نیافت عاقل ازینچرخ سفله طبع
تا چون تنور سینه بسوز جگر نتافت
هوش مصنوعی: عاقل از این دنیا به جایی نرسید، چرا که مانند تنور سینهاش نمیتواند جگرش را بسوزاند.
دنیا بجای دین مطلب کابلهست آنک
با دشمنان نشست و رخ از دوستان بتافت
هوش مصنوعی: دنیا به جای اینکه مسائل دینی را در نظر بگیرد، به سراغ مطالب مادی و دنیوی رفته است. این دنیا با دشمنان ارتباط برقرار میکند و از دوستان روی برمیگرداند.
بگریز از اینجهان ز غرورش که پیش از این
عنقا نه بر گزاف سوی انزوا شتافت
هوش مصنوعی: از دنیای فریبنده و خودبزرگبینی دوری کن، زیرا پیش از این، پرنده افسانهای عنقا بهخاطر همین غرور به سوی تنهایی و انزوا پرواز کرد.

ابن یمین