اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
نباشد یاد اسباب طرف وحشتگزینی را
شکست دامنم بر طاق نسیان ماند چینی را
هوش مصنوعی: یاد وسایل و ابزارها نمیتواند من را از ترس و وحشت دور کند؛ دامنم در طاق فراموشی باقی مانده و یادگارهای چینی را فراموش کردهام.
ز احسان جفا تمهید گردون نیستم ایمن
که افغانکرد اگر برداشت از آهم حزینی را
هوش مصنوعی: من از نیکیها به خود ظلمی نمیکنم و به خاطر این درد و افسردگیای که دارم، از سرنوشت و تقدیرم نمیتوانم مطمئن باشم.
محبت پیشهای از نقش بیدردی تبراکن
همین داغ است اگر زیبنده باشد دلنشینی را
هوش مصنوعی: اگر عشق واقعی باشد، از بیدردی و بیخبری دوری میجوید. تنها همین درد است که میتواند زیبایی و دلنشینی را در وجود ما جای دهد.
حسد تاکی تعصب چند اگر درد دلی داری
نیاز زاهدان بیخبرکن درد دینی را
هوش مصنوعی: اگر حسادت و تعصب داری، چه فایدهای دارد؟ اگر دلی شکسته و دردی داری، به زاهدان نادان کمک کن تا دردی که از دین داری را درمان کنند.
درینگلشن چه لازم محو چندین رنگ وبوبودن
زمانی جلوهٔ آیینهکن خلوتگزینی را
هوش مصنوعی: در این باغ، چه نیازی به محو کردن رنگها و زیباییهاست، وقتی که لحظهای میتواند جلوه و زیبایی خلوتنشینی را منعکس کند.
در اقران میشود ممتاز هرکس فطرتی دارد
بلندی نشئهٔ صاحب دماغیهاست بینی را
هوش مصنوعی: هر کس که دارای فطرت و خصوصیات ویژهای باشد، در میان همذاتههایش برجسته و متفاوت میشود. این تفاوت به خاطر هوش و تواناییهای طبیعی اوست که او را از دیگران متمایز میکند.
شرر در سنگ برق خرمن مردم نمیگردد
مگراز چشمت آموزدکنون سحرآفرینی را
هوش مصنوعی: شرر که همان شعله یا جرقه است، در سنگ و در میان خرمن مردم نمیچرخد و نمیتابد، مگر اینکه از چشمان تو یاد بگیرد که چگونه جادوگری و جذابیت ایجاد کند. به عبارت دیگر، زیبایی و تاثیرگذاری تو به دیگران الهام میدهد و آنان را تحت تاثیر قرار میدهد.
ز دل برگشته مژگانت تغافل بسته پیمانت
تبسم چیده دامانت بنازم نازنینی را
هوش مصنوعی: چشمان زیبایت به من بیتوجهی کردهاند و عهد و پیمانی که با هم داشتیم را فراموش کردهای. لبخند تو همچون دامانی زیباست که من به آن افتخار میکنم و به ناز و زیباییات میبالیم.
خروش ناتوانی میتراود از شکست من
زبان سرمهآلود است موی خویش چینی را
هوش مصنوعی: از ناتوانی و شکست خود، صدایی درخشان به گوش میرسد و از این رو، زبان من هم به مانند سرمهای تیره و غمانگیز است که نشاندهندهی دردی عمیق است.
بهکمتر سعی نقش از سنگ زایل میتوانکردن
ولیکن چاره نتوان یافتن نقش جبینی را
هوش مصنوعی: با تلاش کمتر میتوان نقشهایی را از سنگ محو کرد، اما برای تغییر نقشی که بر پیشانی انسان است، چارهای پیدا نمیشود.
نشاط اینجا بهار اینجا بهشت اینجا نگار اینجا
توکز خود غافلی صرف عدمکن دوربینی را
هوش مصنوعی: این جا شادابی و زندگی جریان دارد؛ هوای بهاری، زیباییها، و عشق در این مکان وجود دارد. اما تو از این نعمتها غافلی و فقط به فکر عدم و نبودن هستی، در حالی که باید از زیباییها بهرهمند شوی.
مجوتمکین عالی فطرت از دون همتان بیدل
ثبات رنگ انجم نیستگلهای زمینی را
هوش مصنوعی: موجودات عالی و با فطرتی والا، مانند گلهای زمینی نمیتوانند با همتایان پست و بیثبات خود مقایسه شوند. رنگ و زیبایی آنها مانند ستارهها نیست که در آسمان ثابت و پایدار باشند.
حاشیه ها
1393/08/17 17:11
حمید الله
در فردی از شعر در بالا حذف شده است و یا از ثبت مانده است شعر مکمل چنین است
باشد یاد اسباب طرب وحشت گزینی را شکست دامنم برطاق نسیان ماند چینی را
زاحسان جفا تمهید گردون نیستم ایمن که افغان کرد اگر برداشت از آهم حزینی را
محبت پیشه از نقش بیدردی تبرا کن همین داغ است اگر زیبنده باشد دل نشینی را
حسد تا کی تعصب چند اگر درد دلی داری نیاز زاهدان بیخبر کن درد دینی را
درین گلشن چه لازم محو چندین رنگ و بو بودن زمانی جلوه آئینه کن خلوت گزینی را
در قرآن میشود ممتاز هر کس فطرتی دارد بلندی نشه صاحب دماغیهاست بینی را
شرر در سنگ برق خرمن مردم نمیگردد غنیمت میشمار از زاهدان خلوت گزینی را
ورق گردانده است از کهنگیها نسخه گردون مگر از چشمت آموزد کنون سحرآفرینی را
زدل برگشته مژکانت تغافل بسته پیمانت تبسم چیده دامانت بنازم نازنینی را
خروش ناتوانی می تراود از شکست من زبان سرمه آلود است موی خویش چینی را
بکمتر سعی نقش از سنگ زایل می توان کردن ولیکن چاره نتوان یافتن نقش جبینی را
نشاط اینجا بهار اینجا بهشت اینجا نگار اینجا توکز خود غافلی صرف عدم کن دوربینی را
مجو تمکین عالی فطرت از دون همتان (بیدل) ثبات رنگ انجم نیست گلهای زمینی را