گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۶

مآل‌کار نقصانهاست هر صاحب‌کمالی را
اگر ماهت‌کنند از دست نگذاری هلالی را
رمیدنها ز اوضاع جهان طرز دگر دارد
به‌وحشت پیش باید برد ازین صحرا غزالی را
به‌بقش نیک وبد روشندلان رادست رد نبود
کف آیینه می‌چیندگل بی‌انفعالی را
بساط گفتگو طی کن که در انجام کار آخر
به حکم خامشی پیچیدن است این فرش قالی را
وبال رنج پیری برنتابد صاحب جوهر
چنار آتش زند ناچار دلق کهنه‌سالی را
درین وادی‌که‌خاک است اعتبار جهل و دانشها
غباری بر هوادان قصر فطرتهای عالی را
به وحدتخانهٔ دل غیر دل چیزی نمی‌گنجد
براین آیینه جز تهمت مدان نقش مثالی را
اگر خرسندی دل آبیار مزرعت باشد
چوتخم آبله نشو ونماکن پایمالی را
به چنگ اغنیا دامان فقر آسان نمی‌افتد
که چینی خاک‌گردد تا شود قابل سفالی را
چه امکان است بیدل منعم از غفلت برون آید
هجوم خواب خرگوش است یکسر شیر قالی را

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

مآل‌کار نقصانهاست هر صاحب‌کمالی را
اگر ماهت‌کنند از دست نگذاری هلالی را
هوش مصنوعی: پایان کار هر کسی، کاهش و کاستی‌های او را نشان می‌دهد. اگر به شخصی با ویژگی‌های خاص توهین شود یا مورد بی‌احترامی قرار گیرد، او از ارزش خود کم نمی‌شود.
رمیدنها ز اوضاع جهان طرز دگر دارد
به‌وحشت پیش باید برد ازین صحرا غزالی را
هوش مصنوعی: گریز از وضعیت‌های نابه‌سامان دنیا، روش خاصی نیاز دارد و در مواجهه با ناملایمات، باید با احتیاط و هوشیاری مانند غزالی در صحرا رفتار کنیم.
به‌بقش نیک وبد روشندلان رادست رد نبود
کف آیینه می‌چیندگل بی‌انفعالی را
هوش مصنوعی: اگر کسی به خوبی و بدی روشنفکران توجه نکند، مانند آن است که دست رد بر روی آیینه بزند. در واقع، از تأثیرگذاری نادیده‌گیری و بی‌تفاوتی بر روی زیبایی و گل‌های زندگی صحبت می‌کند.
بساط گفتگو طی کن که در انجام کار آخر
به حکم خامشی پیچیدن است این فرش قالی را
هوش مصنوعی: گفت‌وگو را ادامه بده، زیرا در پایان کار، سکوت و آرامش حکم‌فرما خواهد بود.
وبال رنج پیری برنتابد صاحب جوهر
چنار آتش زند ناچار دلق کهنه‌سالی را
هوش مصنوعی: کسی که دارای ارزش و ماهیت واقعی است، نمی‌تواند بار سنگین و دشواری‌های پیری را تحمل کند. او ناچار می‌شود که با آتش جوانی، لباس‌های کهنه و آزردگی‌های سال‌های گذشته‌اش را بسوزاند و از میان ببرد.
درین وادی‌که‌خاک است اعتبار جهل و دانشها
غباری بر هوادان قصر فطرتهای عالی را
هوش مصنوعی: در این دنیای پر از خاک، ارزش جهالت و دانش همچون گرد و غباری است که بر روی افرادی می‌نشیند که به دنبال جلال و ماهیت‌های والای انسانی هستند.
به وحدتخانهٔ دل غیر دل چیزی نمی‌گنجد
براین آیینه جز تهمت مدان نقش مثالی را
هوش مصنوعی: در دل تنها عشق و اتحاد جای دارد و هیچ چیزی غیر از آن نمی‌تواند در آن جا بگیرد. بنابراین، بر این آینه به جز تهمت و دعوا، چیزی دیگر ننویسید.
اگر خرسندی دل آبیار مزرعت باشد
چوتخم آبله نشو ونماکن پایمالی را
هوش مصنوعی: اگر شادی و خوشحالی در دل تو به خاطر آبادانی و آبادکردن زمینت باشد، پس همچون دانه‌ای که در آبله رشد نمی‌کند، نباید زیر پا و نادیده گرفته شوی.
به چنگ اغنیا دامان فقر آسان نمی‌افتد
که چینی خاک‌گردد تا شود قابل سفالی را
هوش مصنوعی: فقر به سادگی در دامان ثروتمندان نمی‌افتد، چون مانند چینی که با خاک ترکیب می‌شود تا تبدیل به سفال گردد، نیازمند فرآیند و تلاش است.
چه امکان است بیدل منعم از غفلت برون آید
هجوم خواب خرگوش است یکسر شیر قالی را
هوش مصنوعی: شاعر به تصویر کشیده است که چگونه انسان ممکن است از خواب غفلت بیدار شود. او با استفاده از تشبیه خواب خرگوش به حالتی اشاره دارد که فرد در خواب عمیق و بی‌خبر از خود است. به علاوه، تصویری از شیر روی قالی نیز به کار رفته تا بیان کند که در عین زیبایی و آرامش محیط، دلایل و عوامل مختلفی وجود دارند که انسان را به خواب غفلت می‌برند. لذا، آنچه شاعر به آن اشاره دارد، این است که بیداری از این خواب سخت و دشوار است.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۱۶۶ به خوانش عندلیب