گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۸

بیاکه جام مروت دهیم حوصله را
به سایهٔ کف پا پروریم آبله را
به وادیی که تعلق دلیل کوشش‌هاست
ز بار دل به زمین خفته‌گیر قافله را
ز صاحب امل آزادگی چه مکان است
درین بساط‌گرانخیزی است حامله را
ز انقلاب حوادث بزرگی ایمن نیست
به طبع‌کوه اثر افزونتر است زلزله را
محبت از من و تو رنگ امیتازگداخت
تری و آب سزاوار نیست فاصله را
به‌کج ادایی حسن تغافلت نازم
که یاد اوگلهٔ ناز می‌کندگله را
چوصبح یک دونفس مغتنم شمربیدل
مکن دلیل اقامت چو زاهدان چله را

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بیاکه جام مروت دهیم حوصله را
به سایهٔ کف پا پروریم آبله را
هوش مصنوعی: بیایید با سخاوت و مهربانی به دیگران رفتار کنیم و در کنار هم، به آرامش روحی دست یابیم و مشکلات و دردهایمان را به فراموشی بسپاریم.
به وادیی که تعلق دلیل کوشش‌هاست
ز بار دل به زمین خفته‌گیر قافله را
هوش مصنوعی: در منطقه‌ای که علت تلاش‌ها و کوشش‌ها مشخص است، بار دل را بر زمین نگذار و قافله را در حرکت نگه‌دار.
ز صاحب امل آزادگی چه مکان است
درین بساط‌گرانخیزی است حامله را
هوش مصنوعی: در این دنیا، آزادی و بزرگی مقام خاصی برای صاحبان ایمان و روحیه آزاد وجود ندارد. این دنیا پر از چالش‌ها و مشکلات است و تنها آنهایی که در برابر سختی‌ها ایستادگی می‌کنند، می‌توانند به کامیابی دست یابند.
ز انقلاب حوادث بزرگی ایمن نیست
به طبع‌کوه اثر افزونتر است زلزله را
هوش مصنوعی: هیچ‌کس از تغییرات و حوادث بزرگ در امان نیست، زیرا تاثیر این حوادث در طبیعت، نظیر اثر زلزله بر کوه، بیشتر و عمیق‌تر خواهد بود.
محبت از من و تو رنگ امیتازگداخت
تری و آب سزاوار نیست فاصله را
هوش مصنوعی: محبت ما چنان است که هیچ فاصله‌ای بین ما معنی ندارد و این عشق، فراتر از هر تفاوتی است که ممکن است وجود داشته باشد.
به‌کج ادایی حسن تغافلت نازم
که یاد اوگلهٔ ناز می‌کندگله را
هوش مصنوعی: من به زیبایی و ناز خاصی که در بی‌توجهی یارانه‌اش وجود دارد، افتخار می‌کنم، زیرا یاد او همچون گل نازپرور شده و به زیبایی می‌بالد.
چوصبح یک دونفس مغتنم شمربیدل
مکن دلیل اقامت چو زاهدان چله را
هوش مصنوعی: صبح که دو نفر را در کنار هم می‌بینی، لحظه را با ارزش بدان و از بیدل بودن نپرهیز. دلیل ماندن را مثل زاهدانی که چله‌نشینی می‌کنند، درک کن.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۱۵۸ به خوانش عندلیب

حاشیه ها

1394/05/08 13:08
عبدالغفار

بیت 3 چنین است :
ز صاحب امل ، آزادگی چه امکان است
در ین بساط ، گرانخیزی است حامله را
و بیت 6 اینچنین:
به کج ادائیِ حسنِ تغافلت نازم
که یاد او کُلهٔ ناز میکند گله را