گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۲

عقبه‌ای دیگر نباشد روح از تن رسته را
نیست بیم سوختن دود زآتش جسته را
شکوه ازگردون دلیل‌تنگدستیهای ماست
ناله در پرواز باشد طایر پربسته را
انتظام عافیت از عالم کثرت مخواه
بی‌ثبات‌است اعتبار رنگ و بوگل دسته‌را
همچوسروآزادگان را قیدالفت راستی‌ست
خط مسطر دام باشد مصرع برجسته را
از زبان چرب و نرم خلق دارم وحشی
کز دهان شیر نشناسم دهان بسته را
جوهر وارستگان مشکل اگر ماند نهان
راه در چشم‌است‌گرد بر زمین ننشسته را
از شکستن دل نمی‌افتد ز چشم اعتبار
کس نمی‌خواهد ته پا شیشه بشکسته را
موج چون با یکدگر جوشیدگوهرمی‌شود
دل توان‌گفتن نفسهای به هم پیوسته را
غنچه‌ها در بستر زخم جگر آسوده‌اند
ای نسیم آتش مزن دلهای الفت خسته را
باکلام آبدارت‌کی رسد لاف‌گهر
بیدل اینجا اعتباری نیست حرف بسته را

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

عقبه‌ای دیگر نباشد روح از تن رسته را
نیست بیم سوختن دود زآتش جسته را
هوش مصنوعی: اگر روح از بدن جدا شود، دیگر دلهره‌ای از آتش و سوزش ندارد، چرا که از شعله دور شده و به جای امنی رسیده است.
شکوه ازگردون دلیل‌تنگدستیهای ماست
ناله در پرواز باشد طایر پربسته را
هوش مصنوعی: شکایت از آسمان، دلایل فقر و ناداری ما را نشان می‌دهد. پرنده‌ای که بال و پرش بسته است، ناله‌اش هنگام پرواز به گوش می‌رسد.
انتظام عافیت از عالم کثرت مخواه
بی‌ثبات‌است اعتبار رنگ و بوگل دسته‌را
هوش مصنوعی: به دنبال نظم و آرامش در جهانی از تنوع و پراکندگی نباش، زیرا اعتبار و ارزش چیزها در این دنیا ناپایدار و فریبنده است.
همچوسروآزادگان را قیدالفت راستی‌ست
خط مسطر دام باشد مصرع برجسته را
هوش مصنوعی: آزادگان همچون درخت سرو هستند که در دل عشق و محبت گرفتار نمی‌شوند، زیرا راستی و صداقت برای آنان خطی است که جداکننده‌ی حقیقت از دروغ است و این ویژگی باعث می‌شود که درخشش و شکوه آن‌ها همواره پابرجا بماند.
از زبان چرب و نرم خلق دارم وحشی
کز دهان شیر نشناسم دهان بسته را
هوش مصنوعی: من از زبان شیرین و نرم مردم برخوردار هستم، اما وحشی هستم و از دهان کسی که در سکوت است، غافل‌ام.
جوهر وارستگان مشکل اگر ماند نهان
راه در چشم‌است‌گرد بر زمین ننشسته را
هوش مصنوعی: جوهر و ذات کسانی که آزاد و وارسته‌اند، اگر هم به سختی پنهان بماند، در واقع مانند گرد و غبار نیست که بر روی زمین نشسته باشد. یعنی اثر و وجود آن‌ها در دنیا قابل مشاهده است، حتی اگر به راحتی دیده نشوند.
از شکستن دل نمی‌افتد ز چشم اعتبار
کس نمی‌خواهد ته پا شیشه بشکسته را
هوش مصنوعی: شکسته شدن دل باعث نمی‌شود که کسی به دیگران اعتماد کند، زیرا دیگران نمی‌خواهند پای خودشان بر روی شیشه‌های شکسته بگذارند.
موج چون با یکدگر جوشیدگوهرمی‌شود
دل توان‌گفتن نفسهای به هم پیوسته را
هوش مصنوعی: وقتی امواج با هم به هم می‌پیوندند، مانند گوهری ارزشمند می‌شوند. دل، قادر است نفس‌هایی را بیان کند که به هم گره خورده‌اند.
غنچه‌ها در بستر زخم جگر آسوده‌اند
ای نسیم آتش مزن دلهای الفت خسته را
هوش مصنوعی: غنچه‌ها در حالتی آرام و بی‌خیال روی زخم‌های دل آرام گرفته‌اند، ای نسیم، دل‌های خسته از محبت را درگیر آتش نکن.
باکلام آبدارت‌کی رسد لاف‌گهر
بیدل اینجا اعتباری نیست حرف بسته را
هوش مصنوعی: با سخن شیرین و دلنشینت کی می‌توان بر نیکی‌ها و ارزش‌های پر زرق و برق اینجا تأکید کرد، زیرا در این مکان اعتبار و ارزشی برای حرف‌های بی‌معنا وجود ندارد.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۱۵۲ به خوانش عندلیب

حاشیه ها

1391/02/11 20:05
حامد مفتخر حسینی

در بیت پنجم برای درست شدن وزن و معنا باید کلمه ی (وحشی) به (وحشتی) تغییر یابد. احتمالا در پست کردن این غزل اشتباه تایپی رخ داده و در نسخه اصلی هم (وحشتی) بوده.

1393/11/23 12:01
ایوب آگاه

در بیت پنجم «وحشتی» و «دهان پسته» درست است
در بیت هفتم «شکستن» صحیح است