غزل شمارهٔ ۱۵۱
بدزدگردن بیمغز برفراخته را
به وهم تیغ مفرسا نیام آخته را
در این بساط ندامت چو شمع نتوان کرد
قمارخانهٔ امید رنگ باخته را
بهگردن دل فرصثشمار باید بست
ستم ترانهٔ گریال نانواخته را
جهان پسث مقام عروج فطرت نیست
نگونکنید علمهای سرفراخته را
تکلف من و مای خیال بسیار است
نیاز خوب کن افسانههای ساخته را
ز خلقگوشهگرفتن سلامت است اما
خیال اگر بگذارد به خویش ساخته را
فروتنیکن و تخفیف زیردستان باش
که رنجهاست بهگردن سر فراخته را
تلاش ما چوسحرشبنم حیا پرداخت
عرق شد آینه آخر نفسگداخته را
حق است آینه، اینجا، خیال ما وتو چیست
که دید سایهٔ در آفتاب تاخته را
به طبعکارگه عشق آتش افتاده است
کسی چه آب زند آشیان فاخته را
چوسود اگربه فلک رفتگرد ما بیدل
ز سجده نیستامان عجز خودشناخته را
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بدزدگردن بیمغز برفراخته را
به وهم تیغ مفرسا نیام آخته را
هوش مصنوعی: کسی که عقلش را از دست داده، بهتر است مواظب باشد و خود را به خطر نیندازد، زیرا که در واقع توانایی مقابله با خطرات را ندارد.
در این بساط ندامت چو شمع نتوان کرد
قمارخانهٔ امید رنگ باخته را
هوش مصنوعی: در این صحنه پشیمانی، مانند شمعی که نمیتوان بازی کرد، انتظار رنگ باختهای را نمیتوان به حقیقت تبدیل کرد.
بهگردن دل فرصثشمار باید بست
ستم ترانهٔ گریال نانواخته را
هوش مصنوعی: دل را باید به فرصتها سپرد و به تاریکی و ستمهایی که بر انسان میرود، توجه کرد.
جهان پسث مقام عروج فطرت نیست
نگونکنید علمهای سرفراخته را
هوش مصنوعی: جهان جایگاه تعالی و پیشرفت ذات انسانی نیست. پس این علمهای پرزرق و برق را فراموش کنید.
تکلف من و مای خیال بسیار است
نیاز خوب کن افسانههای ساخته را
هوش مصنوعی: ظاهراً من و تصوراتم بسیار تکلفی و پر از زحمت شده است، بهتر است که داستانهای خیالی که خودت درست کردهای را بهبود ببخشی.
ز خلقگوشهگرفتن سلامت است اما
خیال اگر بگذارد به خویش ساخته را
هوش مصنوعی: دور شدن از مردم و زندگی در تنهایی میتواند به انسان آرامش بدهد، اما اگر خیال و اندیشههای درونی اجازه بدهند، این آرامش به دست آمده نمیتواند پایدار باشد.
فروتنیکن و تخفیف زیردستان باش
که رنجهاست بهگردن سر فراخته را
هوش مصنوعی: توی زندگی، تواضع و احترام به دیگران را فراموش نکن و به افرادی که پایینتر از تو هستند، محبت و عنایت داشته باش. چون همه ما بار مشکلات و دردها را به دوش داریم و کسانی که خود را بالا میدانند، ممکن است از این درد و رنجها بیخبر باشند.
تلاش ما چوسحرشبنم حیا پرداخت
عرق شد آینه آخر نفسگداخته را
هوش مصنوعی: کوشش ما مانند سحری است که بر روی شبنم حیا قرار گرفته و در نهایت به شکل عرق در آمده و آینهای در آخرین دم حرارت را نشان میدهد.
حق است آینه، اینجا، خیال ما وتو چیست
که دید سایهٔ در آفتاب تاخته را
هوش مصنوعی: درباره حقیقت و واقعیت در ارتباط با تصویر و توهم صحبت میکند. اینجا سوالی مطرح میشود که مفهوم ما و تو چه چیزیست؟ زیرا سایهای که در نور آفتاب دیده میشود، نشاندهنده تصوری است که از واقعیت داریم.
به طبعکارگه عشق آتش افتاده است
کسی چه آب زند آشیان فاخته را
هوش مصنوعی: در دل کار عشق آتش برپا شده است، حالا کسی نمیتواند با آب، آشیانه فصلخزنده را خاموش کند.
چوسود اگربه فلک رفتگرد ما بیدل
ز سجده نیستامان عجز خودشناخته را
هوش مصنوعی: اگرچه که ما به آسمان هم برویم، بیدلیده (بیدرد) خواهیم ماند و از سجده (پرستش) رهایی نخواهیم داشت، چون خود را ناتوان میشناسیم.

بیدل دهلوی