گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۰

مغتنم‌گیرید دامان دل آگاه را
محرمان لبریزیوسف دیده‌اند این چاه را
در دبستان طلب تعطیل مشق درد نیست
همچونال خامه در دل خشک‌مپسند آه‌را
زحمت شیب و شباب ازپیکرخالی مکش
محوگیر از خاطر این تصویر سال و ماه را
درخور هرکسوت اینجا تار و پود دیگر است
بر نوای نی متن ماسورهٔ جولاه را
پند ناصح پر منغص‌کرد وقت می‌کشان
ازکجا آورد این خر نغمهٔ جانکاه را
ناتوانی‌گر شفیع ما نگردد مشکل ست
عاجزان دارند یک سر زیر دندان‌کاه را
چاپلوسی در طبیعت چند پنهان داشتن
حیله آخر پوست بر تن می‌درّد روباه را
تاگهر باشد، حباب‌، آرایش عزت مباد
از سر بی‌مغز بردارید تاج شاه را
می‌توان‌کردن بدی را هم به حرف نیک‌، نیک
از اثر خالی مدان خاصیت افواه را
مرگ هم زحمتکش هستی‌ست تاروز حساب
منزل ما جمع دارد پیچ وتاب راه را
کارها داریم بیش از رنج دنیا، چاره نیست
احتیاج است آنکه رغبت می‌کند اکراه را
چون شرارم امتحان مدّ فرصت داغ‌کرد
یک‌گره میدان نبود این رشتهٔ کوتاه را
ای هوس شکرقناعت‌کن‌که استغنای فقر
بر سر ما چتر شاهی‌کرد برگ‌کاه را
یار غافل نیست بیدل لیک از شوق فضول
لغزش پا در هوای اشک دارد آه را

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

مغتنم‌گیرید دامان دل آگاه را
محرمان لبریزیوسف دیده‌اند این چاه را
هوش مصنوعی: از فرصت‌های خوب و ارزشمند استفاده کنید و دل آگاه را در بر بگیرید، زیرا در این چاه لعنتی، بحث عشق و زیبایی‌های یوسف وجود دارد.
در دبستان طلب تعطیل مشق درد نیست
همچونال خامه در دل خشک‌مپسند آه‌را
هوش مصنوعی: در مدرسه، نیاز به یادگیری و نوشتن درباره درد وجود ندارد، مانند قلمی که در دلش خشک شده و هیچ خوشنویسی را نمی‌پسندد که تنها sighی بسازد.
زحمت شیب و شباب ازپیکرخالی مکش
محوگیر از خاطر این تصویر سال و ماه را
هوش مصنوعی: نگران زحمت‌های جوانی و زیبایی خود نباش. این تصویر از چهره‌ات را از یاد نبر و فراموش نکن روزها و ماه‌هایی را که گذرانده‌ای.
درخور هرکسوت اینجا تار و پود دیگر است
بر نوای نی متن ماسورهٔ جولاه را
هوش مصنوعی: در اینجا، هر شخص و شخصیت به گونه‌ای متفاوت و خاص در نظر گرفته شده است. هر موسیقی و نوازندگی هم رنگ و بویی خاص خود را دارد و نشان‌دهندهٔ داستان و تجربه‌های مختلف است که در دل هر نوا نهفته است.
پند ناصح پر منغص‌کرد وقت می‌کشان
ازکجا آورد این خر نغمهٔ جانکاه را
هوش مصنوعی: مشاور راهنمایی‌هایی می‌دهد که لذت را کم می‌کند، حالا این شخص چگونه توانسته این آواز غم‌انگیز را از کجا بیاورد؟
ناتوانی‌گر شفیع ما نگردد مشکل ست
عاجزان دارند یک سر زیر دندان‌کاه را
هوش مصنوعی: اگر ناتوانی ما را شفیع نکند، پس برای مشکل‌گشایی از دردها و سختی‌ها، به چه کسی امید ببندیم؟ عاجزان و ناتوانان هم زیر فشار مشکلات و دشواری‌ها هستند.
چاپلوسی در طبیعت چند پنهان داشتن
حیله آخر پوست بر تن می‌درّد روباه را
هوش مصنوعی: چاپلوسی و تظاهر به خوبی، در ذات برخی افراد وجود دارد و در نهایت، این رفتار می‌تواند آسیب‌هایی به اطرافیان وارد کند. مانند روباهی که به خاطر تظاهر به خوب بودن، در واقعیت آسیب‌زننده است.
تاگهر باشد، حباب‌، آرایش عزت مباد
از سر بی‌مغز بردارید تاج شاه را
هوش مصنوعی: تا وقتی که خانه‌ای وجود دارد، حبابی هم خواهد بود. آرایش و زینت عزت را از سر بی‌خردان بر ندارید و تاج پادشاهی را از سر آن‌ها کم نکنید.
می‌توان‌کردن بدی را هم به حرف نیک‌، نیک
از اثر خالی مدان خاصیت افواه را
هوش مصنوعی: بدی را می‌توان با کلام خوب هم توجیه کرد، اما نباید فراموش کرد که این حرف‌ها همیشه اثر مثبت ندارند و ممکن است تأثیر واقعی این گفته‌ها به شکل نامناسبی درک شود.
مرگ هم زحمتکش هستی‌ست تاروز حساب
منزل ما جمع دارد پیچ وتاب راه را
هوش مصنوعی: مرگ نیز موجودیتی است که تا روز حساب، ما را در پیچ و خم زندگی گرفتار کرده است.
کارها داریم بیش از رنج دنیا، چاره نیست
احتیاج است آنکه رغبت می‌کند اکراه را
هوش مصنوعی: زندگی ما پر از کارهایی است که بیشتر از درد و رنج دنیا به ما اهمیت می‌دهند. هیچ چاره‌ای نیست و باید به کسانی که رغبت و علاقه‌مند هستند، اجازه دهیم تا به آنچه نمی‌خواهند، رغبت نشان دهند.
چون شرارم امتحان مدّ فرصت داغ‌کرد
یک‌گره میدان نبود این رشتهٔ کوتاه را
هوش مصنوعی: زمانی که آتش وجودم آزمایش شد، فرصت برای داغ کردن مهارت‌هایم کم بود؛ در اینجا گره و مانع زیادی نبود که این رشتهٔ کوتاه را به هم بزند.
ای هوس شکرقناعت‌کن‌که استغنای فقر
بر سر ما چتر شاهی‌کرد برگ‌کاه را
هوش مصنوعی: ای آرزوی شیرین، اکتفا کن و قناعت‌ورزی کن، چراکه فقر بر ما چتر سلطنت گشوده و به نان ناچیز هم شرف داده است.
یار غافل نیست بیدل لیک از شوق فضول
لغزش پا در هوای اشک دارد آه را
هوش مصنوعی: دوست و همراه غافل نیست، اما به خاطر عشق و شوق زیاد، گاهی در احساساتش بی‌احتیاطی می‌کند و ممکن است در تپش‌های دل دچار لغزش شود و به گریه بیفتد.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۱۵۰ به خوانش عندلیب

حاشیه ها

1396/01/14 02:04
میم الف

این غزل به خط بیدل در حاشیه صفحات نخست دیوان بیدل به خط وارث صدیقی. منتشر شده در اینستاگرام آقای هادی سعیدی کیاری
تاریخ کتابت : 1126 هجری قمری / حدود 7 سال پیش از وفات جناب ابوالمعانی
(کتابخانه ی الکترونیک بنیاد بیدل دهلوی)
:
پیوند به وبگاه بیرونی/

1396/01/14 02:04
میم الف

تصحیح میشود:
هادی سعیدی کیاسری

1398/12/29 00:02
مجید مریخی

پند ناصح پر منغص‌کرد وقت می‌کشان
ازکجا آورد این خر نغمهٔ جانکاه را
به تنهایی این بیت ارزش یک غزل دارد
یعنی در حالی که در حال و هوای مستی هستی نصیحت آن سرزنشگر تو را پر از غم و غصه میکند ، این صدای چونان عرعرِ اندوه ناک ، نه سزاوار این جایگاه و این زمان است
ترکیب "خرنغمه" را در نوشته ای دیگر ندیده ام، در معنای عَرعَر