گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۷

کرده‌ام سرمشق حیرت سرو موزون تورا
ناله می‌خوانم بلندیهای مضمون تو را
شام پرورد غمم با صبح اقبالم چه‌کار
تیره‌بختی سایهٔ بید است مجنون تو را
خاکهای این چمن می‌بایدم بر سر زدن
بسکه‌گل پوشید نقش پای‌گلگون تو را
ساز محشرگشت آفاق از نگاه حیرتم
درنی مژگان چه فریاد است مفتون تو را
شور استغنابرون از پرده‌های عجز نیست
رشتهٔ ماسخت پیچیده‌ست قانون تو را
فهم یکتایی‌ست فرق اعتبارات دویی
عمرهاشد خوانده‌ام برخویش افسون تورا
هرچه می‌بینم سراغی از خیالت می‌دهد
هردو عالم یک‌سر زانوست محزون تورا
ای دل‌دیوانه صبری‌کز سویدا چاره نیست
دیدهٔ آهو فرو برده‌ست هامون تو را
بیدل آزادی گر استقبال آغوشت کند
آنقدر واشوکه نتوان بست مضمون تو را

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کرده‌ام سرمشق حیرت سرو موزون تورا
ناله می‌خوانم بلندیهای مضمون تو را
هوش مصنوعی: در تلاش هستم تا زیبایی و هماهنگی تو را الگوی خود قرار دهم و به بلندای معانی تو ناله می‌زنم.
شام پرورد غمم با صبح اقبالم چه‌کار
تیره‌بختی سایهٔ بید است مجنون تو را
هوش مصنوعی: شام غم‌انگیز من، با صبح خوبی که دارم چه کاری می‌تواند برای بخت بد من انجام دهد؟ سایه‌ی بید، تو را مجنون کرده است.
خاکهای این چمن می‌بایدم بر سر زدن
بسکه‌گل پوشید نقش پای‌گلگون تو را
هوش مصنوعی: می‌خواهم خاک‌های این چمن را بر سر بریزم، زیرا آن‌قدر گل در آن روییده که نقش پاهای تو با رنگ سرخ را به یادگار گذاشته است.
ساز محشرگشت آفاق از نگاه حیرتم
درنی مژگان چه فریاد است مفتون تو را
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر نگاه شگفت‌زده‌ام به هم ریخته است و از چشمانم ناله‌ای بلند برمی‌خیزد که از شدت شیفتگی به توست.
شور استغنابرون از پرده‌های عجز نیست
رشتهٔ ماسخت پیچیده‌ست قانون تو را
هوش مصنوعی: شور و هیجان به خاطر ناتوانی و کمبود نیست، بل که قانون تو این است که در دل سختی‌ها و مشکلات، رشته‌ای از استقامت و توانمندی وجود دارد.
فهم یکتایی‌ست فرق اعتبارات دویی
عمرهاشد خوانده‌ام برخویش افسون تورا
هوش مصنوعی: درک یگانگی، تفاوت‌های دوگانگی را کنار می‌زند. سال‌هاست که این سرنوشت را برای خودم نوشته‌ام و جادو و سحر تو را شناخته‌ام.
هرچه می‌بینم سراغی از خیالت می‌دهد
هردو عالم یک‌سر زانوست محزون تورا
هوش مصنوعی: هر چیزی که می‌بینم یادآور توست. تمامی دنیا در یک حالت غمگین به حال تو زانو زده است.
ای دل‌دیوانه صبری‌کز سویدا چاره نیست
دیدهٔ آهو فرو برده‌ست هامون تو را
هوش مصنوعی: ای دل دیوانه، صبر کن، چون چاره‌ای جز صبر نیست. چشمان آهو در دشت تو را در خود غرق کرده‌اند.
بیدل آزادی گر استقبال آغوشت کند
آنقدر واشوکه نتوان بست مضمون تو را
هوش مصنوعی: اگر آزادی در آغوش تو جا بگیرد، دیگر هیچ کس نمی‌تواند موضوع تو را محدود کند.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۱۴۷ به خوانش عندلیب

حاشیه ها

1394/07/20 14:10
رستم وهاب زاده

در بعضی نسخ در بیت آخر ب جای آغوشت مضمونت آمده است.