گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۵

کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را
گنبد دستارکو بردارد آواز تو را
جزصدای لفظ‌نامربوط او معنی‌کجاست
نغمهٔ دولاب آهنگی بود ساز تو را
پیری و طفلی بجا، نقص وکمال توام‌اند
نیست چندان امتیاز انجام و آغاز تو را
درتغافل هم‌نگه می‌پروردبی‌شیوه نیست
سرمهٔ نیرنگ باشد چشم غمازتو را
می‌کندقطع سخن‌، اظهارفضلش آفت‌است
جز بریدن‌کی بود حرفی لب‌گازتو را
ازتماشا حیرت بی‌بهره چون آیینه است
شوق بینایی نباشد دیدهٔ باز تو را
تا نگردد فاش سرّ مستی‌ات مگشای چشم
چون پری‌کاین شیشه ظاهرمی‌کند رازتورا
خم شد از بارتعلق قامتت زیبنده نیست
دعوی وارستگی چون سرو انداز تو را
بیدل ارباب تأمل با عروجت چون‌کنند
آشیان برتر بود از رنگ پرواز تو را

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را
گنبد دستارکو بردارد آواز تو را
هوش مصنوعی: چه کسی می‌تواند از اهل معرفت، زیبایی و ناز تو را بکشد؟ گنبد (آسمان) به خاطر تو ستایش و آواز تو را بلند خواهد کرد.
جزصدای لفظ‌نامربوط او معنی‌کجاست
نغمهٔ دولاب آهنگی بود ساز تو را
هوش مصنوعی: تنها صدای بی‌معنی او چه جایگاهی دارد؟ نغمه‌ای که از چرخ آهنی به گوش می‌رسد، ساز تو را در بر می‌گیرد.
پیری و طفلی بجا، نقص وکمال توام‌اند
نیست چندان امتیاز انجام و آغاز تو را
هوش مصنوعی: به پیری و کودکی نگاه کن، نقص و کمال در هر دو وجود دارد و در واقع تفاوت چندانی بین شروع و پایان تو نیست.
درتغافل هم‌نگه می‌پروردبی‌شیوه نیست
سرمهٔ نیرنگ باشد چشم غمازتو را
هوش مصنوعی: در غفلت خود هم می‌توانی رشد کنی و این طبیعی است که از چشمان براق و فریبنده‌ی تو، ترفندهای پنهان بیرون می‌افتد.
می‌کندقطع سخن‌، اظهارفضلش آفت‌است
جز بریدن‌کی بود حرفی لب‌گازتو را
هوش مصنوعی: وقتی که او صحبت کردن را قطع می‌کند، نشان‌دهنده‌ی فضل و برتری‌اش است. تنها زمانی که می‌توانی صحبت کنی که دندان‌هایت را به لب‌هایت بفشاری.
ازتماشا حیرت بی‌بهره چون آیینه است
شوق بینایی نباشد دیدهٔ باز تو را
هوش مصنوعی: از تماشای زیبایی‌ها، هیجان و شگفتی‌ای وجود ندارد، مانند آینه‌ای که فقط انعکاس می‌دهد. اگر چشمت آماده دیدن زیبایی‌ها نباشد، هیچ لذتی از آن نخواهی برد.
تا نگردد فاش سرّ مستی‌ات مگشای چشم
چون پری‌کاین شیشه ظاهرمی‌کند رازتورا
هوش مصنوعی: تا زمانی که راز شادی و مستی‌ات نمایان نشود، چشمانت را همچون پری باز نکن. زیرا این شفافیت شیشه مانند، رازهای تو را نشان می‌دهد.
خم شد از بارتعلق قامتت زیبنده نیست
دعوی وارستگی چون سرو انداز تو را
هوش مصنوعی: به خاطر وزنت، قامت تو نمی‌تواند خم شود. ادعای رهایی و آزادگی تو زمانی درست است که مثل سرو راست و استوار ایستاده باشی.
بیدل ارباب تأمل با عروجت چون‌کنند
آشیان برتر بود از رنگ پرواز تو را
هوش مصنوعی: عشاق و اهل دل با دیدن عروج و اوج تو، در فکر و تأمل هستند که چگونه باید به دیدارت بیایند. آشیانه‌ای که برای تو می‌سازند، از پرواز و زیبایی تو برتر خواهد بود.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۱۴۵ به خوانش عندلیب