غزل شمارهٔ ۱۳۹
نظر بر کجروان از راستان بیش است گردون را
که خاتم بیشتر در دل نشانَد نقشِ واژون را
شهیدم لیک میدانم که عشقِ عافیتدشمن
چو یاقوتم به آتش میبرد هر قطرهٔ خون را
در آغوش شکنج دام الفت راحتی دارم
خیال زلف لیلی سایهٔ بید است مجنون را
گر از شور حوادث آگهی سر در گریبان کن!
حصار عافیت جز خُم نمیباشد فلاطون را
نه تنها اغنیا را چرخ برمیدارد از پستی
زمین هم لقمههای چرب داند گنج قارون را
شعور جسم زنجیریست در راهِ سبکروحان
که چون خط نقش بندد، پایِ رفتن نیست مضمون را
دل است آن تخم بیرنگی که بهر جستجوی او
جگر سوراخ سوراخ است نه غربال گردون را
بهقدر کوشش عشق ست نعلِ حُسن در آتش
صدای تیشهٔ فرهاد مهمیز است گلگون را
خیال ماسوا فرش است در وحدتسرای دل
درون خویش دارد خانهٔ آیینه بیرون را
حوادث مژدهٔ امن است اگر دل جمع شد بیدل
گهر افسانه داند شورشِ امواج جیحون را
غزل شمارهٔ ۱۳۸: چنان پیچیده توفان سرشکم کوه و هامون راغزل شمارهٔ ۱۴۰: نمیدانم چه تنگی درهم افشرد آه مجنون را
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
نظر بر کجروان از راستان بیش است گردون را
که خاتم بیشتر در دل نشانَد نقشِ واژون را
هوش مصنوعی: نگاه به افرادی که به راههای نادرست میروند بیشتر از افرادی است که در مسیر درست قرار دارند. در واقع، آسمان یا جهان، مانند خاتمی است که بیشتر در دلش نقشهایی از کسانی که به راههای منحرف رفتهاند، ثبت شده است.
شهیدم لیک میدانم که عشقِ عافیتدشمن
چو یاقوتم به آتش میبرد هر قطرهٔ خون را
هوش مصنوعی: من شهید شدهام، اما میدانم که عشق به آسایش و راحتی دشمن من است. مانند یاقوت که در آتش میسوزد، هر قطره خون من را نیز به آتش میكشاند.
در آغوش شکنج دام الفت راحتی دارم
خیال زلف لیلی سایهٔ بید است مجنون را
هوش مصنوعی: در آغوش پیچش و زیبایی عشق، احساس آرامش دارم. در خیال زلفهای لیلی، سایه درخت بید را میبینم که مانند مجنون در عالم عشق غرق شده است.
گر از شور حوادث آگهی سر در گریبان کن!
حصار عافیت جز خُم نمیباشد فلاطون را
هوش مصنوعی: اگر از تغییرات و اتفاقات دنیا باخبر هستی، بهتر است خود را درگیر مشکلات نسازی. زندگی آرام و بیدغدغه بیشتر شبیه به یک حال ناز و شراب است.
نه تنها اغنیا را چرخ برمیدارد از پستی
زمین هم لقمههای چرب داند گنج قارون را
هوش مصنوعی: چرخ گردش روزگار فقط بر ثروتمندان نمیچرخد، بلکه از پایینترین و فقیرترین مکانها هم میتواند لقمههای پر از نعمت پیدا کند و حتی گنجهای بزرگ مانند قارون را در بر بگیرد.
شعور جسم زنجیریست در راهِ سبکروحان
که چون خط نقش بندد، پایِ رفتن نیست مضمون را
هوش مصنوعی: عرفان و شناخت عمیق، مانند زنجیری است که بر روحهای آزاد و سبکبال قفل میزند. وقتی فهم و ادراک محدود شود، دیگر نمیتوان به راحتی حرکت کرد و در دل معنا غرق شد.
دل است آن تخم بیرنگی که بهر جستجوی او
جگر سوراخ سوراخ است نه غربال گردون را
هوش مصنوعی: دل مانند تخمی بیرنگ است که برای یافتن آن، جگر انسان به شدت آسیب دیده و زخمهای زیادی برداشته است. این جستجو نه تنها در عرصههای عادی، بلکه در زیر آسمان نیز به سختی انجام میشود.
بهقدر کوشش عشق ست نعلِ حُسن در آتش
صدای تیشهٔ فرهاد مهمیز است گلگون را
هوش مصنوعی: به اندازهی تلاشی که عشق میکند، نعل زیبایی در آتش صدای تیشهی فرهاد از عشق و عواطف سرخ و پرشور است.
خیال ماسوا فرش است در وحدتسرای دل
درون خویش دارد خانهٔ آیینه بیرون را
هوش مصنوعی: تصور چیزهای دیگر مانند فرشی است که در خانهٔ دل و در فضای یکتایی قرار دارد، و در درون این دل، خانهای مانند آیینه وجود دارد که واقعیتهای بیرون را منعکس میکند.
حوادث مژدهٔ امن است اگر دل جمع شد بیدل
گهر افسانه داند شورشِ امواج جیحون را
هوش مصنوعی: اگر دل آرام باشد و تمرکز پیدا کند، حوادث میتوانند نشانهای از امنیت و آسایش باشند. در این حالت، فرد بیدل میتواند مانند جواهر نادر، داستانها و تجربیات عمیق زندگی را درک کند و به معانی پنهان آنها پی ببرد، حتی اگر در اطرافش آشفتگی و تلاطم وجود داشته باشد.
خوانش ها
غزل شمارهٔ ۱۳۹ به خوانش عندلیب
حاشیه ها
1395/06/27 19:08
سیدجعفرعزیزی
بیت هشتم:
صدای تیشه ی فرهاد...اصلاح بفرمایید
1398/01/28 23:03
آرمین
باسلام
مصرع دوم از بیت اول: نقش وارون صحح ات.

بیدل دهلوی