گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۳

شدی پیر و همان در بند غفلت می‌کنی جان را
به پشت خم کشی تا کی چو گردون بار امکان را
ریاضت غره دارد زاهدان را لیک ازین غافل
که از خود گر تهی گشتند پر کردند همیان را
بود ساز تجرد لازم قطع تعلق‌ها
برش رد به عرض بی‌نیامی تیغ عریان را
مروت‌ گر دلیل همت اهل کرم باشد
چرا بر خاک ریزد آبروی ابر نیسان را
جهان از شور دلها خانهٔ زنجیر خواهد شد
میفشان بی‌تکلف دامن زلف پریشان را
به ذوق کامرانی‌های عیش‌آباد رسوایی
ز شادی لب نمی‌آید به هم چاک گریبان را
دل از سطر نفس یک‌سر پیام شبهه می‌خواند
دبیر ناز بر مکتوب ما ننوشت عنوان را
مروت‌کیشی الفت‌، وفامشتاق بود اما 
غرور حسن رنگ ما تصور کرد پیمان را
به مضراب سبب آهنگ اسرارم نمی‌بالد
پریدن‌های چشمم بال نگرفته‌است مژگان را
به جزتسلیم‌، ساز جرأت دیگر نمی‌بینم
خمیدن می‌کشد بیدل کمان ناتوانان را

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

شدی پیر و همان در بند غفلت می‌کنی جان را
به پشت خم کشی تا کی چو گردون بار امکان را
هوش مصنوعی: تو به پیری رسیدی و هنوز در فکر چیزهای بیهوده هستی، در حالی که جانت را به دوش می‌کشی. تا کی می‌خواهی بار زندگی را چنین به دوش باری؟
ریاضت غره دارد زاهدان را لیک ازین غافل
که از خود گر تهی گشتند پر کردند همیان را
هوش مصنوعی: زاهدان به زهد و ریاضت خود فخر می‌کنند، اما از حقیقت خود غافل هستند. زمانی که از خود خالی شدند و به باطن خود نگریستند، دوباره به دنیای مادی و مال و ثروت روی خواهند آورد.
بود ساز تجرد لازم قطع تعلق‌ها
برش رد به عرض بی‌نیامی تیغ عریان را
هوش مصنوعی: برای رسیدن به حالت خالص و رها شدن از وابستگی‌ها، باید از دلبستگی‌ها گذر کرد و به عمق معنوی و آرامشی که در وجود دارد، دست یافت. این فرآیند نیازمند شهامت و تیزی فکر است که موانع را از میان بردارد.
مروت‌ گر دلیل همت اهل کرم باشد
چرا بر خاک ریزد آبروی ابر نیسان را
هوش مصنوعی: اگر جوانمردی و بزرگواری به تلاش و تلاش اهل کرم وابسته باشد، پس چرا باید آبروی باران بهاری همچون ابر نیسان را بر زمین بریزند؟
جهان از شور دلها خانهٔ زنجیر خواهد شد
میفشان بی‌تکلف دامن زلف پریشان را
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر شور و احساسات دل‌ها دچار زنجیر و محدودیت خواهد شد، پس بی‌هیچ تردیدی و با آزادی، دامن موهای پریشان خود را به وسعت بیفکن.
به ذوق کامرانی‌های عیش‌آباد رسوایی
ز شادی لب نمی‌آید به هم چاک گریبان را
هوش مصنوعی: در این بیت شخصیت شاعر به احساس شادمانی و خوشبختی اشاره دارد، که آنقدر غرق در لذت‌های زندگیش است که از بیان شادی و خوشحالی خود هم شرمنده می‌شود. او در این حالت، حتی از نشان دادن نشانه‌های شادی خود مثل چاک کردن لباسی که برایش مهم است، نیز خودداری می‌کند. در واقع، این شعر نمایانگر تضاد بین خوشی و عواقب آن است.
دل از سطر نفس یک‌سر پیام شبهه می‌خواند
دبیر ناز بر مکتوب ما ننوشت عنوان را
هوش مصنوعی: دل از نفس خود پیامی می‌گیرد و در این پیام، نشانه‌های تردید وجود دارد. نویسنده با ظرافت و ناز، بر روی نامه‌ی ما عنوانی ننوشته است.
مروت‌کیشی الفت‌، وفامشتاق بود اما 
غرور حسن رنگ ما تصور کرد پیمان را
هوش مصنوعی: ودادگی و انسانیت در عشق، به وفاداری تمایل داشتند، اما زیبایی و خودپسندی ما باعث شد که راز دلبستگی را به گونه دیگری برداشت کنند.
به مضراب سبب آهنگ اسرارم نمی‌بالد
پریدن‌های چشمم بال نگرفته‌است مژگان را
هوش مصنوعی: چشم‌های من به علت نواختن و ریتم خاصی که دارد، نمی‌تواند به رازهای عمیق توجه کند، و مژگان من همچون پرنده‌ای که نتوانسته پرواز کند، به بلندای آسمان نرسیده است.
به جزتسلیم‌، ساز جرأت دیگر نمی‌بینم
خمیدن می‌کشد بیدل کمان ناتوانان را
هوش مصنوعی: جز تسلیم، هیچ نوع شجاعت و جسارتی نمی‌بینم. در حالی که ضعیفان به راحتی خم می‌شوند، من بیدل (دل‌شکسته) با کمان کارشکنی را حس می‌کنم.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۱۳۳ به خوانش عندلیب

حاشیه ها

1390/01/03 22:04
جواد مؤمنی

الف. مصراع:بود ساز تجرد لازم 'قطع'تعلق ها
اصلاح شود.
ب.وزن مصراع دوم همین بیت مغشوس است.
ج.در بیت ماقبل آخر,بریدن 'ها'درست است.