گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۲

حیف است‌کشد سعی دگر باده‌کشان را
یاران به خط جام ببندید میان را
ما صافدلان سرشکن طبع درشتیم
بر سنگ ترحم نبود شیشه‌گران را
حسرت همه دم صید خم قامت پیری‌ست
گل در بر خمیازه بود شاخ‌کمان را
غفلت ز سرم باز نگردید چوگوهر
با دیده گره ساخته‌ام خواب گران را
عالم همه یار است تو محجوب خیالی
بند از مژه بردار یقین سازگمان را
آسوده روان جاده تشویش ندارند
منزل طلبی ترک مکن ضبط عنان را
ما و سحر از یک جگر چاک دمیدیم
آهی نکشیدیم‌که نگرفت جهان را
دیدار پرستیم مپرس از رم و آرام
پرواز نگاه است تحیر قفسان را
دل جمع‌کن ازکشمکش دهر برون آ
کاین بحر در آغوش گهر ریخت کران را
گردون همه پرواز و زمین جمله غبار است
منزل بنمایید اقامت‌طلبان را
سرمایه چو صبح از دو نفس بیش ندارید
بیهوده براین جنس مچینید دکان را
بیدل ز نفسها روش عمر عیان است
نقش قدم از موج بود آب روان را

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

حیف است‌کشد سعی دگر باده‌کشان را
یاران به خط جام ببندید میان را
هوش مصنوعی: نمی‌ارزد که باده‌نوشان دیگر زحمت بکشند، دوستان خط جام را در میان بسته‌اند.
ما صافدلان سرشکن طبع درشتیم
بر سنگ ترحم نبود شیشه‌گران را
هوش مصنوعی: ما افرادی هستیم که در دل‌های‌مان پاکی و سادگی داریم، اما در عین حال، در برابر سختی‌ها و مشکلات، قوی و استوار ایستاده‌ایم. بر سنگ که به راحتی نمی‌توان بر آن رحم کرد، شیشه‌گران می‌دانند که چگونه باید با آن رفتار کنند.
حسرت همه دم صید خم قامت پیری‌ست
گل در بر خمیازه بود شاخ‌کمان را
هوش مصنوعی: تلاش بی‌پایان برای به دست آوردن زیبایی و جوانی، در حالی که پیری و خستگی در وجود ما حسرتی به وجود می‌آورد. گل به عنوان نمادی از جوانی و شادابی، در دل احساساتی از ناامیدی و یأس به تصویر کشیده می‌شود.
غفلت ز سرم باز نگردید چوگوهر
با دیده گره ساخته‌ام خواب گران را
هوش مصنوعی: غفلت از ذهنم دور نخواهد شد، مثل جواهری که با چشم گره زده‌ام و خواب سنگین را در خود دارم.
عالم همه یار است تو محجوب خیالی
بند از مژه بردار یقین سازگمان را
هوش مصنوعی: جهان پر از دوست و همراه است، اما تو به خاطر توهمات خود از آنها دوری کرده‌ای. چشمانت را باز کن و از فکر خرافی رها شو تا به حقیقت و یقین دست یابی.
آسوده روان جاده تشویش ندارند
منزل طلبی ترک مکن ضبط عنان را
هوش مصنوعی: آرام و بدون نگرانی در مسیر زندگی حرکت کن، اما هیچ‌گاه از جستجوی اهداف و آرزوهایت غافل نشو و کنترل خودت را در دست بگیر.
ما و سحر از یک جگر چاک دمیدیم
آهی نکشیدیم‌که نگرفت جهان را
هوش مصنوعی: ما و سحر از یک دل داغ و زخم جدا شُدیم، بدون اینکه آهی بکشیم که جهانی را تحت تاثیر قرار دهد.
دیدار پرستیم مپرس از رم و آرام
پرواز نگاه است تحیر قفسان را
هوش مصنوعی: ملاقات با محبوب را از ما نپرس، زیرا پرواز نگاه ما به او آرامش و حیرت قفس‌ها را به ارمغان می‌آورد.
دل جمع‌کن ازکشمکش دهر برون آ
کاین بحر در آغوش گهر ریخت کران را
هوش مصنوعی: دل را از مشغله‌ها و درگیری‌های زندگی آزاد کن و به آرامش برس، زیرا این دریا به وفور جواهرات گرانبها را در خود دارد و می‌تواند کرانه‌ها را پر کند.
گردون همه پرواز و زمین جمله غبار است
منزل بنمایید اقامت‌طلبان را
هوش مصنوعی: آسمان همیشه در حال حرکت است و زمین پر از غبار و ناپایداری است. این حال را برای کسانی که دنبال آرامش و سکون هستند، به نمایش بگذارید.
سرمایه چو صبح از دو نفس بیش ندارید
بیهوده براین جنس مچینید دکان را
هوش مصنوعی: به زبانی ساده می‌توان گفت: هرچقدر هم که سرمایه‌تان کم باشد، نباید بی‌خود و بی‌مورد برای کارهایی که در آن موفق نیستید، زحمت بکشید و وقت و انرژی خود را صرف کنید.
بیدل ز نفسها روش عمر عیان است
نقش قدم از موج بود آب روان را
هوش مصنوعی: زندگی و عمر انسان در هر دم و بازدم نمایان می‌شود و اثرات آن مانند ردپایی در کنار آب جاری به وضوح دیده می‌شود.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۱۳۲ به خوانش عندلیب