غزل شمارهٔ ۱۲۸
بسکه وحشت کرده است آزاد مجنون مرا
لفظ نتواند کند زنجیر مضمون مرا
در سر از شوخی نمیگنجد گل سودای من
خم حبابی میکند شور فلاطون مرا
داغ هم در سینهام بیحسرت دیدار نیست
چشم مجنون نقش پا بودهست هامون مرا
کو دمِ تیغی که در عشرتگهِ انشای ناز
مصرع رنگین نویسد موجهٔ خون مرا
ساز من آزادگی، آهنگ من آوارگی
از تعلق تار نتوان بست قانون مرا
از لب خاموش توفانِ جنون را ساحلم
این حبابِ بینفس پل بست جیحون مرا
عمر رفت و دامنِ نومیدی از دستم نرفت
ناز بسیار است بر من بختِ واژون مرا
داغ یأسم ناله را درحلقهٔ حیرت نشاند
طوق قمری دام ره شد سرو موزون مرا
عشق میبازد سراپایم بهنقش عجز خویش
خاکساریهاست لازم بید مجنون مرا
غافلم بیدل ز گرد ترکتازیهای حُسن
میدمد خط تا کند فکر شبیخون مرا
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بسکه وحشت کرده است آزاد مجنون مرا
لفظ نتواند کند زنجیر مضمون مرا
هوش مصنوعی: مجنون من به قدری ترسیده و رنجیده است که هیچ کلمهای نمیتواند احساسات و مضامین درونیاش را به درستی بیان کند.
در سر از شوخی نمیگنجد گل سودای من
خم حبابی میکند شور فلاطون مرا
هوش مصنوعی: در ذهن من، شوخی و بازی وجود ندارد که بخواهد عطر و زیبایی گلی را که در دل دارم منعکس کند. این حبابی که شکل میگیرد، شور و هیجان مرا به یاد فلسفه و عمق افکار افلاطون میاندازد.
داغ هم در سینهام بیحسرت دیدار نیست
چشم مجنون نقش پا بودهست هامون مرا
هوش مصنوعی: درد و غم در دل من وجود دارد، اما حسرتی از دیدار محبوب در آن نیست. چشم مجنون، نشانهها و رد پای عشق را بر روی هامون (زیر و بم دل) من به نمایش گذاشته است.
کو دمِ تیغی که در عشرتگهِ انشای ناز
مصرع رنگین نویسد موجهٔ خون مرا
هوش مصنوعی: کجا میتوان تیغی را یافت که در مکانی خوش و دلنشین عاشقانه، با خون من، شعر زیبا و رنگینی بنویسد؟
ساز من آزادگی، آهنگ من آوارگی
از تعلق تار نتوان بست قانون مرا
هوش مصنوعی: آهنگ و صدای من نماد آزادگی و بیتعهدی است و هیچ قانونی نمیتواند مرا به وابستگی و محدودیت بکشد.
از لب خاموش توفانِ جنون را ساحلم
این حبابِ بینفس پل بست جیحون مرا
هوش مصنوعی: از سکوت تو، اضطراب و جنون به وجود میآید. این حباب بیجان، پل ارتباطی من با رود جیحون شده است.
عمر رفت و دامنِ نومیدی از دستم نرفت
ناز بسیار است بر من بختِ واژون مرا
هوش مصنوعی: عمر به سرعت گذشت و من همچنان درگیر ناامیدی هستم. بخت من به گونهای است که از من دور شده و زندگیام را تحت تأثیر قرار داده است.
داغ یأسم ناله را درحلقهٔ حیرت نشاند
طوق قمری دام ره شد سرو موزون مرا
هوش مصنوعی: دوست میگوید که احساس عمیق و ناراحتیها مانند نالهای در حلقهای از حیرت و سردرگمی نشسته است. همچنین آن دوست به زیباییای که دارد از طرف عشق و غم به دام افتاده و به مانند سروی موزون و خوشتراش در دل این مصیبت به پرواز در آمده است.
عشق میبازد سراپایم بهنقش عجز خویش
خاکساریهاست لازم بید مجنون مرا
هوش مصنوعی: عشق تمام وجود مرا تحت تاثیر قرار داده و به من نشان میدهد که باید humble و فروتن باشم. برای اینکه به عشق واقعی برسم، باید مانند بید مجنون به عشق و احساساتم احترام بگذارم و خودم را تسلیم آنها کنم.
غافلم بیدل ز گرد ترکتازیهای حُسن
میدمد خط تا کند فکر شبیخون مرا
هوش مصنوعی: من غافل هستم و از زیباییهای تو بیخبرم، اما این زیباییها به قدری قوی هستند که به من الهام میدهند و باعث میشوند تا به فکر حمله به دل من بیفتند.

بیدل دهلوی