گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۷

وهم راحت صید الفت‌کرد مجنون مرا
مشق تمکین لفظ‌گردانید مضمون مرا
گریه توفان‌کرد چندانی‌که دل هم آب شد
موج سیل آخر به دریا برد هامون مرا
داده‌ام ازکف عنان و سخت حیرانم‌که باز
ناکجا راند محبت اشک‌گلگون مرا
زین عبارتهاکه حیرت صفحهٔ تحریر اوست
گر نفهمی می‌توان فهمید مضمون مرا
ناخن تدبیر را بر عقدگوهر دست نیست
موج می مشکل‌گشاید طبع محزون مرا
چون‌شرر روزو شبم‌کرد رم کم‌فرضیی‌است
گردشی در عالم رنگ است گردون مرا
دل هم از مضمون اسرارم عبارت‌ساز ماند
آینه ننمود الا نقش بیرون مرا
یکقدم‌وارم‌چواشک‌ازخودروانی‌مشکل‌است
ای تپیدن‌گر توانی آب کن خون مرا
زیردست التفات چتر شاهی نیستم
موی سر در سایه پرورده است مجنون مرا
تا فلک یک مدّ آهم نارسا آهنگ نیست
سکته معدوم‌است مصرعهای‌موزون مرا
تارگیسو نیست بیدل رشتهٔ تسخیر من
از زبان‌ مار باید جست فسون مرا

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

وهم راحت صید الفت‌کرد مجنون مرا
مشق تمکین لفظ‌گردانید مضمون مرا
هوش مصنوعی: فکر و خیال عشق مرا در دام خود گرفتار کرده و به من آموخته است که چگونه احساسات و مضامین خود را به زیبایی بیان کنم.
گریه توفان‌کرد چندانی‌که دل هم آب شد
موج سیل آخر به دریا برد هامون مرا
هوش مصنوعی: گریه و نالۀ من به اندازه‌ای بود که دل من هم مانند آبی که می‌ریزد، تحت تأثیر قرار گرفت و در نهایت، سیل همه چیز را با خود به دریا برد و از من کاری نماند.
داده‌ام ازکف عنان و سخت حیرانم‌که باز
ناکجا راند محبت اشک‌گلگون مرا
هوش مصنوعی: در حال حاضر کنترل خود را از دست داده‌ام و به شدت گیج شده‌ام، زیرا نمی‌دانم چرا محبت باعث شده تا اشک‌های من همچون گل‌های رنگی بریزد.
زین عبارتهاکه حیرت صفحهٔ تحریر اوست
گر نفهمی می‌توان فهمید مضمون مرا
هوش مصنوعی: این جملات که باعث شگفتی ورقهٔ نوشته‌ام شده، اگر نتوانی درک کنی، اما می‌توانی مفهوم من را متوجه شوی.
ناخن تدبیر را بر عقدگوهر دست نیست
موج می مشکل‌گشاید طبع محزون مرا
هوش مصنوعی: من نمی‌توانم با تدبیر خود بر مشکلات و معضلات زندگی غلبه کنم، ولی برخی از مشکلات با راهیابی در دلم، به آسانی حل می‌شوند.
چون‌شرر روزو شبم‌کرد رم کم‌فرضیی‌است
گردشی در عالم رنگ است گردون مرا
هوش مصنوعی: زمانی که روز و شب را مانند جرقه‌ای می‌بینم، به نظر می‌رسد که اینها فقط تصوری از گردش موجود در دنیای رنگی هستند که دور مرا احاطه کرده است.
دل هم از مضمون اسرارم عبارت‌ساز ماند
آینه ننمود الا نقش بیرون مرا
هوش مصنوعی: دل من همچون آینه‌ای است که فقط نقش و تصویر بیرونی مرا نشان می‌دهد و هیچ نشانی از رازهای درونم را بازگو نمی‌کند.
یکقدم‌وارم‌چواشک‌ازخودروانی‌مشکل‌است
ای تپیدن‌گر توانی آب کن خون مرا
هوش مصنوعی: یک قدم به جلو می‌روم، اما مانند ششکلی که از خود بی‌خبر است، دشوار است. اگر می‌توانی، دل من را به جریان بینداز و خونم را به جوش بیاور.
زیردست التفات چتر شاهی نیستم
موی سر در سایه پرورده است مجنون مرا
هوش مصنوعی: من زیر سایه توجه و مراقبت پادشاه نیستم، موهای سرم در سایه‌ای پرورش یافته که برای مجنون است.
تا فلک یک مدّ آهم نارسا آهنگ نیست
سکته معدوم‌است مصرعهای‌موزون مرا
هوش مصنوعی: تا زمانی که در آسمان یک لحظه درخواست و آرزویم را به زبان نیاورده‌ام، سکوت و بی‌حرکتی در شعرو شعرهایم وجود دارد و احساس من ناقص است.
تارگیسو نیست بیدل رشتهٔ تسخیر من
از زبان‌ مار باید جست فسون مرا
هوش مصنوعی: تاریکی و غم در من نیست، اما برای به دست آوردن محبت و تسلط بر دل دیگران، باید معنای سخنانم را در کلمات پنهان و پیچیده جستجو کرد.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۱۲۷ به خوانش عندلیب

حاشیه ها

1396/07/06 01:10

دربیت آخر ،افسون مرا؛صحیح است