غزل شمارهٔ ۱۱۹
بهتازگی نکشد عافیت دماغ مرا
مگر شکستن دل پرکند ایاغ مرا
شبیکه دیدهکنم روشن از تماشایت
فتیله مدتحیربود چراغ مرا
ز برق یأس جگرسوز بادهای دارم
که شعله نیزنبوسد لب ایاغ مرا
نشاط باده به مینای غنچگیها بود
شکفتگی همه خمیازهکرد باغ مرا
خمار شیشهٔ چرخ از نگونیاش پداست
چسان علاجکندکلفت دماغ مرا
در ابروی تو شکنپرورد تغافل چند
مقام فتنه مکنگوشهٔ فراغ مرا
هزاررنگ ز بخت سیاه منگلکرد
زمانه شوخی طاووس داد زاغ مرا
چوموج سرمه نهانم بهچشم خوش نگهان
زحلقهٔ رم آهوطلب سراغ مرا
فسردگی مطلب از دلمکه در ایجاد
به تیغ شعله بریدند ناف داغ مرا
مگر ز ناله تهیگشت سینهٔ بیدل
که خامشی است سبق عندلیب باغ مرا
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بهتازگی نکشد عافیت دماغ مرا
مگر شکستن دل پرکند ایاغ مرا
هوش مصنوعی: به تازگی، خوشحالی و آرامش زندگیام را نمیگیرد مگر اینکه شکست قلبم، دلم را پر کند.
شبیکه دیدهکنم روشن از تماشایت
فتیله مدتحیربود چراغ مرا
هوش مصنوعی: در شبی که وجودت را میبینم و از تماشای تو شادمان میشوم، انگار که فتیله چراغم در میان حیرت و شگفتی، به درستی روشن نمیشود.
ز برق یأس جگرسوز بادهای دارم
که شعله نیزنبوسد لب ایاغ مرا
هوش مصنوعی: از ناامیدی و اندوه عمیق، نوشیدنیای دارم که حتی شعله آتش هم نتواند لبانم را لمس کند.
نشاط باده به مینای غنچگیها بود
شکفتگی همه خمیازهکرد باغ مرا
هوش مصنوعی: شادی و سرزندگی می، باعث شکوفایی و جوانهزنیها بود و همهی زیباییها در باغ من خوابآلوده شدهاند.
خمار شیشهٔ چرخ از نگونیاش پداست
چسان علاجکندکلفت دماغ مرا
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن حالت نشئگی و تاثیر شدید شراب بر انسان پرداخته است. شاعر با اشاره به شیشه و چرخ، به وضعیتی اشاره میکند که به دلیل بلندنشینی و غفلت، ذهنش دچار آشفتگی و سردرگمی شده است. او از چگونگی درمان این حالت و غم و اندوهی که به او دست داده، گلهمند است. در واقع، شاعر به نوعی ناتوانی از بهبود وضعیت خود اشاره میکند.
در ابروی تو شکنپرورد تغافل چند
مقام فتنه مکنگوشهٔ فراغ مرا
هوش مصنوعی: در ابروی تو، دلربایی و زیبایی خاصی نهفته است. چرا میخواهی با نادیده گرفتن و بیتوجهی خود، چهرهای از فتنه و مشکل بسازی و دل من را در این گوشه از آرامش به هم بریزی؟
هزاررنگ ز بخت سیاه منگلکرد
زمانه شوخی طاووس داد زاغ مرا
هوش مصنوعی: بخت بد من باعث شد که هزاران رنگ و زیبایی به وجود بیاید، اما در عوض، زمانه مرا به تمسخر گرفت و به جای زیبایی، زاغ سیاه نصیبم شد.
چوموج سرمه نهانم بهچشم خوش نگهان
زحلقهٔ رم آهوطلب سراغ مرا
هوش مصنوعی: چون موج سرمه در چشمان زیبا پنهانم، از حلقه راز آهو به دنبال من بگردید.
فسردگی مطلب از دلمکه در ایجاد
به تیغ شعله بریدند ناف داغ مرا
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که در دل دارم به قدری عمیق است که مانند تیغی سوزان، زخم و درد را در وجودم ایجاد کرده است.
مگر ز ناله تهیگشت سینهٔ بیدل
که خامشی است سبق عندلیب باغ مرا
هوش مصنوعی: آیا سینهی بیدرد و رنج من دیگر از غم و اندوه پر نیست که مثل بلبل در باغ برایم نمیخواند و خاموش مانده است؟

بیدل دهلوی