اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
عبرتیکوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا
موج اینگوهر نمیدانم چه پهلو زد مرا
هوش مصنوعی: موجی مرا به سمتی میکشاند که نمیدانم چیست و چگونه به این وضعیت دچار شدهام. در این لحظه، این غم و اندوه به من هجوم آورده و ذهنم پر از فکرهای پراکنده است.
عمرها شد آتشم افسرده است ما نفس
خندهها بسیارکردیمگریه آموزد مرا
هوش مصنوعی: سالهای زیادی است که آتش درونم خاموش شده است. ما بارها و بارها خنده کردیم، اما حالا گریه کردن را به من میآموزد.
زان همهحسرت کهحرمان باغبارم بردهاست
میزند دامن نمیدانم کی افروزد مرا
هوش مصنوعی: بخاطر تمام حسرتهایی که به سبب دوری از باغ و بستان به دلم نشسته، مدام دامنم را میزند و نمیدانم چه زمانی به جانم آتش میافروزد.
محرم آن شعله خویم جانب دیرم مخوان
عالمی را جمع سازم هرکه بدوزد مرا
هوش مصنوعی: من به عشق و محبت آن شعله نزدیکم، پس مرا به کعبه و مکانهای مقدس نبر. من میتوانم جهانی را در کنار خود جمع کنم، هر کس که بخواهد با من گره بخورد و به من نزدیک شود.
حرفلعل اوخموشم کردبیدلعمرهاست
گبر دارد رو به محرابیکه میسوزد مرا
هوش مصنوعی: حرفهای خوش او من را خاموش کرده است و سالهاست که در برابر محراب، که در آن میسوزم، نشستهام.
حاشیه ها
1392/02/15 20:05
محمد یعقوب مومند
سلام واحترام خدمت کارگزاران صفحه وزین گنجور با تقدیر از کار فوق العاده شما در قسمت درج غزلیات ابوالمعانی بیدل رح .
البته غزل شماره 115 مندرج صفحه گنجور با کتاب غزلیات بیدل چاپ عکسی از روی نسخه کابل که انتشارات فروغی در سال 1381 منتشر نموده است تفاوت دارد . باین معنی ابیات به اصطلاح (پس و پیش ) گردیده است.
اینک غزل فوق الذکر از روی کتاب غزلیات ابوالمعانی رح تحریر گردید امید اصلاح گردد. بااحترام
محمدیعقوب مومند
1392/02/15 20:05
محمد یعقوب مومند
عبرتیکو تا لب از هذیان به هم دوزد مرا
خندهها بسیارکردمگریه آموزد مرا
عمرها شد آتشم افسرده است اما نفس
میزند دامن نمیدانم کی افروزد مرا
زان همهحسرت که حرمان باغبارم بردهاست
عالمی را جمع سازد هرکه اندوزد مرا
محرم آن شعله خویم جانب دیرم مخوان
گبر دارد رو به محرابیکه میسوزد مرا
حرفلعل اوخموشم کردبیدلعمرهاست
موج اینگوهر نمیدانم چه پهلو زد مرا
1398/08/31 23:10
rezasafari
زنده باد محمدیعقوب مومند