غزل شمارهٔ ۱۰۸
بوی وصلتگر ببالاند دل ناکام را
صحن اینکاشانه زیر سایهگیرد بام را
طایر آزاد ماگر بال وحشت واکند
گردباد آیینه سازد حلقههای دام را
دیدن هنگامهٔ هستی شنیدن بیش نیست
وهم ما تا کی وصال اندیشد این پیغام را
منعم از نقش نگین جوی خیالی میکند
مفت حسرتها اگر سیراب سازد نام را
ساقیا امشب چو موج می پریشان دفتریم
رشتهٔ شیرازة ما ساز خط جام را
بختگی خواهی به درد بینوایی صبرکن
آسمان سرسبز دارد میوههای خام را
نیرهبختی نیز مفت اعتبار زندگیست
شمع صبح عالم اقبال داند شام را
موج دریا را بهساحلهمنشینی تهمتاست
بیقراران نذر منزل کردهاند آرام را
شعلهٔ ما دورگرد الفت خاکستر است
دوش وحشت برنتابد جامهٔ احرام را
شوق میبالد به قدر رم نگاهیهای حسن
ورنه دام دلبریکو آهوان رام را
درچمن هم ازگزند چشم بد ایمن مباش
پرده زنبوریست آنجا دیدة بادام را
چون خط پرگار بیدل منزل ما جاده است
جستجوهای هوس آغازکرد انجام را
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بوی وصلتگر ببالاند دل ناکام را
صحن اینکاشانه زیر سایهگیرد بام را
هوش مصنوعی: عطر و بوی وصال (وصل) عشق، دل ناامید من را بالا میبرد. در این خانه، سایهام زیر بام امن و آرامش قرار میگیرد.
طایر آزاد ماگر بال وحشت واکند
گردباد آیینه سازد حلقههای دام را
هوش مصنوعی: پرنده آزاد اگر از ترس بالهایش را گشوده و پرواز کند، طوفان دایرههای دام را به تصویر میکشد.
دیدن هنگامهٔ هستی شنیدن بیش نیست
وهم ما تا کی وصال اندیشد این پیغام را
هوش مصنوعی: دیدن و تجربهی دنیای موجود تنها یک نوع شنیدن است. ما تا چه زمانی به خیال وصال و رسیدن به آن فکر کنیم؟ این پیام را درک کنید.
منعم از نقش نگین جوی خیالی میکند
مفت حسرتها اگر سیراب سازد نام را
هوش مصنوعی: کسی که دارای نعمت است، میتواند با خیال پردازی، از زیباییها لذت ببرد. اگر او نام خود را سیراب کند، حسرتها از دلش زدوده میشود.
ساقیا امشب چو موج می پریشان دفتریم
رشتهٔ شیرازة ما ساز خط جام را
هوش مصنوعی: ای ساقی، امشب مانند امواج، مشروبات را در طبقها بر هم بریز و از هم بگسل! ما را به مدد این شراب، پیوندی نوین بخش.
بختگی خواهی به درد بینوایی صبرکن
آسمان سرسبز دارد میوههای خام را
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به خوشبختی برسی و از درد فقر رهایی یابی، باید صبر کنی؛ زیرا آسمان سرسبز و پرثمر، میوههای ناپخته و خامی نیز دارد.
نیرهبختی نیز مفت اعتبار زندگیست
شمع صبح عالم اقبال داند شام را
هوش مصنوعی: زندگی در بدبختی نیز ارزشمند است، مانند شمعی که صبح هنگام از روشنایی خود آگاه است، ولی غروب را نیز درک میکند.
موج دریا را بهساحلهمنشینی تهمتاست
بیقراران نذر منزل کردهاند آرام را
هوش مصنوعی: موج دریا تنها به خاطر نزدیک شدن به ساحل به آرامش نمیرسد؛ افرادی که دلنگران ہیں و به دنبال آرامش هستند، درباره رسیدن به منزل و سکون نذر و عهد کردهاند.
شعلهٔ ما دورگرد الفت خاکستر است
دوش وحشت برنتابد جامهٔ احرام را
هوش مصنوعی: شعلهٔ وجود ما به خاطر عشق و محبت، از زیر خاکسترها به وجود آمده است. شب گذشته وحشت نتوانست لباس مقدس ما را تحمل کند.
شوق میبالد به قدر رم نگاهیهای حسن
ورنه دام دلبریکو آهوان رام را
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت نگاهی دلربا به قدری دلگرمکننده است که شوق و اشتیاق را برمیانگیزد، وگرنه دلبری و فریبندگی که مانند آهوان آرام و دلنشین است، توانایی به دست آوردن دلها را ندارد.
درچمن هم ازگزند چشم بد ایمن مباش
پرده زنبوریست آنجا دیدة بادام را
هوش مصنوعی: در چمن، حتی در برابر نگاههای حسود هم بیخطر نیستی، زیرا آنجا مثل پردهای از زنبور، چشمهای درشتی همچون بادام وجود دارد که ممکن است بر تو تأثیر بگذارد.
چون خط پرگار بیدل منزل ما جاده است
جستجوهای هوس آغازکرد انجام را
هوش مصنوعی: خود را در مسیری که خواستهها و آرزوها به آن هدایت میکنند، دنبال کن و به جستجوی هدفهایت بپرداز. خانهای که در آن قرار داری، مانند دایرهایی است که میتواند تو را به سمت انجام آرزوهایت راهنمایی کند.
خوانش ها
غزل شمارهٔ ۱۰۸ به خوانش عندلیب
حاشیه ها
1399/02/15 03:05
فرخ
اصلاح غلطهای نوشتاری:
در بیت ششم:
پختگی خواهی به درد بینوایی صبر کن
در بیت هفتم:
تیرهبختی نیز مفت اعتبار زندگیست

بیدل دهلوی