غزل شمارهٔ ۱۰۶
گریک نفس آیینهکنی نقش قدم را
بر خاک نشانی هوس ساغر جم را
معنی نظران سبق هستی موهوم
بیرون شق خامه ندیدند رقم را
بیهوده در اندیشهٔ هستی نگدازی
تاگل نکنی راه صفا خیز عدم را
آشفتگی آیینهٔ تجرید جنون کن
پرچمگل شهرت اثریهاست علم را
بر نقد بزرگان جهان چشم ندوزی
کاین طایفه درکیسه شمردند درم را
آن راکه نفس مایهٔ جمعیت روزیست
چون مار نباید همه پاکرد شکم را
تا چاشنی فقر فراموش نگردد
از مایدهٔ خلق گزیدیم قسم را
آنجاکه بهتحریررسد صفحهٔ حسنت
از نیزهٔ خورشید تراشند قلم را
تشریف ادب سنجی تعظیم نگاهت
برپیکر ابروی بتان دوخته خم را
بیپا و سر از بسکه دویدیم به راهت
در آبله چون اشک شکستیم قدم را
تا خجلت عصیان شود اظهار ندامت
جای مژه بر دیده نهم دامن نم را
بیدل چه اثر واکشد از درد برهمن
نیشی نگشودهست رگ سنگ صنم را
غزل شمارهٔ ۱۰۵: خیال قرب غفلت دوری ازانس است محرم راغزل شمارهٔ ۱۰۷: نباشد بیعصا امداد طاقت پیکر خم را
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گریک نفس آیینهکنی نقش قدم را
بر خاک نشانی هوس ساغر جم را
هوش مصنوعی: اگر یک نفس به آینه نگاه کنی، رد پای خود را بر روی خاک خواهی دید، همینطور که آرزوی نوشیدن شراب را در دل داری.
معنی نظران سبق هستی موهوم
بیرون شق خامه ندیدند رقم را
هوش مصنوعی: این بیت به تفکر و گسترش در مورد وجود و حقیقت اشاره دارد. در واقع، میگوید که تصور و شناخت ما از حقیقت و هستی، همیشه در پس پردهای از توهم قرار دارد و ما نمیتوانیم به سادگی به عمق آن پی ببریم. در این راه، نوشتن یا بیان این مفاهیم ممکن است به دشواری صورت بگیرد و نتوانیم به طور کامل و دقیق آنچه را که در ذهن داریم، بیان کنیم. پی بردن به واقعیتهای وجودی نیازمند تلاشی عمیقتر و دقت بیشتری است.
بیهوده در اندیشهٔ هستی نگدازی
تاگل نکنی راه صفا خیز عدم را
هوش مصنوعی: بیهوده به فکر وجود و هستی نباش، تا زمانی که راه پاکی و خلوص را از طریق عدم نمیتوانی پیدا کنی.
آشفتگی آیینهٔ تجرید جنون کن
پرچمگل شهرت اثریهاست علم را
هوش مصنوعی: آشفتگی در حقیقت و تفکر عمیق، نشانهای از جنون و در عین حال نماد زیبایی و شکوه است. در این روند، علم و دانش به عنوان پرچم و نمایندهای از این زیبایی، معنای خاصی پیدا میکنند.
بر نقد بزرگان جهان چشم ندوزی
کاین طایفه درکیسه شمردند درم را
هوش مصنوعی: به بزرگان دنیا نگاه نکن که آنها خودشان ارزش هر چیز را فقط در پول و دارایی میسنجند.
آن راکه نفس مایهٔ جمعیت روزیست
چون مار نباید همه پاکرد شکم را
هوش مصنوعی: اگر کسی که زندگیاش به نفس خود وابسته است، باید از خودخواهی و طمع دوری کند و مانند ماری نباشد که فقط به فکر پرکردن شکم خود است.
تا چاشنی فقر فراموش نگردد
از مایدهٔ خلق گزیدیم قسم را
هوش مصنوعی: برای اینکه چاشنی فقر از یاد نرود، از نعمتهای مردم بهره بردیم و به قسم قسم خوردیم.
آنجاکه بهتحریررسد صفحهٔ حسنت
از نیزهٔ خورشید تراشند قلم را
هوش مصنوعی: جایی که زیبایی تو بر صفحه نوشته شود، قلمی که از تابش خورشید شکل گرفته است، مینویسد.
تشریف ادب سنجی تعظیم نگاهت
برپیکر ابروی بتان دوخته خم را
هوش مصنوعی: جلال و زیبایی نگاهت باعث میشود که دیگران به احترام تو سر تعظیم فرود آورند و بر ابروهای معشوقان زینتیافته خیره شوند.
بیپا و سر از بسکه دویدیم به راهت
در آبله چون اشک شکستیم قدم را
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق و شوقی که به تو داریم، بدون اینکه نگران از دست دادن خود باشیم، به شدت در پی تو دویدهایم. در این مسیر، مثل اشکهایمان، پاهایمان آسیب دیده و زخم شده است.
تا خجلت عصیان شود اظهار ندامت
جای مژه بر دیده نهم دامن نم را
هوش مصنوعی: تا زمانی که از نافرمانی شرمنده شوم، ابراز پشیمانی را در جایی مناسب انجام میدهم و اشکهایم را با دامنم پاک میکنم.
بیدل چه اثر واکشد از درد برهمن
نیشی نگشودهست رگ سنگ صنم را
هوش مصنوعی: بیدل، چه تأثیری میتواند از درد بر بیخبر از عشق بگذارد، در حالی که رگ سنگی محبوب هنوز باز نشده است.

بیدل دهلوی