گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۵

خیال قرب غفلت دوری ازانس است محرم را
تبسم‌های‌گندم چین دامن گشث آدم را
حوادث‌کج سرشتان را نبخشد وضع همواری
بود مشکل‌کشاکش ازکمان بیرون برد خم را
ز جرأت قطع‌کن‌گر مرد میدانگاه تسلیمی
که تیغ اینجا برشها می‌شمارد ریزش دم را
سراغ از هرچه‌گیری بی‌نشانی جلوه‌ها دارد
غبار وحشتی از بال عنقاگیر عالم را
ز تحریک مژه بر پرده‌های دیده می‌لرزم
که‌نوک خامه ازهم می‌شکافد صفحهٔ نم را
اگر ازگرد راهت چشم آهو سرمه بردارد
تحیر همچوتار شمع سوزد جوهر رم را
درین محفل ندارد عافیت وضع ملایم هم
اگربستروگربالین همان زخم است مرهم را
به چشم شوخ تاکی عیب‌جوی یکدگربودن
مژه برهم زنید وبشکنید آیینهٔ هم را
درین‌گلشن نقابی نیست غیر از شرم پیدایی
به عریانی همان جوش عرق پوشید شبنم را
کج‌اندیشان ندارند آگهی از راستان بیدل
ز انگشت است یک‌سر میل کوری چشم خاتم را

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خیال قرب غفلت دوری ازانس است محرم را
تبسم‌های‌گندم چین دامن گشث آدم را
هوش مصنوعی: تصور نزدیکی و قرب به خداوند، در دوری از غفلت و بی‌خبری از خود است. دوستی و صمیمیت در این حالت به شکل لبخندهایی نمایان می‌شود که مانند خوشه‌های گندم بر دامن انسان‌هاست.
حوادث‌کج سرشتان را نبخشد وضع همواری
بود مشکل‌کشاکش ازکمان بیرون برد خم را
هوش مصنوعی: حوادث و مسائل ناگوار بر افرادی با سرشت ناپاک تاثیر نمی‌گذارد، بلکه برعکس، این وضعیت‌های سخت و چالش‌برانگیز همچون کشیدن تیر از کمان، آنها را تحت فشار و سختی قرار می‌دهد.
ز جرأت قطع‌کن‌گر مرد میدانگاه تسلیمی
که تیغ اینجا برشها می‌شمارد ریزش دم را
هوش مصنوعی: در میدان مبارزه، اگر کسی شجاعت و جسارت داشته باشد، می‌تواند بر ترس و تسلیم غلبه کند. این شخص به گونه‌ای قوی و مقاوم عمل می‌کند که در برابر خطراتی که تیغ دشمن به او وارد می‌کند، محکم می‌ایستد و توانایی‌هایش را به نمایش می‌گذارد.
سراغ از هرچه‌گیری بی‌نشانی جلوه‌ها دارد
غبار وحشتی از بال عنقاگیر عالم را
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در جستجوی هر چیزی که نشانه‌ای از آن نیست، جلوه‌هایی وجود دارد که مملو از ترس و اضطراب هستند، همانند غباری که بر فراز یک عالم ناشناخته وجود دارد.
ز تحریک مژه بر پرده‌های دیده می‌لرزم
که‌نوک خامه ازهم می‌شکافد صفحهٔ نم را
هوش مصنوعی: به خاطر حرکت مژه‌ها، چشمانم به لرزه درآمده‌اند، زیرا نوک قلم در حال کندن و شکافتن سطح رطوبت است.
اگر ازگرد راهت چشم آهو سرمه بردارد
تحیر همچوتار شمع سوزد جوهر رم را
هوش مصنوعی: اگر در مسیر تو، چشم آهو به سرمه تبدیل شود، حیرت تو همچون شمعی در حال سوزش، جوهر روح و رمزدارت را می‌سوزاند.
درین محفل ندارد عافیت وضع ملایم هم
اگربستروگربالین همان زخم است مرهم را
هوش مصنوعی: در این جمع، آرامش و آسایش وجود ندارد. حتی اگر وضع ظاهری خوب باشد، باز هم زخم‌های درونی باقی‌مانده و درمانی برای آن‌ها وجود ندارد.
به چشم شوخ تاکی عیب‌جوی یکدگربودن
مژه برهم زنید وبشکنید آیینهٔ هم را
هوش مصنوعی: به چشم‌های زیرک و بازیگوش خود، به عیب‌جویی از یکدیگر بپردازید، و با زدن مژه‌ها به هم، آینه‌های یکدیگر را بشکنید.
درین‌گلشن نقابی نیست غیر از شرم پیدایی
به عریانی همان جوش عرق پوشید شبنم را
هوش مصنوعی: در این باغ، تنها چیزی که قابل مشاهده است، شرم و حیاست و در واقع، عریانی و خودنمایی، همانند عرق ناشی از گرماست که شبنم آن را می‌پوشاند.
کج‌اندیشان ندارند آگهی از راستان بیدل
ز انگشت است یک‌سر میل کوری چشم خاتم را
هوش مصنوعی: افرادی که به روش‌های نادرست فکر می‌کنند، از حقیقت و انسان‌های راستگو بی‌خبرند. دردسرهای کوری و نادانی، مانند انگشت اشاره‌ای است که فقط یک جهت را نشان می‌دهد، در حالی که حقیقت و روشنایی در جای دیگری است.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۱۰۵ به خوانش عندلیب