گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۳

بر طاق نه تبخیر جاه و جلال را
چینی سلام‌کرد به یک مو سفال را
عالم ز دستگاه بقا طعمهٔ فناست
چون شمع‌، ریشه می‌خورد اینجا نهال را
پرگشتن و تهی‌شدن از خوابش عالمی‌است
آیینه‌کن عروج ونزول هلال را
بر شیشه‌های ساعت اگر وارسیده‌ای
دریاب‌گرد قافلهٔ ماه و سال را
محکوم حرص‌و پاس‌مراتب چه‌ممکن‌است
با شرم‌کار نیست زبان سؤال را
تصویر حسن و قبح جهان تاکشیده‌اند
بر رنگ دیده‌اند مقدم زگال را
یاران درین چمن به تکلف طرب‌کنید
اینجا خضاب هم شب عیدی‌ست زال را
طاووس ما اگر نه پرافشان ناز اوست
رنگ پریدة‌که چمن‌کرد بال را
در درسگاه صنع ز تعطیل ما مپرس
با شغل خانه نسبت خشکی‌ست نال را
مه شد هزار بار هلال و هلال بدر
دیدیم وضع عالم نقص وکمال را
خارا حریف سعی ضعیفان نمی‌شود
صدکوچه است در بن دندان خلال را
شاید خطی به نم رسد ازلوح سرنوشت
جهدی‌ست با جبین عرق انفعال را
بیدل به‌سرهه نسبت‌هرکس درست نیست
مژگان شمردن است زبانهای لال را

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بر طاق نه تبخیر جاه و جلال را
چینی سلام‌کرد به یک مو سفال را
هوش مصنوعی: در زیر طاق، تکه‌های تبخیر و زوال قدرت و عظمت قرار دارد و یک چینی به شکلی محترمانه به ظروف سفالی سلام می‌کند.
عالم ز دستگاه بقا طعمهٔ فناست
چون شمع‌، ریشه می‌خورد اینجا نهال را
هوش مصنوعی: دنیا و موجودات آن به مانند شمعی هستند که در مسیر فنا و زوال حرکت می‌کنند. همان‌طور که شمع در حال سوختن است و از خود نوری می‌دهد، ولی به مرور زمان آب می‌شود و تمام می‌شود، انسان‌ها و چیزهای دنیا نیز به زودی خواهند رفت و در واقع، زودگذر و فانی هستند.
پرگشتن و تهی‌شدن از خوابش عالمی‌است
آیینه‌کن عروج ونزول هلال را
هوش مصنوعی: بازگشت و خالی شدن از خواب، نشان‌دهنده‌ی حالتی است که در آن فرد به بیداری و آگاهی می‌رسد. این وضعیت شبیه به چرخه‌ی بالارفتن و پایین‌آمدن هلال ماه است که نشان‌دهنده‌ی تغییرات دائمی در زندگی و حالات انسانی است.
بر شیشه‌های ساعت اگر وارسیده‌ای
دریاب‌گرد قافلهٔ ماه و سال را
هوش مصنوعی: اگر به شیشه‌های ساعت نگاه کرده‌ای، متوجه گذر زمان و حرکت مداوم روزها و شب‌ها و ماه‌ها باش.
محکوم حرص‌و پاس‌مراتب چه‌ممکن‌است
با شرم‌کار نیست زبان سؤال را
هوش مصنوعی: افراد تحت تأثیر حرص و طمع نمی‌توانند به درستی موقعیت و مقام خود را درک کنند، زیرا خجالت از آن‌ها مانع می‌شود تا حتی سوالی بپرسند.
تصویر حسن و قبح جهان تاکشیده‌اند
بر رنگ دیده‌اند مقدم زگال را
هوش مصنوعی: زیبایی‌ها و زشتی‌های دنیا را بر روی چشمان مردم نقش بسته‌اند و مقدم بر هر چیز دیگر، یعنی بر موجودات و اشیاء، این تصاویر را می‌توان دید.
یاران درین چمن به تکلف طرب‌کنید
اینجا خضاب هم شب عیدی‌ست زال را
هوش مصنوعی: دوستان، در این باغ سعی کنید شادی کنید، چرا که اینجا حتی در شب عید هم زال به زیبایی آراسته شده است.
طاووس ما اگر نه پرافشان ناز اوست
رنگ پریدة‌که چمن‌کرد بال را
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و ناز و کرشمه‌ی طاووس ما نمی‌بود، بال‌هایش به رنگی بی‌رنگ و کمرنگ در می‌آمد.
در درسگاه صنع ز تعطیل ما مپرس
با شغل خانه نسبت خشکی‌ست نال را
هوش مصنوعی: در محیط کار و تلاش خویش، از ما درباره‌ی توقف و بی‌کاری سؤال نکن، زیرا نسبت به کار و فعالیت در خانه، این بی‌کاری مانند ناله‌ای خشک و بی‌حالت است.
مه شد هزار بار هلال و هلال بدر
دیدیم وضع عالم نقص وکمال را
هوش مصنوعی: بسیاری از بارها ماه به صورت هلال و سپس به شکل کامل درآمده است، اما ما هر بار وضعیت جهان را در حالتی از کمبود و کامل بودن مشاهده کرده‌ایم.
خارا حریف سعی ضعیفان نمی‌شود
صدکوچه است در بن دندان خلال را
هوش مصنوعی: خاک رس و گل به سختی نمی‌تواند با تلاش و کوشش کسانی که ضعیف هستند رقابت کند، چرا که مثل این است که می‌خواهیم چیزی باریک و کوچک را در یک جا تنگ و پر پیچ و خم جا بدهیم.
شاید خطی به نم رسد ازلوح سرنوشت
جهدی‌ست با جبین عرق انفعال را
هوش مصنوعی: شاید از لوح سرنوشت خبری به ما برسد، تلاشی است که با عرق جبین و در نتیجه‌ی تلاش و فعالیت به دست می‌آید.
بیدل به‌سرهه نسبت‌هرکس درست نیست
مژگان شمردن است زبانهای لال را
هوش مصنوعی: هر کسی را نمی‌توان با دیگران مقایسه کرد، چرا که مثل این است که بخواهیم بی‌صداها را با چشمان‌مان بشماریم، که این کار ناشدنی است.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۱۰۳ به خوانش عندلیب

حاشیه ها

1392/07/08 10:10
محسن

در مصرع اول بیت نخست تبختر اشتباها تبخیر تایپ شده

1403/08/13 23:11
نقیب الله حسرت

درود به شما، 

بیت پایانی اینگونه است:

بیدل به سٌرمه نسبت هر کس درست نیست

مژگان شمردن است زبان های لال را