گنجور

شمارهٔ ۱۳

با غمت دل زحمت جان بر نتافت
جان که زلفت دید ایمان بر نتافت
عقل با درد تو از درمان گریخت
بوالعجب دردا که درمان بر نتافت
تیر مژگانت ز باریکی که بود
چند کردم جهد، پیکان بر نتافت
دل ز عشق و عشوه گرمت بسوخت
حجره ای رخت دو سلطان بر نتافت
دیده چون از خون دل پر شد بریخت
تنگ جایی بود طوفان بر نتافت
هر چه می خواهی بکن کز آسمان
هیچ نامد بر زمین کان بر نتافت
دفتر از دل ساخت در عشقت مجیر
کانچه جورت کرد دیوان بر نتافت

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

با غمت دل زحمت جان بر نتافت
جان که زلفت دید ایمان بر نتافت
هوش مصنوعی: دل به خاطر غم تو، از جان خسته شده و نمی‌تواند بیشتر تاب بیاورد. جان من، با دیدن موهای تو، ایمانش را از دست داده است.
عقل با درد تو از درمان گریخت
بوالعجب دردا که درمان بر نتافت
هوش مصنوعی: عقل از درمان درد تو فرار کرد، چه عجب، دردی که خود درمانش را تحمل نمی‌کند.
تیر مژگانت ز باریکی که بود
چند کردم جهد، پیکان بر نتافت
هوش مصنوعی: من تلاش کردم تا پیکان تیر مژگانت را با باریکی‌اش از بین ببرم، اما نتوانستم.
دل ز عشق و عشوه گرمت بسوخت
حجره ای رخت دو سلطان بر نتافت
هوش مصنوعی: دل من از عشق و ناز و کرشمهٔ تو به آتش افتاد و ویران شد، اما عشق تو اجازه نداد که به دیگری توجه کنم.
دیده چون از خون دل پر شد بریخت
تنگ جایی بود طوفان بر نتافت
هوش مصنوعی: چشم زمانی که از غم و درد پر شد، اشک می‌ریزد و در آنجا تنگنا و فشردگی وجود دارد که طوفانی را نمی‌تواند تحمل کند.
هر چه می خواهی بکن کز آسمان
هیچ نامد بر زمین کان بر نتافت
هوش مصنوعی: هر کاری که می‌خواهی انجام بده، زیرا از آسمان چیزی به زمین نمی‌آید که برای تو مناسب باشد.
دفتر از دل ساخت در عشقت مجیر
کانچه جورت کرد دیوان بر نتافت
هوش مصنوعی: در دل من با عشق تو، دفتری نوشته شده است، و آنچه که در آن به تصویر کشیده‌ای، من هیچ‌گاه نمیتوانم از آن چشم‌پوشی کنم.