گنجور

در ابوعطا

نسیم سحر بر چمن گذر کن
زمن بلبل خسته را خبرکن
بگو آشیان را ز دیده‌ ترکن
ز بیداد گل آه و ناله سرکن
شبی سحرکن -‌ شبی سحرکن
سکوت شب و نوای بلبل
شکرخنده زد به چهرهٔ گل
کنار بستان -‌به یاد مستان -‌بنوش می
یار من گلزار من تویی تو
دلدار من تویی تو
همه‌جا همراه من تویی
دلخواه من تویی تو
روزی آهم گیرد دامنت -‌سوزد با منت
گر شود دلم کوه درد و غم
چاره‌اش به یک جام می کنم
همچو فرهادش از ریشه برکنم
من همان مرغ بی‌بال وپر
شاخ بی‌برگ و بر
دل آزرده‌ام
من همان مرغ بی بال و پر
شاخ بی برگ و بر
دل آزرده‌ام

اطلاعات

منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

نسیم سحر بر چمن گذر کن
زمن بلبل خسته را خبرکن
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی بر روی چمن‌ها بوزد و از من برای بلبل خسته خبر بیاورد.
بگو آشیان را ز دیده‌ ترکن
ز بیداد گل آه و ناله سرکن
هوش مصنوعی: به دیگران بگو که با دیدن این حال و روز به درد و رنج خود توجه نکنند و از بی‌عدالتی و ظلم گلایه کن و فریاد برآورند.
شبی سحرکن -‌ شبی سحرکن
هوش مصنوعی: شب را به یک شب جادویی تبدیل کن.
سکوت شب و نوای بلبل
شکرخنده زد به چهرهٔ گل
هوش مصنوعی: سکوت شب و آواز دل‌نشین بلبل باعث شگفتی و زیبایی گل شده است.
کنار بستان -‌به یاد مستان -‌بنوش می
هوش مصنوعی: در کنار باغ، به یاد دوستان شاداب، شرابی بنوش.
یار من گلزار من تویی تو
دلدار من تویی تو
هوش مصنوعی: دوست من، تو گلزار زندگی‌ام هستی و تویی که دل من به تو بستگی دارد.
همه‌جا همراه من تویی
دلخواه من تویی تو
هوش مصنوعی: تو همیشه در کنار من هستی و برای من بهترین و محبوب‌ترین هستی.
روزی آهم گیرد دامنت -‌سوزد با منت
هوش مصنوعی: روزی خواهد رسید که آه و ناله‌ام دامنت را خواهد گرفت و با زخم‌ها و رنج‌هایت می‌سوزد.
گر شود دلم کوه درد و غم
چاره‌اش به یک جام می کنم
هوش مصنوعی: اگر دردم و غمم مثل کوهی بزرگ شود، برای درمان آن به یک لیوان شراب پناه می‌برم.
همچو فرهادش از ریشه برکنم
هوش مصنوعی: می‌خواهم او را به‌طور کامل از ریشه خارج کنم، مانند فرهاد که کوه را برید.
من همان مرغ بی‌بال وپر
شاخ بی‌برگ و بر
هوش مصنوعی: من مانند مرغی هستم که نه بال و پر دارد و نه می‌تواند پرواز کند. همچنین مثل شاخه‌ای هستم که هیچ برگی ندارد و بی‌ثمر است.
دل آزرده‌ام
هوش مصنوعی: دل من دچار ناراحتی و رنجش است.
من همان مرغ بی بال و پر
شاخ بی برگ و بر
هوش مصنوعی: من مثل پرنده‌ای هستم که نه بال دارد و نه پر، و یا مانند درختی هستم که بدون برگ و شاخه است.
دل آزرده‌ام
هوش مصنوعی: دل من ناراحت و مایوس است.

حاشیه ها

1393/01/21 23:03

این ترانه را زنده یاد جمال صفوی در سال 1307خورشدی اجرا و خوانده اند با همکاری زنده یادان استوار،سالاری،منصوری و غیاثی

1393/10/29 23:12
خدیو ادب شناس

نیاز به ویرآوردن این نکته است که آهنگ این تصنیف از استاد علی اکبر خان شهنازیست

1394/12/19 06:03
میرزا مهدی خان

کلمه (تو) بعد از (یار من گلزار من تویی) اضافی است.
اولین اجرا برای ضبط این تصنیف بر روی صفحه گراماقون در سال 1307 شمسی توسط خانم “اشرف السلطنه” برای کمپانی کلمبیا، بر روی قالب شماره 21071 صورت گرفته است که با شماره 15014 منتشر می شود. چند روز بعد نیز ضبط مجددی از این تصنیف برای همان کمپانی توسط “جمال صفوی” صورت می گیرد که باشماره قالب 21097 و بر صفحهء شماره 15076 منتشر می شود

1396/08/07 21:11
وحید حسینی

آلبومی از استاد علی اصغر بهاری (نوازنده ی کمانچه) به نام "ردیف و بداهه نوازی" موجود هست که این تصنیف رو با کمانچه در آواز ابوعطا اجرا کردن و خودشون هم سعی کردن موسیقی رو با خوندن تصنیف همراهی کنن که حس و حال بسیار خوبی داره.