گنجور

تصنیف (اشاره به حملۀ قشون روس تزاری به پایتخت)

گر رقیب آید بر دلبر من
جوشد از غیرت دل اندر بر من
مکر و شیادی بود لشکر او
عشق و آزادی بود لشکر من
من بی‌پروا را چه هراس از دشمن
خدا خدا دهد بر دشمن ظفری ما را
یا که من از خون او رنگ کنم بستر او
یاکه او از خون من رنگ کند پیکر من
دست‌از این دستهٔ‌شمشیرکه‌در دست من است
نکشم تا نکشد دست‌، رقیب از سر من
ای رقیبان وطن به کجا، به کجا خانهٔ ماست‌!
اندکی دورترک که نه این‌، که نه این جای شماست‌!
برچین برچین دامن که دامن ندهیم
برو ای ابله که ما تن ندهیم
ز آتشش پروا ندارد دل من
حالت پروانه دارد دل من
بسته صیادش پر و بال امید
چون پرد پروا ندارد دل من
من بی‌پروا را چه هراس از دشمن
خدا خدا دهد بر دشمن ظفری ما را
گرکشد خنجر بت کافر به قصد من و دل
ذره‌ای پروا ازین دعوا ندارد دل من
با رقیبان وطن از من دلخون گویید
دلبرم را به شما وانگذارد، دل من
ای رقیبان وطن به کجا، به کجا خانهٔ ماست‌!
اندکی دورترک که نه این‌، که نه این جای شماست‌!
برچین برچین دامن که دامن ندهیم
برو ای ابله که ما تن ندهیم

اطلاعات

منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گر رقیب آید بر دلبر من
جوشد از غیرت دل اندر بر من
هوش مصنوعی: وقتی که رقیب به سوی محبوب من بیاید، غیرت و حس حسادت در دلم شعله‌ور می‌شود.
مکر و شیادی بود لشکر او
عشق و آزادی بود لشکر من
هوش مصنوعی: دشمنان او از حقه و تزویر بهره می‌جویند، اما من با عشق و آزادی جنگیدم.
من بی‌پروا را چه هراس از دشمن
خدا خدا دهد بر دشمن ظفری ما را
هوش مصنوعی: من بدون ترس و واهمه‌ای از دشمن، چه بسا با کمک خدا به پیروزی دست پیدا کنم و دشمنان ما را شکست دهم.
یا که من از خون او رنگ کنم بستر او
یاکه او از خون من رنگ کند پیکر من
هوش مصنوعی: یا من بستر او را با خون خود رنگین کنم یا او پیکر من را با خون خود رنگین کند.
دست‌از این دستهٔ‌شمشیرکه‌در دست من است
نکشم تا نکشد دست‌، رقیب از سر من
هوش مصنوعی: تا زمانی که رقیب نتواند مرا از پا درآورد، شمشیری که در دست دارم را زمین نمی‌گذارم.
ای رقیبان وطن به کجا، به کجا خانهٔ ماست‌!
اندکی دورترک که نه این‌، که نه این جای شماست‌!
هوش مصنوعی: ای دشمنان وطن، خانه‌ ما کجاست؟ اندکی دورتر از این‌جا، که اینجا جای شما نیست!
برچین برچین دامن که دامن ندهیم
برو ای ابله که ما تن ندهیم
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به کسی که قصد ایجاد مزاحمت یا درخواست نابجا دارد، جواب رد می‌دهد. گویا گوینده می‌گوید که به خواسته‌های بی‌مورد توجهی نمی‌کند و اجازه نمی‌دهد که کسی به راحتی به دامن او نزدیک شود یا مزاحمش شود. در واقع، این جمله به نوعی نشان‌دهنده استقلال و عدم تسلیم در برابر فشارها یا خواسته‌های ناحق است.
ز آتشش پروا ندارد دل من
حالت پروانه دارد دل من
هوش مصنوعی: دل من از آتش نمی‌ترسد و مانند پروانه‌ای است که به سوی شعله می‌رود.
بسته صیادش پر و بال امید
چون پرد پروا ندارد دل من
هوش مصنوعی: دل من به پرواز امید دچار است، گرچه صیاد آن را در قفس بسته است و پرواز نمی‌کند.
من بی‌پروا را چه هراس از دشمن
خدا خدا دهد بر دشمن ظفری ما را
هوش مصنوعی: من بی‌پروا هستم و از دشمن نمی‌ترسم، چرا که خداوند به ما کمک می‌کند و بر دشمنان ما پیروز خواهد شد.
گرکشد خنجر بت کافر به قصد من و دل
ذره‌ای پروا ازین دعوا ندارد دل من
هوش مصنوعی: اگر بت کافر با خنجر به قصد من حمله کند، دل من حتی ذره‌ای از این درگیری نگران نیست.
با رقیبان وطن از من دلخون گویید
دلبرم را به شما وانگذارد، دل من
هوش مصنوعی: با رقیبان وطن به من بگویید که دلبرم، دل من را به شما واگذار نکرده است و من از این موضوع ناراحتم.
ای رقیبان وطن به کجا، به کجا خانهٔ ماست‌!
اندکی دورترک که نه این‌، که نه این جای شماست‌!
هوش مصنوعی: ای رقیبان وطن، به کدام سمت می‌روید؟ خانهٔ ما کجاست؟ شما کمی دورتر باشید، چون اینجا جایی برای شما نیست!
برچین برچین دامن که دامن ندهیم
برو ای ابله که ما تن ندهیم
هوش مصنوعی: برچین دامن خود را، چرا که ما هرگز به تو پاسخ نخواهیم داد. ای نادان، دست از سر ما بردار که ما تسلیم نخواهیم شد.

حاشیه ها

1396/04/12 23:07
عبدالله

خانم پروین در برنامه گلهای رنگارنگ 281 این ترانه را با آهنگی از درویش خان، اجرا کرده اند