در حجاز (غزل ضربی)
ای دلبر من، تاج سر من
یک دم ز وفا، بنشین بر من
نازت بکشم ای مایهٔ ناز
بارت ببرم ای دلبر من
وای از تو که سوخت پروانه صفت
شمع رخ تو بال و پر من
رحمی که بسوخت عشق تو مرا
چندان که نماند خاکستر من
ای مرغ سحر این نامه ببر
نزد صنم گل پیکر من
لیلای منی مجنون توام
من بندهٔ تو تو سرور من
دل شد ز غمت چون قطرهٔ خون
وز دیده چکید در ساغر من
ویرانه شود آن خانه که نیست
روشن ز رخت ای اختر من
لطفت شکرست قهرت شررست
هم نوش منی هم نشترمن
هرجا گذری با صوت خوشت
خاک ره توست چشم تر من
گوید که «بهار» نالد چو هزار
ناکرده نظر بر منظر من
اطلاعات
وزن: مفعول فعل مفعول فعل
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای دلبر من، تاج سر من
یک دم ز وفا، بنشین بر من
هوش مصنوعی: عزیز من، ای گوهری که بر تارک وجود من میدرخشی، لحظهای از محبت و وفا دور نشو و در کنارم بمان.
نازت بکشم ای مایهٔ ناز
بارت ببرم ای دلبر من
هوش مصنوعی: ای گل دلبر من، زیبایی تو آنقدر دلنشین است که آرزو دارم برایت دل ببرم و تنها تو را بپرستم.
وای از تو که سوخت پروانه صفت
شمع رخ تو بال و پر من
هوش مصنوعی: آه از تو که پروانهای که به شمع تو عشق میورزد، به خاطر زیبایی تو نابود میشود و من هم مانند او بیبال و پر ماندهام.
رحمی که بسوخت عشق تو مرا
چندان که نماند خاکستر من
هوش مصنوعی: عشقت آنقدر در دل من آتش به پا کرد که حتی خاکستر وجودم هم باقی نماند.
ای مرغ سحر این نامه ببر
نزد صنم گل پیکر من
هوش مصنوعی: ای پرنده صبح، این نامه را ببر پیش معشوقه زیبا و گل مانند من.
لیلای منی مجنون توام
من بندهٔ تو تو سرور من
هوش مصنوعی: عزیز دلم، تو لیلا هستی و من مجنون تو، من بندهٔ تو هستم و تو سرور منی.
دل شد ز غمت چون قطرهٔ خون
وز دیده چکید در ساغر من
هوش مصنوعی: دل به خاطر غم تو مانند قطرهای خون شده و اشکهایم در لیوان من ریخته میشود.
ویرانه شود آن خانه که نیست
روشن ز رخت ای اختر من
هوش مصنوعی: آن خانهای که چهره تو در آن نباشد، ویران و خالی خواهد شد.
لطفت شکرست قهرت شررست
هم نوش منی هم نشترمن
هوش مصنوعی: محبت و بخشش تو مایه سپاسگزاری است، و خشم و تندیات مانند آتش سوزان است. تو هم باعث خوشی من هستی و هم دردی که مرا میسوزاند.
هرجا گذری با صوت خوشت
خاک ره توست چشم تر من
هوش مصنوعی: هرجا که با صدای دلنشینت بگذری، خاک زمین به قدمت سر تعظیم میگذارد و چشمان من از شوق و اشک پر میشود.
گوید که «بهار» نالد چو هزار
ناکرده نظر بر منظر من
هوش مصنوعی: او میگوید که بهار از درد و حسرت ناله میکند، چون هزار بار به زیباییهای من نگاه نکرده است.
حاشیه ها
1392/04/19 13:07
امین کیخا
مایه لغت سختی است معنی باعث هم می دهد چنانچه استاد بکار برده است مایه ناز یعنی باعث ناز ،
1392/04/19 13:07
امین کیخا
نوش و نشتر باهم بسی نغزند ، بر روان استاد درود
1400/03/30 10:05
کیان
آیا هزار به معنی بلبل هست ؟