گنجور

باد خزان (در افشاری)

باد خزان وزان شد
چهرهٔ گل خزان شد
طلایه لشکر خزان از دو طرف عیان شد
چو ابر بهمن ز چشم من چشمهٔ خون روان شد
ناله‌، بس مرغ سحر در غم آشیان زد
آشیان سوخته بین مشعله در جهان زد
عزیز من -‌ مشعله در جهان زد
خدا خدا داد ز دست استاد
که بسته رخ شاهد مه‌لقا را
فغان و فریاد ز جور گردون
که داده فتوای فنای ما را
کشور خراب‌، فغان و زاری
پیچه و نقاب سیاه و تاری
وه چه کنم از غم بیقراری
تا به کی کشیم ذلت و بیماری
بیا مه من رویم از ورطهٔ جانسپاری

اطلاعات

منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

باد خزان وزان شد
چهرهٔ گل خزان شد
هوش مصنوعی: باد خزان وزید و سبب شد که چهرهٔ گل با خود رنگ و روحش را از دست بدهد و به حالت پژمردگی برسد.
طلایه لشکر خزان از دو طرف عیان شد
چو ابر بهمن ز چشم من چشمهٔ خون روان شد
هوش مصنوعی: لشکر خزان به وضوح از هر دو طرف ظاهر شد، و مانند ابرهای در بهمن، چشمه‌ای از خون از چشمان من سرازیر شد.
ناله‌، بس مرغ سحر در غم آشیان زد
آشیان سوخته بین مشعله در جهان زد
هوش مصنوعی: مرغ سحر با صدای غمگینش از درد آشیانه‌اش ناله می‌کند و به شعله‌های آتش در دنیا اشاره می‌کند که آشیانه‌اش را نابود کرده است.
عزیز من -‌ مشعله در جهان زد
هوش مصنوعی: ای محبوب من، دلی در این دنیا روشن شد.
خدا خدا داد ز دست استاد
که بسته رخ شاهد مه‌لقا را
هوش مصنوعی: خداوند به خاطر دردی که استاد تحمل کرده، جمال دلخواه را از او گرفته است.
فغان و فریاد ز جور گردون
که داده فتوای فنای ما را
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم آسمان ناله و فریاد می‌زنیم که برای نابودی ما حکم صادر کرده است.
کشور خراب‌، فغان و زاری
پیچه و نقاب سیاه و تاری
هوش مصنوعی: کشور در آشفته حال است و مردم در حال ناله و زاری هستند، در حالی که چهره‌هایشان در زیر نقاب‌های سیاه و حزن‌آور پنهان شده است.
وه چه کنم از غم بیقراری
تا به کی کشیم ذلت و بیماری
هوش مصنوعی: چه کنم از درد و غم که بی‌تابی بر من مستولی شده است، تا کی باید این ذلت و رنج را تحمل کنم؟
بیا مه من رویم از ورطهٔ جانسپاری
هوش مصنوعی: بیا ای ماه من، مرا از خطرات و مشکلات رهایی بخش.

حاشیه ها

1394/02/19 05:05
بیژن

در تصنیفی که شجریان در گلهای تازه شماره 156خوانده است چند سطر اخر تصنیف بشکل زیر آمده
سوی بی‌دلان نظر نداری
وز اسیر خود خبر نداری
وه چه کنم از غم بی‌قراری
خسته شد دگر دیده ز بیداری

1394/03/26 23:05
ناشناس

این تصنیف زیبا رو با صدای استاد شحریان بشتوید و لذت ببرید *آلبوم خزان*

1394/09/04 15:12
سینا

به نظر می‌رسد که در مصرع دوم بیت اول، عبارت «چهره گل «نهان» شد» درست‌تر باشد.

1397/08/06 15:11
حسین همت یار

صحبت جناب سینا صحیح است. در تصنیفی که استاد شجریان خوانده اند نیز چهره گل نهان شد خوانده شده است. لطفا در شعر اصلاح شود. تشکر

1399/12/26 18:02
عیسی پاشاپور

با سلام. تصنیف باد خزان در آواز افشاری از اجراهای ماندگار استاد شجرایان و بزرگان موسیقی است که بسیار خاطره انگیز است و هرگز کهنه و تکراری نمی شود.