گنجور

توپ روس

اردیبهشت نوحه و آغاز ماتم است
ماه ربیع نیست که ماه محرم است
گر باد نوبهار وزد اندرین ربیع
همچون محرم‌ از چه‌ جهان غرق‌ ماتم‌ است
در عاشر محرم اگرکشته شد حسین
در عاشر ربیع چرا دل پر از غم است
باز این مصیبت نو و این نوحه بهر چیست
آن‌نوحه ومصیبت دیرین مگرکم است
تاکی جهان بکشتن آزادگان جریست
تاکی فلک به خواری پاکان مصمم است
درآخرالزمان چه غمی داده است روی
بر شیعیان‌، که بر همه غم‌ها مقدم است
گویی دراهل فرش بود ماتمی عظیم
کافغان وشور وولوله درعرش‌اعظم است
یاخود عزای تازه و سوگ دوباره ای
این مه بر آل محمد فراهم است
پیغمبر خدای چرا نوحه می کند
گویی به یاد قبر سلیل مکرم است
شاه رضا شهید خراسان غریب طوس
کاتش به قلب پاک وی افکند توپ روس
شاهی که خون کند دل احباب‌، غربتش
پر خون شد از جفای بداندیش تربتش
جور غریب مایهٔ اندوه و کربت است
جور از پس وفات‌، فزونست کربتش
محصور شد ز خیل عدو درگهی که بود
خلق دو کون درکنف لطف و عزتش
آن آستانه‌ای که خدا کردش احترام
دردا که توپ روس برانداخت حرمتش
صحنی که داشت قیمت جان‌ها غبار او
نعل سمند حادثه بشکست قیمتش
سوراخ شد زتیرجفا پیکری که بود
پشت نهم سپهر، کمان بهر خدمتش
غلطید در دماء شهیدان تنی که بود
آب حیوه‌، ربزه‌خور خوان نعمتش
درپای قهر حق ز چه‌رو موج زن نگشت
زبن کینه‌هاکه رفت به دریای رحمتش
ای حجه خدای ز غیبت برآر سر
بنگرکه با خدای چه کردند و حجتش
بیدارگشت فتنه‌، چرا رخ نهفته‌ای‌!
برپای شد قیامت کبری‌، چه خفته‌ای‌!
رضوان درند جامه و زد پیرهن به نیل
خون موج‌زد ز چشمهٔ‌ تسنیم و سلسبیل
گرد عزاگرفت سراپای عرش حق
خاک الم نشست به رخسار جبرئیل
بارید سنگ فتنه به گهوارهٔ مسیح
افتاد نارکینه به گلخانهٔ خلیل
کروبیان سدرهٔ رحمت پریده رنگ
پرسان بیان واقعه از حضرت جلیل
کایانجی و کشتی او شد نهان به موج
آیاکلیم و امت او غرقه شد به نیل‌؟
آیا خلیل زآتش نمرود شد هلاک
آیا خراب‌، خانهٔ حق شد ز قوم فیل‌؟
آیا شکست‌، قائمه ی جیش مصطفی
از جیش خصم و لشکر اسلام شد ذلیل‌؟
آیاکه مرتضی است زتیغ ستم فکار
آیاکه مجتبی است ز زهر جفا علیل‌؟
آیا دوباره خون حسین وکسان او
گشته است برگروه زنازادگان سبیل‌؟
ایشان‌در این‌سخن‌، که‌برآمد زخاک طوس
از چارسو خروش غم‌انگیز توپ روس
ای حجه زمانه دل ما به جان رسید
تعجیل کن که فتنه ی آخر زمان رسید
دزدان شرع لاف دیانت همی زنند
ای حجت خدای گه امتحان رسید
دین زین شکست‌های ییاپی زدست رفت
هنگام فتح و زندگی جاودان رسید
اسلام از تطاول اعدا ز پا فتاد
بر ما ز دستبرد اجانب زیان رسید
قصد خراب کردن ایرانیان نمود
آن سیل فتنه‌ای که به هندوستان رسید
خودمی‌نگو‌یم این که به‌ ایران چه می‌رسد
یا خود چه لطمه‌ای به‌ سریرکیان رسید
ای پیشتاز لشکر اسلام درنگر
بر این مصیبتی که بر اسلامیان رسید
بنگر که از زمین خراسان ز جور روس
افغان و شور و غلغله بر آسمان رسید
بنگرکه در میان شبستان جد تو
خون‌های کشتگان جفا تا میان رسید
بنگرکه در ضریح رضا تیر آتشین
از چارسو برآن تن بهتر ز جان رسید
برآن ضریح‌، توپ مسلسل زدند آه‌!
آتش به قلب احمد مرسل زدند آه‌!
تاریک شد زمانه و گم گشت راه دین
مغلوب شد زکثرت اعدا سپاه دین
شد بی‌حقوق هرکه نشان داد راه حق
شد بی‌پناه هرکه شد اندر پناه دین
درغم بماند هرکه شد او غمگسار شرع
بیداد یافت هرکه شد او دادخواه دین
پرشد جهان ز خیل خدایان ملک و مال
بیگانه شد به چشم خلایق اله دین
چندان غبار فتنه و بدعت پدیدگشت
کاینک به راه کفر بدل گشته راه دین
نی حاکمی که دفع کند اشتغال ملک
نی عالمی که رفع کند اشتباه دین
ای آفتاب دنیی و دین چند در حجاب
بنگر به حال تیره و روز سیاه دین
ای پادشاه دین بنگرکاوفتاده باز
از توپ روس زلزله در بارگاه دین
بنگر که کرد دشمن ناپاک دین تباه
آماج تیرکینه تن پاک شاه دین
بنگرکه از زمین خراسان ز توپ روس
بر آسمان زبانه کشد دود آه دین
این آتش ار ز ملک خراسان گذرکند
ترسم به خاک یثرب و بطحا اثرکند
این بارگاه کیست چنین خالی و خراب
خائن به جای خادم وآتش به جای آب
درگاهش از تزاحم دین‌پروران تهی
ایوانش از تطاول بیگانگان خراب
سوراخ گشته گنبدش از توپ قلعه کوب
پرگردکشته حضرتش از ظلم بی‌حساب
برق تفنگ برشده جای چراغ برق
نار سعیر در شده جای زلال ناب
رخشنده گنبدش شده پنهان بدود توپ
چون روی حور پنهان در نیلگون نقاب
گاه اذان شام فراز مناره‌اش
غران خروش توپ که قد قامت العذاب
در زیر طاق و پای ضریح مطهرش
هنگامه‌ای که کاش نبیندکسش به خواب
زوار بی گناه و فقیران بی‌نوا
تن‌ها به‌ره فتاده ورخ‌ها به‌خون خضاب
آنجاکه بوده مسکن کروبیان قدس
خاکم به سر! چرا شده منزلگه کلاب
این کاخ جای بوسهٔ شاهان عصر بود
اسب عدوکجا و چنین کاخ مستطاب
خواب است این حدیث که گوینده‌ایم ما
گر نیست خواب پس ز چه رو زنده‌ایم ما
ای خالق طبیعت‌، جان از برای چیست
وین جسم خاکسارگران از برای چیست
این مغز خانه خانه و اعصاب تار تار
وین قلب وخون و این دوران ازبرای چیست
این جمله گر برای حیاتست و مردمی
پس لشکر هوا و هوان از برای چیست
بخل وحسد چرا و نفاق و غضب ز چه
ظلم و جفا و ظن وگمان از برای چیست
این کینه و هوا و هوس گر غریزی است
پس حکمت بنای جهان از برای چیست
ورگردش جهان را اینست سرنوشت
نار جحیم و باغ جنان از برای چیست
مظلوم اگر به پنجهٔ ظالم حوالت است
پس صحبت فلان و فلان ازبرای چیست
ور حق عیان و نیست در او حاجت بیان
پس صدهزار سر نهان از برای چیست
از ره به در شدیم خدایا هدایتی
حیران شدیم ای مدد حق عنایتی
گرگم نگشته بودی در شرع‌، راه ما
پهلو بر اوج چرخ زدی بارگاه ما
قرآن اگر نماندی در پردﻩ افول
صد آفتاب‌، نور گرفتی ز ماه ما
ور جهل جای فلسفه را نستدی بدین
در دین بجا نماندی این اشتباه ما
شد موی ما سفید به اِن قلت و قال و قیل
یک مو نکرد فرق ز روز سیاه ما
از رفض و جبر و غالی و سنت پدید گشت
این اختلاف و ذلت و حال تباه ما
این اختلاف شوم و دگر اختلاف‌هاست
بر حالتی خراب‌تر از این گواه ما
تقصیر از آن ماست که توپ جفای روس
ویران کند حریم ولی‌اله ما
و امروز چون اسیران در ﭘﻨﺠﻪ دو خصم
درمانده‌ایم و نیست کسی داد خواه ما
از کید خصم و ناکسی قائدان ملک
درهم شکسته سطوت خیل و سپاه ما
یکسو به دار، حجه و سالار دین رود
یک سو خراب‌، کعبهٔ اهل یقین شود
اسلام را شهید جفا کرد توپ روس
نتوان شمردنش که چه‌ها کرد توپ روس
هر ماتمی که بود، کهن شد به روزگار
زبن ماتم نوی که به پا کرد توپ روس
آوخ که در دیار خراسان به عهد ما
تجدید عهد کرب و بلا کرد توپ روس
نمرودوش به بارگه حجهٔ خدا
با تیر کینه قصد خدا کرد توپ روس
درداکه رخ‌، ز بهر خرابی چو قوم فیل
بر کعبهٔ حریم رضا کرد توپ روس
آه از دقیقه‌ای که بمانند پیک مرگ
دراین شریف بقعه‌، صدا کرد توپ روس
گرد ضریح سبط نبی را چوقتلگاه
پر از جنازهٔ شهدا کرد توپ روس
زوار را به طوف ضریح رضا، درو
همچون‌ علف‌، به ‌داس ‌جفا کرد توپ‌ روس
زودا که آه بی گنهان شعله‌ور شود
تا خاندان ظالم از آن پر شرر شود

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: ترکیب بند
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

اردیبهشت نوحه و آغاز ماتم است
ماه ربیع نیست که ماه محرم است
هوش مصنوعی: اردیبهشت زمان سوگواری و عزاداری است، نه مانند ربیع که فصل شادی و سرزندگی باشد.
گر باد نوبهار وزد اندرین ربیع
همچون محرم‌ از چه‌ جهان غرق‌ ماتم‌ است
هوش مصنوعی: اگر در بهار بادی به وزیدن بیفتد، چرا این دنیا به‌گونه‌ای سوگوار و غمگین است مانند محرم؟
در عاشر محرم اگرکشته شد حسین
در عاشر ربیع چرا دل پر از غم است
هوش مصنوعی: در روز عاشورا اگر حسین کشته شد، چرا دل ما در روز عاشر ربیع همچنان غمگین است؟
باز این مصیبت نو و این نوحه بهر چیست
آن‌نوحه ومصیبت دیرین مگرکم است
هوش مصنوعی: این بار هم مصیبتی جدید و نوحه‌ای تازه داریم. اما چرا باید این نوحه و مصیبت جدید را به خاطر داشته باشیم، در حالی که مصیبت‌ها و نوحه‌های گذشته کم نیستند؟
تاکی جهان بکشتن آزادگان جریست
تاکی فلک به خواری پاکان مصمم است
هوش مصنوعی: تا چه زمانی جهان به کشتن آزادگان ادامه خواهد داد و فلک به تحقیر پاکان مصمم است؟
درآخرالزمان چه غمی داده است روی
بر شیعیان‌، که بر همه غم‌ها مقدم است
هوش مصنوعی: در روزگار آخر، غم و اندوهی بر چهره شیعه‌ها سایه افکنده است که هیچ غم دیگری به پای آن نمی‌رسد.
گویی دراهل فرش بود ماتمی عظیم
کافغان وشور وولوله درعرش‌اعظم است
هوش مصنوعی: به نظر می‌رسد که در میان مردم، حزن و اندوه شدید وجود دارد؛ گویی این اندوه به آسمان نیز کشیده شده و شور و شوقی بزرگ را در آنجا به وجود آورده است.
یاخود عزای تازه و سوگ دوباره ای
این مه بر آل محمد فراهم است
هوش مصنوعی: این ماه برای خاندان پیامبر، هم سوگ تازه‌ای ایجاد کرده و هم یادآوری درد و اندوه‌های گذشته را به همراه دارد.
پیغمبر خدای چرا نوحه می کند
گویی به یاد قبر سلیل مکرم است
هوش مصنوعی: پیامبر خدا چرا درباره مرگ و فراق می‌نالد، گویا به یاد قبر شایسته و محترم سلیل است.
شاه رضا شهید خراسان غریب طوس
کاتش به قلب پاک وی افکند توپ روس
هوش مصنوعی: شاه رضا، شهید خراسان، در شهر غریب طوس قرار دارد و آتش درد و رنجی که در دل پاک او است، از سوی توپ‌های روسی به‌وجود آمده است.
شاهی که خون کند دل احباب‌، غربتش
پر خون شد از جفای بداندیش تربتش
هوش مصنوعی: پادشاهی که دل دوستانش را بشکند، سرانجام به خاطر ظلم و بی‌وفایی‌اش، قبر او نیز با خون و غم پر خواهد شد.
جور غریب مایهٔ اندوه و کربت است
جور از پس وفات‌، فزونست کربتش
هوش مصنوعی: درد و غم ناشی از دوری و بی‌کسی باعث اندوه عمیق می‌شود. پس از مرگ عزیزان، این اندوه و غم بیشتر می‌شود.
محصور شد ز خیل عدو درگهی که بود
خلق دو کون درکنف لطف و عزتش
هوش مصنوعی: در جایی که دشمنان فراوانی او را احاطه کرده‌اند، خدای مهربان و بزرگ، پشتیبانی و حمایت از بندگانش را به عهده گرفته است.
آن آستانه‌ای که خدا کردش احترام
دردا که توپ روس برانداخت حرمتش
هوش مصنوعی: آن درگاهی که خداوند برایش احترام قائل بود، متأسفانه توپ‌های روس به آن آسیب زدند و حرمتش را شکستند.
صحنی که داشت قیمت جان‌ها غبار او
نعل سمند حادثه بشکست قیمتش
هوش مصنوعی: حیاطی که ارزش جان‌ها را داشت، غبار آن به اندازه‌ای بود که سمند حادثه بر آن پا گذاشت و ارزشش را از بین برد.
سوراخ شد زتیرجفا پیکری که بود
پشت نهم سپهر، کمان بهر خدمتش
هوش مصنوعی: بدن کسی که همیشه زیر فشار و ظلم بوده، اکنون زخم‌خورده و آسیب‌دیده شده است، در حالی که همین بدن در گذشته برای مقابله با سختی‌ها و چالش‌ها آماده بوده و همیشه به خدمت آمده است.
غلطید در دماء شهیدان تنی که بود
آب حیوه‌، ربزه‌خور خوان نعمتش
هوش مصنوعی: در این بیت به شخصی اشاره شده که در لحظه‌ای حیاتی و مهم دچار اشتباه و ناتوانی شده است. او که از نعمت‌های زندگی و بقاء بهره‌مند بوده، به گونه‌ای غافل از حقیقت خود یا شرایط سختی که در آن قرار دارد، به سمت زندگی نادرست یا خطرناک رفته است. به عبارتی دیگر، این شخص که باید به یاد شهیدان و فداکاری‌های آنها باشد، ناگهان در یک وضعیت بحرانی قرار می‌گیرد و به چالش کشیده می‌شود.
درپای قهر حق ز چه‌رو موج زن نگشت
زبن کینه‌هاکه رفت به دریای رحمتش
هوش مصنوعی: در دل قهر و غضب حق، چرا این امواج نفرت و کینه به آرامش نرسیدند و به دریای رحمت او سر نزنند؟
ای حجه خدای ز غیبت برآر سر
بنگرکه با خدای چه کردند و حجتش
هوش مصنوعی: ای حجت خدا، از غیبت بیرون بیا و نگاهی بینداز که با خدا و حجت تو چه کردند.
بیدارگشت فتنه‌، چرا رخ نهفته‌ای‌!
برپای شد قیامت کبری‌، چه خفته‌ای‌!
هوش مصنوعی: فتنه‌ای بیدار شده است، چرا چهره‌ات را پنهان کرده‌ای؟ قیامت بزرگ برپا شده، چرا هنوز در خواب هستی؟
رضوان درند جامه و زد پیرهن به نیل
خون موج‌زد ز چشمهٔ‌ تسنیم و سلسبیل
هوش مصنوعی: بهشت، با لباس‌های زیبا و دلربا، به شکلی شگفت‌انگیز زنده و سرشار از زندگی است. در این مکان، آب‌های خنک و زلال از چشمه‌های پاکی و طراوت می‌جوشند و جریان دارند، به طوری که زیبایی و طراوت آن فضا را دوچندان می‌کند.
گرد عزاگرفت سراپای عرش حق
خاک الم نشست به رخسار جبرئیل
هوش مصنوعی: حزن و اندوه در تمام آسمان‌ها و به ویژه بر چهره جبرئیل، که یکی از بزرگترین فرشتگان است، خود را نشان داده است. تمام وجود عرش الهی تحت تأثیر این غم قرار گرفته و به گونه‌ای دچار حالتی از خاک و خاموشی شده است.
بارید سنگ فتنه به گهوارهٔ مسیح
افتاد نارکینه به گلخانهٔ خلیل
هوش مصنوعی: در زمانه‌ای که مشکلات و فتنه‌ها به وجود می‌آید، حتی شخصیت‌های بزرگ و مقدس نیز تحت تأثیر این شرایط قرار می‌گیرند و دچار چالش می‌شوند. این وضعیت به گونه‌ای است که به جای آرامش و زیبایی، ناامیدی و درد به وجود می‌آید.
کروبیان سدرهٔ رحمت پریده رنگ
پرسان بیان واقعه از حضرت جلیل
هوش مصنوعی: فرشتگان نزدیک به خداوند درخت‌های مبارک را مشاهده کرده و به دنبال بیان حقیقتی از آن حضرت هستند.
کایانجی و کشتی او شد نهان به موج
آیاکلیم و امت او غرقه شد به نیل‌؟
هوش مصنوعی: ای کشتی‌نشین! کشتی تو در میان امواج پنهان شده و مردمش در دل نیل غرق شده‌اند.
آیا خلیل زآتش نمرود شد هلاک
آیا خراب‌، خانهٔ حق شد ز قوم فیل‌؟
هوش مصنوعی: آیا خلیل، که با آتش نمرود روبرو شد، نابود شد؟ آیا خانه حقیقت، به علت قوم فیل، ویران گردید؟
آیا شکست‌، قائمه ی جیش مصطفی
از جیش خصم و لشکر اسلام شد ذلیل‌؟
هوش مصنوعی: آیا شکست، باعث شد که قدرت و عظمت پیامبر اسلام در برابر دشمنان و لشکرشان از میان برود و آنها را ذلیل کند؟
آیاکه مرتضی است زتیغ ستم فکار
آیاکه مجتبی است ز زهر جفا علیل‌؟
هوش مصنوعی: آیا این مرتضی است که از تیغ ظلم زخمی شده است یا اینکه این مجتبی است که به سبب زهر ستم بیمار گشته؟
آیا دوباره خون حسین وکسان او
گشته است برگروه زنازادگان سبیل‌؟
هوش مصنوعی: آیا دوباره خون حسین و خانواده‌اش بر کسانی که ناپاک و بی‌هویت هستند، تاثیر گذاشته است؟
ایشان‌در این‌سخن‌، که‌برآمد زخاک طوس
از چارسو خروش غم‌انگیز توپ روس
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به صدای غم‌انگیزی است که از طرف خاک طوس، منطقه‌ای در ایران، به گوش می‌رسد و به نوعی نماد مرگ و ویرانی است. این صدا به‌دلیل حضور توپ‌های روسی به‌وجود آمده و نشان‌دهنده‌ی درد و مشکلاتی است که مردم آن منطقه با آن مواجهند.
ای حجه زمانه دل ما به جان رسید
تعجیل کن که فتنه ی آخر زمان رسید
هوش مصنوعی: ای حجت زمانی، دل ما به شدت نگران و مضطرب شده است؛ پس هر چه سریع‌تر اقدام کن، زیرا فتنه و آشوب‌های آخر الزمان آغاز شده است.
دزدان شرع لاف دیانت همی زنند
ای حجت خدای گه امتحان رسید
هوش مصنوعی: چنگال دزدان دین به شکل ادعای دیانت در آمده است و اکنون که زمان آزمایش خدا فرا رسیده، باید دید که کدامین عقاید و اعمال واقعی هستند.
دین زین شکست‌های ییاپی زدست رفت
هنگام فتح و زندگی جاودان رسید
هوش مصنوعی: با پیروزی بر مراحل دشوار و فائق آمدن بر چالش‌ها، دین و ایمان تقویت می‌شود و به زندگی ابدی و جاودانی دست می‌یابیم.
اسلام از تطاول اعدا ز پا فتاد
بر ما ز دستبرد اجانب زیان رسید
هوش مصنوعی: اسلام به دلیل حملات دشمنان در وضعیت ناگواری قرار گرفت و ما هم از آسیب‌های ناشی از دخالت بیگانگان متضرر شدیم.
قصد خراب کردن ایرانیان نمود
آن سیل فتنه‌ای که به هندوستان رسید
هوش مصنوعی: آن سیل فتنه که به هندوستان آمد، به هدف نابودی ایرانیان به راه افتاد.
خودمی‌نگو‌یم این که به‌ ایران چه می‌رسد
یا خود چه لطمه‌ای به‌ سریرکیان رسید
هوش مصنوعی: در این بیت، گوینده به این نکته اشاره دارد که نمی‌خواهد از وضعیت ایران صحبت کند یا به خساراتی که به حکومت‌ها و قدرت‌های حاکم وارد شده پرداخته شود. او در واقع به نوعی از بیان جزییات پرهیز می‌کند و بر این تأکید دارد که چه برای ایران و چه برای خود او، موضوعات مهمی وجود دارد که نیازی به توضیح آن‌ها نیست.
ای پیشتاز لشکر اسلام درنگر
بر این مصیبتی که بر اسلامیان رسید
هوش مصنوعی: ای پیشتاز لشکر اسلام، به این مصیبت و دردسری که بر مسلمانان آمده، توجه کن.
بنگر که از زمین خراسان ز جور روس
افغان و شور و غلغله بر آسمان رسید
هوش مصنوعی: نگاه کن که از سرزمین خراسان، به خاطر ظلم و ستم روس و افغان و نیز به خاطر آشفتگی و هیاهو، چه بلایی بر سر آسمان آمده است.
بنگرکه در میان شبستان جد تو
خون‌های کشتگان جفا تا میان رسید
هوش مصنوعی: توجه کن که در دل شب، جد تو تماشاگر خون‌هایی است که از قربانیان ظلم بر زمین ریخته شده و تا میانه راه جاری شده‌اند.
بنگرکه در ضریح رضا تیر آتشین
از چارسو برآن تن بهتر ز جان رسید
هوش مصنوعی: نگاه کن که در ضریح امام رضا، تیر آتشین از همه طرف به آن بدن رسید و جانش را بهتر از جان خود فدای او کردند.
برآن ضریح‌، توپ مسلسل زدند آه‌!
آتش به قلب احمد مرسل زدند آه‌!
هوش مصنوعی: بر روی آن آرامگاه، گلوله‌های مسلسل شلیک کردند. آه! شعله‌های آتش به دل پیامبر احمد وارد کردند.
تاریک شد زمانه و گم گشت راه دین
مغلوب شد زکثرت اعدا سپاه دین
هوش مصنوعی: زمانه تاریک شده و راه دین از بین رفته است. سپاه دین به دلیل تعداد زیاد دشمنانش، شکست خورده است.
شد بی‌حقوق هرکه نشان داد راه حق
شد بی‌پناه هرکه شد اندر پناه دین
هوش مصنوعی: هر فردی که به حقیقت و راه درست اشاره کند، در واقع حقوق خود را از دست می‌دهد و هر کسی که به پناه دین پناه ببرد، خود را از حمایت و امنیت بی‌نصیب می‌بیند.
درغم بماند هرکه شد او غمگسار شرع
بیداد یافت هرکه شد او دادخواه دین
هوش مصنوعی: هر کسی که در غم باشد و به دیگران کمک کند، در واقع در همان اندوه باقی خواهد ماند. و کسی که به دنبال عدالت و حق باشد، در نهایت با بی‌عدالتی مواجه خواهد شد.
پرشد جهان ز خیل خدایان ملک و مال
بیگانه شد به چشم خلایق اله دین
هوش مصنوعی: جهان پر از خدایان و معبودان شده و مردم دیگر به ملک و مال اصلی خود نمی‌نگرند و خداوند را به عنوان دین خود نمی‌شناسند.
چندان غبار فتنه و بدعت پدیدگشت
کاینک به راه کفر بدل گشته راه دین
هوش مصنوعی: به اندازه‌ای آشفتگی و انحراف ایجاد شده که اکنون مسیر دین به راه کفر تبدیل شده است.
نی حاکمی که دفع کند اشتغال ملک
نی عالمی که رفع کند اشتباه دین
هوش مصنوعی: وجود حاکمی که بتواند مشکلات کشور را حل کند و نیز عالمی که بتواند اشتباهات مذهبی را اصلاح کند، لازم و ضروری است.
ای آفتاب دنیی و دین چند در حجاب
بنگر به حال تیره و روز سیاه دین
هوش مصنوعی: ای خورشید زندگی و دین، کمی به اوضاع تاریک و روزهای سیاه توجه کن.
ای پادشاه دین بنگرکاوفتاده باز
از توپ روس زلزله در بارگاه دین
هوش مصنوعی: ای پادشاه دین، این را در نظر بگیر که از شدت حمله روس‌ها، پایه‌های دین به لرزه درآمده و قدرت تو تحت فشار قرار گرفته است.
بنگر که کرد دشمن ناپاک دین تباه
آماج تیرکینه تن پاک شاه دین
هوش مصنوعی: به دقت نگاه کن که دشمن نیکوکار چگونه با کینه‌توزی، دین را مختل کرده و هدف تیرهای خود قرار داده است. این دشمن به تن پاک و مقدس پادشاه دین آسیب می‌زند.
بنگرکه از زمین خراسان ز توپ روس
بر آسمان زبانه کشد دود آه دین
هوش مصنوعی: به تماشا باش که چگونه از سرزمین خراسان، به خاطر توپ‌های روس، دودی به سوی آسمان بلند می‌شود که نشان‌دهنده‌ی غم و اندوه دین است.
این آتش ار ز ملک خراسان گذرکند
ترسم به خاک یثرب و بطحا اثرکند
هوش مصنوعی: این آتش اگر از سرزمین خراسان عبور کند، نگرانی دارم که به سرزمین یثرب و محل بطحا نیز آسیب برساند.
این بارگاه کیست چنین خالی و خراب
خائن به جای خادم وآتش به جای آب
هوش مصنوعی: این مکان چه کسی است که این‌گونه خالی و ویران به نظر می‌رسد؟ کسی که به جای خدمت‌گزاری، خیانت کرده و به جای نماد زندگی و طراوت، آتش را به نمایش گذاشته است.
درگاهش از تزاحم دین‌پروران تهی
ایوانش از تطاول بیگانگان خراب
هوش مصنوعی: درگاه او از حضور پرورش‌دهندگان دین خالی است و ایوانش به خاطر بلندی و گستردگی بیگانگان ویران شده است.
سوراخ گشته گنبدش از توپ قلعه کوب
پرگردکشته حضرتش از ظلم بی‌حساب
هوش مصنوعی: گنبد آسمان به خاطر توپ‌های سنگینی که به قلعه پرتاب می‌شود، دچار سوراخ شده و گرد و غبار ناشی از ظلم و ستم فراوانی که بر او رفته، به حضرتش آسیب رسانده است.
برق تفنگ برشده جای چراغ برق
نار سعیر در شده جای زلال ناب
هوش مصنوعی: رعد و برق تفنگی که به آسمان می‌زند، جای نور چراغی که در آتش زبانه می‌کشد، و آبی زلال و خنک به جای آتش داغی که می‌سوزاند.
رخشنده گنبدش شده پنهان بدود توپ
چون روی حور پنهان در نیلگون نقاب
هوش مصنوعی: چهره‌ی درخشان گنبدش به گونه‌ای پنهان شده که مانند توپ در حال حرکت است، همانطور که روی حوری در پشت نقابی نیلگون پنهان است.
گاه اذان شام فراز مناره‌اش
غران خروش توپ که قد قامت العذاب
هوش مصنوعی: گاهی صدای اذان مغرب از مناره به گوش می‌رسد، در حالی که صدای توپ شلیک می‌شود، گویی که عذابی در راه است.
در زیر طاق و پای ضریح مطهرش
هنگامه‌ای که کاش نبیندکسش به خواب
هوش مصنوعی: زیر قوس و در کنار آرامگاهش، هيجان و شوری وجود دارد که ای کاش او در خواب هم این را نبیند.
زوار بی گناه و فقیران بی‌نوا
تن‌ها به‌ره فتاده ورخ‌ها به‌خون خضاب
هوش مصنوعی: زوار نیازمند و بی‌گناهی که به سفر آمده‌اند، با چهره‌هایی خونی و از داغ و درد رنج می‌برند، به زمین افتاده‌اند.
آنجاکه بوده مسکن کروبیان قدس
خاکم به سر! چرا شده منزلگه کلاب
هوش مصنوعی: جایی که زمانی محل سکونت فرشتگان پاک بود، حالا به مکانی برای حیوانات تبدیل شده است. چرا اینگونه شده است؟
این کاخ جای بوسهٔ شاهان عصر بود
اسب عدوکجا و چنین کاخ مستطاب
هوش مصنوعی: این قصر زمانی محل بوسه و احترام شاهان بود، در حالی که دشمنان کجا و چنین قصر باشکوهی کجا.
خواب است این حدیث که گوینده‌ایم ما
گر نیست خواب پس ز چه رو زنده‌ایم ما
هوش مصنوعی: این سخنی که ما بیان می‌کنیم، مانند یک خواب است. اگر خواب نیست، پس چرا در این دنیا زنده‌ایم؟
ای خالق طبیعت‌، جان از برای چیست
وین جسم خاکسارگران از برای چیست
هوش مصنوعی: ای خدای طبیعت، زندگی برای چه هدفی به ما داده شده است و این بدن خاکی ما برای چه کار می‌باشد؟
این مغز خانه خانه و اعصاب تار تار
وین قلب وخون و این دوران ازبرای چیست
هوش مصنوعی: این اندام‌ها و اعضای بدن ما، مثل مغز و قلب و اعصاب، هر کدام وظیفه‌ای خاص دارند. همه‌ی این‌ها به‌هم مرتبط هستند و کارشان این است که به ما کمک کنند زندگی کنیم و احساسات و افکارمان را تجربه کنیم. اما در نهایت، هدف از همه‌ی این کارها و وجود این اعضا چیست؟
این جمله گر برای حیاتست و مردمی
پس لشکر هوا و هوان از برای چیست
هوش مصنوعی: این جمله اگر برای زندگی و انسانیت است، پس چرا این همه نیروی هوا و خواسته‌ها وجود دارد؟
بخل وحسد چرا و نفاق و غضب ز چه
ظلم و جفا و ظن وگمان از برای چیست
هوش مصنوعی: چرا باید از خصلت‌های زشتی مانند بخل، حسد، نفاق و خشم برخوردار باشیم؟ این مشکلات، ظلم و ستم، بدرفتاری و سوءظن به چه دلیلی در دنیای ما وجود دارند؟
این کینه و هوا و هوس گر غریزی است
پس حکمت بنای جهان از برای چیست
هوش مصنوعی: اگر این حسد و خواسته‌های نفسانی ذاتا در ما وجود دارد، پس هدف و حکمت آفرینش جهانی که در آن زندگی می‌کنیم چه می‌تواند باشد؟
ورگردش جهان را اینست سرنوشت
نار جحیم و باغ جنان از برای چیست
هوش مصنوعی: سرنوشت جهان به این ترتیب رقم خورده است: اینکه جحیم و بهشت چه کارکردی دارند و برای چه هدفی وجود دارند.
مظلوم اگر به پنجهٔ ظالم حوالت است
پس صحبت فلان و فلان ازبرای چیست
هوش مصنوعی: اگر یک فرد مظلوم به دست ظالمی سپرده شده است، پس صحبت از کسانی که به او کمک می‌کنند یا مداخله می‌کنند، چه معنایی دارد؟
ور حق عیان و نیست در او حاجت بیان
پس صدهزار سر نهان از برای چیست
هوش مصنوعی: اگر حق آشکار باشد و نیازی به بیان نداشته باشد، پس چرا باید صدها هزار سر ناپیدا وجود داشته باشد؟
از ره به در شدیم خدایا هدایتی
حیران شدیم ای مدد حق عنایتی
هوش مصنوعی: ما از راه راست منحرف شده‌ایم و به کمکی نیاز داریم، ای خدا! ما در حیرت و سرگردانی به سر می‌بریم و خواهش می‌کنیم که لطف و عنایت تو شامل حال‌مان شود.
گرگم نگشته بودی در شرع‌، راه ما
پهلو بر اوج چرخ زدی بارگاه ما
هوش مصنوعی: اگر به اصول و قوانین پایبند نبودی، نمی‌توانستی در این مسیر قدم بگذاری و در کنار ما به اوج رفیع برسید.
قرآن اگر نماندی در پردﻩ افول
صد آفتاب‌، نور گرفتی ز ماه ما
هوش مصنوعی: اگرچه به خاطر غروب و ناپدید شدن صد آفتاب، دیگر نوری نمی‌بینید، اما توانسته‌اید از نور ماه ما بهره‌مند شوید.
ور جهل جای فلسفه را نستدی بدین
در دین بجا نماندی این اشتباه ما
هوش مصنوعی: اگر ignorance (جهل) جایگزین philosophy (فلسفه) شود، در دین نتوانی به درستی جای خود را بیابی. این اشتباهی است که مرتکب شده‌ایم.
شد موی ما سفید به اِن قلت و قال و قیل
یک مو نکرد فرق ز روز سیاه ما
هوش مصنوعی: موهای ما به خاطر حرف و حدیث‌ها و شایعات سفید شد، اما هیچ یک از این بحث‌ها و جدل‌ها نتوانست تفاوتی در روزهای سخت زندگی‌مان ایجاد کند.
از رفض و جبر و غالی و سنت پدید گشت
این اختلاف و ذلت و حال تباه ما
هوش مصنوعی: اختلاف و ذلت و وضعیت ناگوار ما ناشی از ترک و تحمیل و افراط در سنت‌ها به وجود آمده است.
این اختلاف شوم و دگر اختلاف‌هاست
بر حالتی خراب‌تر از این گواه ما
هوش مصنوعی: این ناهماهنگی و تفرقه‌ای که داریم، به همراه دیگر ناهماهنگی‌ها، علامتی است بر اینکه وضعیت ما حتی از این هم خراب‌تر است.
تقصیر از آن ماست که توپ جفای روس
ویران کند حریم ولی‌اله ما
هوش مصنوعی: شکست و ویرانی از سوی ماست که توپ‌های دشمن، حرمت و منزلت ولی‌الله ما را زیر پا گذاشته‌اند.
و امروز چون اسیران در ﭘﻨﺠﻪ دو خصم
درمانده‌ایم و نیست کسی داد خواه ما
هوش مصنوعی: امروز مانند افرادی که در چنگال دشمنان گرفتار شده‌اند، در وضعیتی ناامید و بی‌پناه هستیم و هیچ‌کس نیست که به ما کمک کند یا از ما دفاع کند.
از کید خصم و ناکسی قائدان ملک
درهم شکسته سطوت خیل و سپاه ما
هوش مصنوعی: در برابر نقشه‌ها و دسیسه‌های دشمنان و افراد ناتوان، حکومت و قدرت ارتش ما به هم خورده است.
یکسو به دار، حجه و سالار دین رود
یک سو خراب‌، کعبهٔ اهل یقین شود
هوش مصنوعی: در یک سمت، یک شخص بزرگ که رهبری دین را به عهده دارد، به دار می‌رود و در سمت دیگر، کعبه، که مرکزی برای ایمان و یقین اهل دل است، ویران می‌شود.
اسلام را شهید جفا کرد توپ روس
نتوان شمردنش که چه‌ها کرد توپ روس
هوش مصنوعی: اسلام دچار ظلم و آسیب شد و توپ‌های روسی به قدری آسیب رساندند که نمی‌توان شمارش کرد آن‌ها چه بلایی بر سر اسلام آوردند.
هر ماتمی که بود، کهن شد به روزگار
زبن ماتم نوی که به پا کرد توپ روس
هوش مصنوعی: هر سوگ و اندوهی که وجود داشت، با گذشت زمان قدیمی شد؛ اما ماتمی که به خاطر توپ روس برپا شد، همچنان تازه است.
آوخ که در دیار خراسان به عهد ما
تجدید عهد کرب و بلا کرد توپ روس
هوش مصنوعی: ای کاش در سرزمین خراسان، در زمان ما، یادآوری عاشورا و واقعه کربلا با شلیک توپ‌های روسی دوباره زنده می‌شود.
نمرودوش به بارگه حجهٔ خدا
با تیر کینه قصد خدا کرد توپ روس
هوش مصنوعی: نمرود، با کینه و دشمنی، به دربار خداوند تیر انداخت تا به او آسیب برساند، اما در این کار شکست خورد.
درداکه رخ‌، ز بهر خرابی چو قوم فیل
بر کعبهٔ حریم رضا کرد توپ روس
هوش مصنوعی: در چهره‌ی دردناک، به خاطر ویرانی و خرابی، مانند لشکر فیل که به کعبه حمله کردند، توپ‌های روسی در حریم حضرت رضا به راه انداختند.
آه از دقیقه‌ای که بمانند پیک مرگ
دراین شریف بقعه‌، صدا کرد توپ روس
هوش مصنوعی: آه از لحظه‌ای که مانند فرستاده مرگ در این مکان مقدس، صدای توپ روس‌ها طنین‌انداز شد.
گرد ضریح سبط نبی را چوقتلگاه
پر از جنازهٔ شهدا کرد توپ روس
هوش مصنوعی: در اطراف حرم و بارگاه نوه پیامبر، توپ‌های روسی با شلیک‌هایشان، به جایی که شهدای زیادی در آنجا به خاک سپرده شده‌اند، آسیب رساندند.
زوار را به طوف ضریح رضا، درو
همچون‌ علف‌، به ‌داس ‌جفا کرد توپ‌ روس
هوش مصنوعی: زائران را به دور مضجع شریف امام رضا همچون علف، با تیر و توپ دشمن مورد حمله و آسیب قرار دادند.
زودا که آه بی گنهان شعله‌ور شود
تا خاندان ظالم از آن پر شرر شود
هوش مصنوعی: ای کاش که فریادهای بی‌گناهی به آتش تبدیل شود تا خاندان ستمگر از این آتش شعله‌ور و آسیب‌دیده گردد.

حاشیه ها

1397/12/08 14:03
Erfan

وزنش
مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل است؟

1401/01/29 22:03
Vali Dashti

 

بخشی از مقاله رسول جعفریان در مورد علت سرودن این اشعار بهار بر گرفته از سایت تابناک تاریخ هشت فروردین هزار و چهارصد و یک

سندی ادبی از جریان حمله روس‌ها به حرم امام رضا(ع)

رسول جعفریان طی یادداشتی در خبرآنلاین نوشت: سیاست روس و انگلیس در ایران، تابعی از چندین متغیر بود که به مسائل مختلفی چون منافع مورد نظر و قابل دسترس هر کدام در ایران، روابط آنان در برابر دولت آلمان و فرانسه و بسیاری از امور سیاسی و اقتصادی دیگر باز می گشت.

این دو دولت پس از آن که در سال 1907 ایران را به سه بخش تقسیم کردند و طی آن، بخش شمالی را به روس و بخش جنوبی را به انگلیس واگذار کردند و منطقه ای را هم به عنوان منطقه بی طرف شناختند، کوشیدند تا مسائل میان خود را بر اساس این قرار داد حل کنند. با این حال، هر دو دولت می کوشیدند تا از اقدامات عناصر مدافع خود در داخل همچنان دفاع کرده، برای روز مبادا آنها را نگاه دارند.

برای روسها که با پیوستن مشروطه خواهان به سفارت انگلیس در جریان نهضت مشروطه، قافیه را باخته بودند، هنوز محمدعلی شاه، یک سوژه مناسب بود. از سوی دیگر، محمد علی شاه نیز که در پی فتح تهران در سال 1327 قمری به روسیه گریخته بود، با استفاده از عوامل خود، تلاش می کرد تا بار دیگر قدرت را به دست آورد. روسها نیز در حمایت وی از یک سو و رعایت توافقات به عمل آمده با انگلیس از سوی دیگر، در موضع گیری سیاسی خود در قبال ایران گرفتار تناقض شده بودند.

زمانی که به سال 1330 قمری تلاشهایی برای بازگرداندن محمدعلی شاه در مشهد آغاز شد، دابیژا، کنسول روس در مشهد متهم شد که به حمایت از شورشیان طرفدار محمدعلی شاه مشغول فعالیت است. این مساله، سبب اختلاف میان دو دولت روس و انگلیس و نیز نامه نگاری ها و شکایتهایی شد. سازنوف - وزیر خارجه وقت روسیه - از دابیژا خواست تا در این مساله مداخله نکند. دابیژا نیز آن را پذیرفت و به او نوشت: من شرکت افراد روسی را در غائله انکار نمی کنم اما به موقع به آنان دستور داده ام که در این گونه امور شرکت نکنند و لیکن من نمی توانم و حق ندارم که ایشان را از رفتن به مساجد منع کنم. (1)

غائله مورد نظر، اجتماع شماری از طرفداران محمدعلی شاه در حرم امام رضا علیه السلام است. طرح آنان، این بود که بر شمار این افراد بیفزایند و در نهایت، حرکتی مانند آنچه در رشت یا اصفهان بر ضد محمدعلی شاه صورت گرفت، این بار از مشهد بر ضد مشروطه و به دفاع از شاه مخلوع صورت گیرد.

همزمان با آمدن محمدعلی شاه به ایران با یک کشتی روسی، شخصی به نام محمد نیشابوری با بیست تن از هوادارانش در حرم بست نشست. یکی از نظامیان برجسته نیز با نام سردار یوسف خان با هوادارانش به آن جا آمد. به دنبال آن، شماری دیگر هم به آنها پیوستند و شعاع السلطنه نیز در تلگرامی که برای علمای مشهد فرستاد، نوشت که به زودی شاه وارد مشهد خواهد شد. در این زمان هنوز کنسول روس، مشغول فعالیت به نفع طرفداران محمدعلی شاه بود.

اندکی بعد، با فشار مقامات انگلیسی و فشار سن پطرزبورگ، کنسول روس در مشهد به عقب نشینی از موضع خود مجبور شد تا جایی که تلگرام محمد علی شاه را نیز که قرار بود به علما برساند، نرساند. او گزارشی نوشت که جمعیت متحصنین رو به ازدیاد است و این بار، نظر مساعدی نسبت به روسیه نداشته، به چشم دشمنی به آن دولت می نگرند. (2) طبعا متحصنین که موضع روس را دریافته بودند، از آنان خشمگین شده بودند. سایکس - نویسنده کتاب تاریخ ایران، که در آن زمان، کنسول انگلیس در مشهد بوده است، می نویسد: «حمایت قنسول روس را از یوسف [هراتی] و اتباع او من به سفارت اطلاع دادم. سفارت روس، قنسول را منع کرد. یوسف به حرم رفت و کانون فساد شد و مرتجعین دور او جمع شدند. قنسول روس، آشوبی را که خود زنده می داشت، سبب خطر روسها جلوه داد، دسته قوای قشون روس به مشهد وارد کرد. » (3)

این بار، روسها مامور شدند تا برای حفظ نظم و امنیت، با طرفدارن محمدعلی شاه برخورد کرده، تحصن را تمام کنند. محمدعلی شاه به روسیه بازگشت و در این سوی، متحصنین حاضر به پذیرش درخواست روسها برای ترک حرم نشدند. دابیژا مصمم شد تابا استفاده از نیروی نظامی روسها، در شهر حکومت نظامی اعلام کرده و به مخالفتها پایان دهد. این خواست کنسول انگلیس سرپرستی سایکس و نیز والی خراسان بود که البته در همین حیص و بیص استعفا داد.

در این سوی، متحصنین شروع به مقاومت کرده، از حرم به عنوان یک سنگر استفاده کردند و فعالیت نظامی خود را به شکل محدود در اطراف حرم آغاز نمودند. حضور نیروهای روسی، نظم را در خیابانهای اطراف در پی داشت، اما ضعیت حرم همچنان ملتهب و کنترل آن در اختیار متحصنین و شورشیان بود.

در حوالی ساعت سه بعد از ظهر روز شنبه دهم ربیع الثانی سال 1330 (فروردین 1290 شمسی و مارس 1912 میلادی) سربازان روس به حرم حمله بردند. آنان در این حمله از توپهای سنگین استفاده کرده، یکباره بر حرم یورش بردند. به نوشته سایکس، روز 29 مارس (14 فروردین ماه 1330) یوسف و اتباع او چند تیر به طرف روسها آتش دادند. بهانه شد که توپ به حرم ببندند. بسیار زوار بی گناه کشته شدند. سر شب، یوسف و جمعی دیگر را در گاری سوار کرده، به بیرون شهر بردند. به اغوای روسها، حکومت، یوسف را بدون استنطاق کشت و نعش او را در کوچه ها کشید. مساعی من در منع بمباردمان بقعه، نتیجه نداد. مقداری از نفایس بقعه شریفه را به بانک روس بردند، به سعی من مقداری را برگرداندند و به تهدید، سند از متولیان گرفتند. قنسول روس راپرت می دهد که خسارتی به بقعه وارد نشد. من عکس برداشته، به سفارت انگلیس در طهران و پطر فرستادم. (4)

به نوشته کاظم زاده، به دنبال حمله قشون روس «ابری از گرد و غبار قهوه ای رنگ از دیوارهای ویران برخاست. در حالی که صدای خرد شدن قطعات کاشیهای طلایی و لاجوردی و سبز در زیر چکمه های سنگین سربازان روسی به گوش می رسید، آنان از شکاف دیوارها به صحن ریختند و از آن جا به مرقد امام تاختند. با این که تقریبا کسی در برابر ایشان پایداری نکرد، سربازان روسی بی ممانعت افسران، سرخوش از غریو توپها و میل شدید به ویرانگری، هر کس را دیدند به ضرب تیر یا نیزه از پای در آوردند. بنا به گزارش دابیژا، سه تن از ایرانیان کشته شدند، اما ایرانیان مدعی بودند که چند صد تن از جمله عده ای از زنان و کودکان به خاک هلاک افتادند.» (5)

واکنش این اقدام در میان شیعیان بسیار شدید بود; چرا که حمله به حرم امام رضا علیه السلام اقدامی نبود که به سادگی قابل گذشت باشد. این رخداد به طور طبیعی، کینه مردم مسلمان ایران را نسبت به شقاوت روسها که معمولا در پیشرفت کار خود از خشونت استفاده می کردند، باز هم بیشتر و بیشتر کرد.

بخشی از این واکنش در اشعار شاعران دیده می شود. از میان شاعران برجسته آن روزگار، ملک الشعراء بهار (م 1330 ش) قصیده بلندی شامل چهل و هفت بیت سرود که در دیوان وی آمده و بند اول آن چنین است:

اردیبهشت نوحه و آغاز ماتم است ماه ربیع نیست که ماه محرم است

1403/06/04 16:09
علیرضا رضایی

جالبه که روند سقوط روسیه تزاری بعد از حمله به حرم شدت گرفت و مدتی بعد تزار و خانوادش به قتل رسیدند و امپراتوری روسیه هم نابود شد.