داد از دست خواص
از خواص است هر آن بد که رود بر اشخاص
داد از دست خواص
کیست آن کس که ز بیداد خواص است خلاص
داد از دست خواص
داد مردم ز عوام است که کالانعامند
به خدا بدنامند
که خرابی همه از دست خواص است خواص
داد از دست خواص
خیل خاصان به هوای دل خود هرزه درا
ایمن از حبس و جزا
ور عوامی سقطی گفت درافتد به قصاص
داد از دست خواص
عامی از بیخبری خیر ندانسته ز شر
اندر افتد به خطر
عالمان در پی تحصیل ملاذند و مناص
داد از دست خواص
بهر محرومی عامان فقیر ناچیز
قلم خاصان تیز
همچو بر خیل عجم، نیزهٔ سعد وقاص
داد از دست خواص
عالمی عامیکی را کند از وسوسه مست
سازدش آلت دست
این به جان کندن و آن یک به تفنن رقاص
داد از دست خواص
عالم رند نماید به هزاران تدبیر
عامیان را تسخیر
عامی ساده بکوشد به هزاران اخلاص
داد از دست خواص
از پی مخزن خاصان گهر و دُر باید
صدف پر باید
چه غم ار در شکم بحر بمیرد غواص
داد از دست خواص
عامیان را همه سو رانده بمانند رمه
یکتن آقای همه
خلق در زحمت و او در طلب زر خلاص
داد از دست خواص
در صف سادهدلان شور و شر افکنده ز کید
عمرو رنجیده ز زید
خود ز صف خارج و در قهقهه چون زاده عاص
داد از دست خواص
دستها بسته و صد تفرقه افکنده به مکر
در دل خالد و بکر
تا که خود در حرم قدس، شود خاصالخاص
داد از دست خواص
نفع خود یافته در تقویت جهل انام
طالب حمق عوام
که صدف گم شود ار موج درافتد به مغاص
داد از دست خواص
طالب راحتی نوع مباشید دگر
کاین فضولان بشر
بشریت را بستند ره استخلاص
داد از دست خواص
داد از دست عوام: از عوام است هرآن بد که رود بر اسلاماز ماست که بر ماست: این دود سیه فام که از بام وطن خاست
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
از خواص است هر آن بد که رود بر اشخاص
داد از دست خواص
هوش مصنوعی: هر چیزی که از دست افراد خاص برآید، جزء ویژگیهای آنهاست و نشانهای از تأثیرات آن افراد بر دیگران است.
کیست آن کس که ز بیداد خواص است خلاص
داد از دست خواص
هوش مصنوعی: چه کسی است که از ظلم و ستم خواص رهایی یابد و از چنگال آنها نجات پیدا کند؟
داد مردم ز عوام است که کالانعامند
به خدا بدنامند
هوش مصنوعی: افراد عادی، به خاطر رفتار و ویژگیهایشان به مانند چهارپایان هستند و در حقیقت به خدا نسبت به خود بیاحترامی میکنند.
که خرابی همه از دست خواص است خواص
داد از دست خواص
هوش مصنوعی: همه مشکلات و خرابیها ناشی از رفتار و تصمیمات افرادی است که در موقعیتهای خاص و مهم قرار دارند. این افراد با اقدامات خود، وضعیت را به خطر میاندازند و باعث مشکلات بیشتری میشوند.
خیل خاصان به هوای دل خود هرزه درا
ایمن از حبس و جزا
هوش مصنوعی: گروه خاصی از افراد که به دنبال تمایلات دلخواه خود هستند، بدون ترس از مجازات و محدودیتها به راحتی و آزادی در حال رفت و آمدند.
ور عوامی سقطی گفت درافتد به قصاص
داد از دست خواص
هوش مصنوعی: اگر فردی عادی بیملاحظهای سخنی بگوید که موجب افتادن او به عواقب سنگین شود، از طرف کسانی که در مقام و دانش بالاتری قرار دارند، به دنبال عدالت و پاسخگویی خواهند بود.
عامی از بیخبری خیر ندانسته ز شر
اندر افتد به خطر
هوش مصنوعی: کسی که آگاه نیست، به خاطر نادانیاش نمیتواند از خیر و خوبیها بهرهمند شود و ممکن است به دلیل ناآگاهیاش به مشکلات و خطرات دچار شود.
عالمان در پی تحصیل ملاذند و مناص
داد از دست خواص
هوش مصنوعی: دانشمندان به دنبال لذتها و جایگاههای برتر هستند و من از دست افراد خاص رنجیدهام.
بهر محرومی عامان فقیر ناچیز
قلم خاصان تیز
هوش مصنوعی: برای افراد نیازمند و فقیر، امکانات و منابع بسیار کمی وجود دارد، ولی برای افرادی خاص و متمول، ابزارها و امکانات زیادی فراهم است.
همچو بر خیل عجم، نیزهٔ سعد وقاص
داد از دست خواص
هوش مصنوعی: نظیر گروهی از غیرعربها، نیزهای از سعد وقاص به دست افراد مخصوص (یاران) او افتاد.
عالمی عامیکی را کند از وسوسه مست
سازدش آلت دست
هوش مصنوعی: یک عالم با علم و دانش خود میتواند فردی را از تردیدها و وسوسهها دور کند و او را به درجات بالاتری از آگاهی و آرامش برساند، تا حدی که آن فرد تحت تأثیر دیگران قرار نگیرد و به ابزار دست دیگران تبدیل نشود.
این به جان کندن و آن یک به تفنن رقاص
داد از دست خواص
هوش مصنوعی: یک نفر در تلاش و سختی است و دیگری برای تفریح و سرگرمی، رقصندهای را به خدمت میگیرد که نشاندهنده تفاوت در تلاش و بیتوجهی آنها به مشکلات زندگی است.
عالم رند نماید به هزاران تدبیر
عامیان را تسخیر
هوش مصنوعی: عالم فریبنده با هزاران ترفند، مردم عادی را تحت تأثیر قرار میدهد.
عامی ساده بکوشد به هزاران اخلاص
داد از دست خواص
هوش مصنوعی: افراد عادی با تلاش و صداقت فراوان سعی میکنند، در حالی که افراد خاص و برجسته ممکن است این احساس را نداشته باشند و ناپایدارتر باشند.
از پی مخزن خاصان گهر و دُر باید
صدف پر باید
هوش مصنوعی: برای پیدا کردن گوهر و جواهرات، باید یک صدف پر از جواهرات داشته باشی.
چه غم ار در شکم بحر بمیرد غواص
داد از دست خواص
هوش مصنوعی: چه غمی دارد اگر غواصی در عمق دریا بمیرد، وقتی که از استعداد و ویژگیهای خاص خود به خوبی بهرهبرداری نکرده است.
عامیان را همه سو رانده بمانند رمه
یکتن آقای همه
هوش مصنوعی: آدمهای عادی و کمفکر مانند گوسفندانی هستند که بدون هدف و در راهی مشخص به دنبال یک رهبر حرکت میکنند و فقط به خواستههای او توجه دارند.
خلق در زحمت و او در طلب زر خلاص
داد از دست خواص
هوش مصنوعی: مردم در زحمت و تلاش هستند و او در پی به دست آوردن طلاست، در حالی که از دست خواص رهایی یافته است.
در صف سادهدلان شور و شر افکنده ز کید
عمرو رنجیده ز زید
هوش مصنوعی: در جمع افراد بیآلایش و سادهدل، هیجان و شوری به وجود آمده است، به خاطر نقشهها و توطئههای عمرو، و زید ناراحت و نگران است.
خود ز صف خارج و در قهقهه چون زاده عاص
داد از دست خواص
هوش مصنوعی: شخصی از جمعیت کنار میرود و در حالی که میخندد، مانند فردی نافرمان از کنترل و قوانین خاصی که دیگران در آنها هستند، خارج میشود.
دستها بسته و صد تفرقه افکنده به مکر
در دل خالد و بکر
هوش مصنوعی: دستها در بند است و صدها اختلاف به طور پنهانی در دل افراد خالد و بکر وجود دارد.
تا که خود در حرم قدس، شود خاصالخاص
داد از دست خواص
هوش مصنوعی: تا زمانی که خود در مکان مقدس قرار گیرد، این ویژگی خاص را از دست افراد خاص میگیرد.
نفع خود یافته در تقویت جهل انام
طالب حمق عوام
هوش مصنوعی: افرادی که در افزایش نادانی مردم سود میبرند، به دنبال جهل و نادانی عوام هستند.
که صدف گم شود ار موج درافتد به مغاص
داد از دست خواص
هوش مصنوعی: اگر موج دریا بر صدف بیفتد، پیدا شدن آن دشوار خواهد بود و خواص خاصی را که در خود دارد، از دست خواهد داد.
طالب راحتی نوع مباشید دگر
کاین فضولان بشر
هوش مصنوعی: در جستجوی آرامش برای نوع بشر نباشید، زیرا این کار به زحمت و دردسر منجر میشود.
بشریت را بستند ره استخلاص
داد از دست خواص
هوش مصنوعی: بشر را از راه نجاتی که در دست افراد خاص بود محروم کردند.
حاشیه ها
1393/05/22 18:08
علی
سلام
در بند ششم ابتدای بند " عالمی عامیکی " فکر کنم که اشباهه ...
درستش از عهده تشخیص بنده خارجه ولی احتمال میدم درستش این باشه :
عالم عامی کی را کند از وسوسه مست سازدش آلت دست
1394/09/19 04:12
امیر
خیر. درست ثبت شده است. عامیکی = aamiaki (یک عامی کوچک)