داد از دست عوام
از عوام است هرآن بد که رود بر اسلام
داد از دست عوام
کار اسلام ز غوغای عوام است تمام
داد از دست عوام
دل من خون شد درآرزوی فهم درست
ایجگرنوبتتوست
جان به لب آمد و نشنید کسم جان کلام
داد از دست عوام
غم دل باکه بگویم که دلم خون نکند
غمم افزون نکند
سر فرو برد به چاه و غم دل گفت، امام
داد از دست عوام
سخنی پخته نگفتم که گفتند به من
چند این خام سخن
سوختم سوختم از سردی این مردم خام
داد از دست عوام
زانچه پیغمبر گفته است و درو نیست شکی
نپذیرند یکی
وحی منزل شمرند آنچه شنیدند از امام
داد از دست عوام
همگی خفته و آسوده ز نیکی و بدی
خواب مرگ ابدی
چه توان کرد، علی گفت که الناس نیام
داد از دست عوام
درنبوت نگرفتند ره نوح نبی
داد ازین بیادبی
در خدایی بنمودند به گوساله سلام
داد از دست عوام
به هوای نفسی جمله نمایند قعود
آه از این قوم عنود
به طنین مگسی جمله نمایند قیام
داد از دست عوام
پیش خیل عقلا زابلهی و تیرهدلی
شرزه شیرند، ولی
پیش سیر عقلایی، حشراتند و هوام
داد از دست عوام
عاقل ار بسمله خواند به هوایش نچمند
همچو غولان برمند
غول اگر قصه کندگرد شوند از در و بام
داد از دست عوام
سنت و شرع کتاب نبوی مانده زکار
عقل برخاسته زار
جهل بنشسته به سلطانی این خیل لئام
داد از دست عوام
عاقل آن به که همه عمر نیارد به زبان
نام این بیادبان
که دراین قوم نه عقلست و نه ننگست و نه نام
داد از دست عوام
نه براین قوم نماید نفس عیسی کار
نه مقالات بهار
نه نسیم سحری بگذرد از سنگ رخام
داد از دست عوام
پیش جهال ز دانش مسرایید سخن
پند گیرید ز من
که حرام است حرام است حرام است حرام
داد از دست عوام
شام ایران روز باد: عیدنوروزاست هر روزی به ما نوروز بادداد از دست خواص: از خواص است هر آن بد که رود بر اشخاص
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
از عوام است هرآن بد که رود بر اسلام
داد از دست عوام
هوش مصنوعی: هر چیزی که به اسلام آسیب میزند، ناشی از دستهای ناآگاه مردم است.
کار اسلام ز غوغای عوام است تمام
داد از دست عوام
هوش مصنوعی: تمام کارهای اسلام به خاطر هیاهوی مردم و عوام به پیش میرود و در واقع، همه چیز به دست آنهاست.
دل من خون شد درآرزوی فهم درست
ایجگرنوبتتوست
هوش مصنوعی: دل من در حسرت فهم و درک درست از شرایط و اوضاع، به شدت درد میکند. اکنون نوبت توست که به این احساس پاسخ بدهی.
جان به لب آمد و نشنید کسم جان کلام
داد از دست عوام
هوش مصنوعی: روح و جان من به پایان رسیده و هیچکس صدای مرا در نمیآورد. من در میان مردم عادی از دست دادهام کلامی که باید بیان شود.
غم دل باکه بگویم که دلم خون نکند
غمم افزون نکند
هوش مصنوعی: نمیدانم با که درد و دل کنم، زیرا دل من پر از غم است و نمیخواهم بر غمهای من افزوده شود.
سر فرو برد به چاه و غم دل گفت، امام
داد از دست عوام
هوش مصنوعی: سر خود را به چاه پنهان کرد و در دل از درد و اندوهش سخن گفت، امام به خاطر مردم عادی رنج میبرد.
سخنی پخته نگفتم که گفتند به من
چند این خام سخن
هوش مصنوعی: من تا کنون چیزی عاقلانه نگفتهام که بخواهند به من بگویند این سخن ناپخته است.
سوختم سوختم از سردی این مردم خام
داد از دست عوام
هوش مصنوعی: من از بیاحساسی و سردی این مردم رنج میبرم و درد خود را به خاطر رفتارهای ناپخته و ناآگاهانه آنها فریاد میزنم.
زانچه پیغمبر گفته است و درو نیست شکی
نپذیرند یکی
هوش مصنوعی: آنچه پیامبر بیان کرده و در آن تردیدی وجود ندارد، یک حقیقت است که نباید به آن شک کرد.
وحی منزل شمرند آنچه شنیدند از امام
داد از دست عوام
هوش مصنوعی: وحی از جانب خداوند به پیامبر نازل میشود و مردم عادی فقط آنچه را که از امام شنیدهاند، به عنوان حقیقت قبول میکنند.
همگی خفته و آسوده ز نیکی و بدی
خواب مرگ ابدی
هوش مصنوعی: همه در خواب و آرامش هستند و هیچگونه نگرانی از خوبیها و بدیها ندارند، مانند خواب ابدی مرگ.
چه توان کرد، علی گفت که الناس نیام
داد از دست عوام
هوش مصنوعی: چه کار میتوان کرد، علی گفت که مردم خواباند و از دست عامه خلاص شدهاند.
درنبوت نگرفتند ره نوح نبی
داد ازین بیادبی
هوش مصنوعی: در زمان نبوت، راهی که نوح پیامبر میپیمود را نمیپذیرفتند و این نشان از بیادبی و بیاحترامی آنان بود.
در خدایی بنمودند به گوساله سلام
داد از دست عوام
هوش مصنوعی: در خدا به گوسالهای که از سوی مردم پرستیده میشود، سلام کردند.
به هوای نفسی جمله نمایند قعود
آه از این قوم عنود
هوش مصنوعی: به خاطر یک نفس خوش، همه به حالت نشسته درمیآیند؛ آه از دست این افراد مشکلپسند!
به طنین مگسی جمله نمایند قیام
داد از دست عوام
هوش مصنوعی: صدای مگس همه جا را پر کرده و از نادانی مردم شکایت میکند.
پیش خیل عقلا زابلهی و تیرهدلی
شرزه شیرند، ولی
هوش مصنوعی: در میان جمع افراد باذکاوت، برخی کمخودآگاه و دلسرد هستند، اما در عین حال، افرادی با ویژگیهای برجسته و نیرومند نیز وجود دارند.
پیش سیر عقلایی، حشراتند و هوام
داد از دست عوام
هوش مصنوعی: در حضور افراد عاقل و باهوش، رفتار عوام مردم به اندازه حشرات بیاهمیت و ناچیز به نظر میرسد.
عاقل ار بسمله خواند به هوایش نچمند
همچو غولان برمند
هوش مصنوعی: عاقل اگر به نام خدا آغاز کند، مانند غولها در هوای خود در نمیماند.
غول اگر قصه کندگرد شوند از در و بام
داد از دست عوام
هوش مصنوعی: اگر غول داستانی بگوید، مردم از ترس به در و دیوار میزنند و در شگفتی و بلاتکلیفی باقی میمانند.
سنت و شرع کتاب نبوی مانده زکار
عقل برخاسته زار
هوش مصنوعی: سنت و قوانین دینی از زمان پیامبر باقی ماندهاند، در حالی که عقل و تفکر مستقل به تنهایی ناتوان و ضعیف مانده است.
جهل بنشسته به سلطانی این خیل لئام
داد از دست عوام
هوش مصنوعی: در اینجا به وضوح مشاهده میشود که نادانی بر تخت سلطنت نشسته و سبب شده است که افراد نادان و بیخود به قدرت و مقام دست یابند.
عاقل آن به که همه عمر نیارد به زبان
نام این بیادبان
هوش مصنوعی: عاقل کسی است که در تمام عمرش به زبانش نام این بیادبان را نیاورد و از آنها صحبت نکند.
که دراین قوم نه عقلست و نه ننگست و نه نام
داد از دست عوام
هوش مصنوعی: در این جامعه نه تفکر و عقل وجود دارد و نه شرم و حرمت، و نه کسی برای خود نامی کسب کرده است؛ همه چیز در دست عوام و مردم عادی است.
نه براین قوم نماید نفس عیسی کار
نه مقالات بهار
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نه تواناییهای عیسی (علیهالسلام) و نه آموزههای بهار (نماد علم و دانش) نمیتوانند بر این گروه اثرگذار باشند. به عبارت دیگر، هیچ چیز نمیتواند این جمعیت را تغییر دهد یا تحت تأثیر قرار دهد.
نه نسیم سحری بگذرد از سنگ رخام
داد از دست عوام
هوش مصنوعی: نه نسیم صبحگاهی بر روی سنگ مرمر میگذرد و این نشان میدهد که عامه مردم از آن بیخبرند و نمیتوانند لطافت و زیبایی آن را درک کنند.
پیش جهال ز دانش مسرایید سخن
پند گیرید ز من
هوش مصنوعی: در حضور نادانان از دانش و علم خود صحبت نکنید، زیرا میتوانید از تجربیات من درس بگیرید.
که حرام است حرام است حرام است حرام
داد از دست عوام
هوش مصنوعی: این عبارت به نوعی شدیداً بر روی موضوعی تأکید میکند که به نظر میرسد ناپسند یا ممنوع است و در واقع از آن به شدت انتقاد میکند. این احساس بیانگر این است که برخی رفتارها یا گفتارها، به ویژه از سوی افراد ناآگاه، باعث ایجاد ناراحتی یا بیاحترامی میشود و این وضعیت قابل قبول نیست.
حاشیه ها
1395/02/18 10:05
محمد دشتبان
وحی منزل شمرند آنچه شنیدند از امام
در بیت پنجم به جای واژه "امام" به نظر می رسد واژه "مام" به معنای مادر صحیح است.
1398/02/12 13:05
محمد ضیا احمدی
عوام کالانعام حدیث نبوی معتبری نبست، جالب آنکه مرحوم بهار از "بل هم اضل استفاده نکرده است !
البته ، عوام عامل اصلی خرافات و مانع بزرگ "نوزائی" و روشنفکر شدن جامعه اند