گنجور

شمارهٔ ۲ - در نصیحت

این شنیدم که تازی‌ای درویش
کف بسودی ز مهر بر سگ خویش
زاهدی سگ بدید و آن تازی
گفت ای سگ چرا چنین سازی‌؟‌!
مرد تازی به آب در زد دست
گفت شستمش باز و عذرم هست
آن پلیدی ز من برفت به آب
بر زبان تو ماند رجس عتاب
حق گرت آب رحمت افشاند
آن پلیدیت بر زبان ماند!
امر معروف و نهی از منکر
به طریق ملاطفت خوش‌تر
ور نصیحت کنی‌، نهان شاید
نه عیان که‌ش فضیحت افزاید
اوستادان ما به عهد قدیم
چون که در حضرتی شدند ندیم
روز و شب بر درش مقیم بُدند
ناصح غیرمستقیم بُدند
صفتی زشت اگر در او دیدند
مهره بر عکس آن صفت چیدند
نعت اضداد آن صفت گفتند
گر شقی بُد، ز عاطفت گفتند
هر صفت کاندرو ندیدندی
وصف آن را زمینه چیدندی
که فلان شه، فلان صفت را داشت
به فلان حُسن‌، مملکت را داشت
گر نبخشیدی این عمل تأثیر
فرق کردی طریقهٔ تقریر
چون اثر کرد حس رحم در او
به رحیمی مثل زدند برو
آن قدر وصف رحمتش کردند
که ز رحمت ملامتش کردند
بود پور سبکتکین به قدیم
پادشاهی شجاع‌، لیک لئیم
آن قدر مدح نصر سامانی
خوانده شد در حضور سلطانی
که چه مبلغ به «‌رودکی‌» بخشید
چه عطایا به آن یکی بخشید
تا بجنبید حس مکرمتش‌!
عام شد بر جهانیان صلتش‌!
به «‌غضاری‌» چنان عنایت کرد
که ز بسیاریش شکایت کرد!
الغرض‌، پند اگر نکو گویی
آن‌چنان گو که خاص او گویی
ور ز حکمت برون نهی گامی
چه نصیحت دهی‌، چه دشنامی
یاد باد آن که این سخن بنوشت‌:
سرزنش بهتر از نصیحت زشت
ای بهار آن‌چنان نصیحت گوی
که خدا داند و تو دانی و اوی

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

این شنیدم که تازی‌ای درویش
کف بسودی ز مهر بر سگ خویش
هوش مصنوعی: تنها شنیدم که یک درویش عربی، دست خود را از مهر پرمی‌کند و بر روی سگی که متعلق به اوست، می‌مالد.
زاهدی سگ بدید و آن تازی
گفت ای سگ چرا چنین سازی‌؟‌!
هوش مصنوعی: شخصی عابد و زاهد، سگی را دید که به حالتی خاص رفتار می‌کند. او به سگ نزدیک می‌شود و از او می‌پرسد که چرا اینگونه عمل می‌کند.
مرد تازی به آب در زد دست
گفت شستمش باز و عذرم هست
هوش مصنوعی: مرد عرب به آب رفت و با دستش گفت که آن را شستم و دلیل قانع‌کننده‌ای دارم.
آن پلیدی ز من برفت به آب
بر زبان تو ماند رجس عتاب
هوش مصنوعی: آن ناپاکی که در من بود، با آب رفت، اما زشتی کلام تو همچنان بر زبانت باقی مانده است.
حق گرت آب رحمت افشاند
آن پلیدیت بر زبان ماند!
هوش مصنوعی: اگر خداوند بر تو رحمتش را نازل کند، ناپاکی‌های درونت بر زبانت جاری خواهد شد.
امر معروف و نهی از منکر
به طریق ملاطفت خوش‌تر
هوش مصنوعی: دعوت به کارهای نیک و برحذر داشتن از کارهای زشت، وقتی با مهربانی و ملاطفت باشد، بهتر است.
ور نصیحت کنی‌، نهان شاید
نه عیان که‌ش فضیحت افزاید
هوش مصنوعی: اگر بخواهی نصیحت کنی، بهتر است پنهانی انجام دهی، چون بیان آن ممکن است به عیب‌جویی و افزایش ننگ منجر شود.
اوستادان ما به عهد قدیم
چون که در حضرتی شدند ندیم
هوش مصنوعی: اساتید ما در زمان‌های گذشته، هنگامی که در محفل‌ها و مجالس حاضر می‌شدند، دوست و هم‌صحبت می‌گردیدند.
روز و شب بر درش مقیم بُدند
ناصح غیرمستقیم بُدند
هوش مصنوعی: روز و شب، افرادی در کنار درِ خانه‌اش بودند که به او نصیحت می‌کردند، اما این نصیحت‌ها به‌طور مستقیم و واضح بیان نمی‌شد.
صفتی زشت اگر در او دیدند
مهره بر عکس آن صفت چیدند
هوش مصنوعی: اگر در کسی صفت ناپسندی مشاهده کنند، تلاش می‌کنند تا صفتی مثبت و زیبنده او را جایگزین کنند.
نعت اضداد آن صفت گفتند
گر شقی بُد، ز عاطفت گفتند
هوش مصنوعی: اگر کسی بدخلق و شقّی باشد، به او عاطفه و مهربانی نسبت می‌دهند.
هر صفت کاندرو ندیدندی
وصف آن را زمینه چیدندی
هوش مصنوعی: هر ویژگی که در مورد آن به درستی آگاهی نداشتند، به گونه‌ای آن را توصیف و تحلیل می‌کردند.
که فلان شه، فلان صفت را داشت
به فلان حُسن‌، مملکت را داشت
هوش مصنوعی: فلانی دارای ویژگی خاصی بود که به خاطر آن، سرزمینش را بر عهده داشت.
گر نبخشیدی این عمل تأثیر
فرق کردی طریقهٔ تقریر
هوش مصنوعی: اگر نمی‌بخشی این کار را، پس حتماً می‌دانی که روش بیان متفاوتی را باید انتخاب کنی.
چون اثر کرد حس رحم در او
به رحیمی مثل زدند برو
هوش مصنوعی: زمانی که احساس رحم و شفقت در او ظاهر شد، لقب و صفت «رحیم» بر او قرار دادند.
آن قدر وصف رحمتش کردند
که ز رحمت ملامتش کردند
هوش مصنوعی: تا جایی که رحمت او را وصف کردند، به ملامت و انتقاد او نیز پرداختند.
بود پور سبکتکین به قدیم
پادشاهی شجاع‌، لیک لئیم
هوش مصنوعی: پسر سبکتکین، در گذشته پادشاهی دلیر بود، اما در عین حال، خصلت‌های زشت و پستی هم داشت.
آن قدر مدح نصر سامانی
خوانده شد در حضور سلطانی
هوش مصنوعی: به قدری از نصر سامانی تعریف و تمجید شد که در برابر سلطانی که در آنجا بود، همه تحت تأثیر قرار گرفتند.
که چه مبلغ به «‌رودکی‌» بخشید
چه عطایا به آن یکی بخشید
هوش مصنوعی: چه مقدار به «رودکی» هدیه داده شد و چه بخشش‌هایی به آن شخص دیگر صورت گرفت.
تا بجنبید حس مکرمتش‌!
عام شد بر جهانیان صلتش‌!
هوش مصنوعی: به محض اینکه انسان‌ها متوجه بزرگی و مهربانی او شوند، محبت و لطفش به همه‌جا گسترش می‌یابد.
به «‌غضاری‌» چنان عنایت کرد
که ز بسیاریش شکایت کرد!
هوش مصنوعی: او به «غضاری» چنان توجه و محبتی نشان داد که از شدت آن محبت، او به شکایت و ناله درآمد.
الغرض‌، پند اگر نکو گویی
آن‌چنان گو که خاص او گویی
هوش مصنوعی: به طور کلی، اگر می‌خواهی نصیحت خوبی بدهی، آن را به گونه‌ای بیان کن که گویی تنها برای آن شخص خاص مطرح می‌کنی.
ور ز حکمت برون نهی گامی
چه نصیحت دهی‌، چه دشنامی
هوش مصنوعی: اگر از روی دانش و حکمت گامی برداری، دیگر چه سودی دارد که بخواهی نصیحت کنی یا فحش بدهی؟
یاد باد آن که این سخن بنوشت‌:
سرزنش بهتر از نصیحت زشت
هوش مصنوعی: به یاد آورید آن کسی را که این جمله را نوشت: سرزنش بهتر از نصیحتی است که به شکل زشت بیان شود.
ای بهار آن‌چنان نصیحت گوی
که خدا داند و تو دانی و اوی
هوش مصنوعی: ای بهار، آن‌چنان نصیحت کن که فقط خدا و تو از آن باخبرید و کسی دیگر نمی‌داند.