فقرۀ ۲
پسر من! کرفکاندیش بوی، نه گناهاندیش، چه مردم تا جاودان زمان زنده نی، چه چیز که آن مینوی (است)، بایستنیتر (پایندهتر)
که جان پدرکرفه اندیش باش
بیآزار و به دین و خوش کیش باش
چو باید شدن زین جهان ای پسر
نگر تا به مینو چه بایسته تر
نباشدکس اندر جهان دیرپای
همان مینوی کرده مانده بجای
فقرۀ ۱: اینپیدا (است) کهآذرپاد را فرزند تنیزاد نبود، و از آن پس آیستان «نیاز و دعا» به یزدان کرد، دیر برنیامد که اذرپاد را فرزندی ببود، هرآینه درست خیمی زرتشت سپینمان را زرتشت نام نهاد، وکفت که برخیز پسرم تا(ت) فرهنگ برآموزم.فقرۀ ۳: آن گذشته فراموش کن، و ان ناامده را بیش (و) تیمار مبر.
اطلاعات
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
پسر من! کرفکاندیش بوی، نه گناهاندیش، چه مردم تا جاودان زمان زنده نی، چه چیز که آن مینوی (است)، بایستنیتر (پایندهتر)
هوش مصنوعی: ای پسرم! به جای فکر کردن به گناه، به خوبیها و ماندگاریها بیندیش. مردم تا ابد در این دنیا زندگی نمیکنند و آنچه که باقی میماند، ارزش بیشتری دارد.
که جان پدرکرفه اندیش باش
بیآزار و به دین و خوش کیش باش
هوش مصنوعی: در زندگی سعی کن آسیبزا نباشی و با ایمان و خوشنیت رفتار کنی، مانند جان پدر که مهم است.
چو باید شدن زین جهان ای پسر
نگر تا به مینو چه بایسته تر
هوش مصنوعی: پسرم، وقتی که باید از این دنیای فانی بروی، خوب نگاه کن تا ببینی در بهشت چه چیزهایی برای تو مناسبتر است.
نباشدکس اندر جهان دیرپای
همان مینوی کرده مانده بجای
هوش مصنوعی: در دنیا هیچکس برای همیشه نمیماند، تنها آثار و یادگارهای او باقی میماند.