گنجور

فقرۀ ۱

این‌پیدا (‌است‌) که‌آذرپاد را فرزند تنی‌زاد نبود، و از آن پس آیستان «‌نیاز و دعا» به یزدان کرد، دیر برنیامد که اذرپاد را فرزندی ببود، هرآینه درست خیمی زرتشت سپینمان را زرتشت نام نهاد، وکفت که برخیز پسرم تا(‌ت‌) فرهنگ برآموزم‌.

شنیدم که دانا نبودش پسر
بنالید زی داور دادگر
به‌زودی یکی خوب فرزند یافت
یکی خوب فرزند دلبند یافت
بفرمود «‌زرتشت‌» نامش پدر
مگرخیم زرتشت گیرد پسر
چو هنگام فرهنگش آمد فراز
بدین گونه فرهنگ او کرد ساز

اطلاعات

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

این‌پیدا (‌است‌) که‌آذرپاد را فرزند تنی‌زاد نبود، و از آن پس آیستان «‌نیاز و دعا» به یزدان کرد، دیر برنیامد که اذرپاد را فرزندی ببود، هرآینه درست خیمی زرتشت سپینمان را زرتشت نام نهاد، وکفت که برخیز پسرم تا(‌ت‌) فرهنگ برآموزم‌.
هوش مصنوعی: آذرپاد فرزند واقعی نبود و از آن زمان به درگاه خداوند نیاز و دعا کرد. به زودی برای او فرزندی به دنیا آمد که نامش زرتشت بود. او به زرتشت گفت: "بیا پسرم، تا علم و فرهنگ را بیاموزی."
شنیدم که دانا نبودش پسر
بنالید زی داور دادگر
هوش مصنوعی: شنیدم که پسر عالم و دانا نبود، بنابراین به درگاه داور و انصاف‌گر شکایت کرد.
به‌زودی یکی خوب فرزند یافت
یکی خوب فرزند دلبند یافت
هوش مصنوعی: به زودی کسی صاحب فرزندی نیکو و عزیز خواهد شد.
بفرمود «‌زرتشت‌» نامش پدر
مگرخیم زرتشت گیرد پسر
هوش مصنوعی: زرتشت به پدرش فرمان می‌دهد که نامش را اعلام کند، مگر اینکه زرتشت پسری به دنیا بیاورد.
چو هنگام فرهنگش آمد فراز
بدین گونه فرهنگ او کرد ساز
هوش مصنوعی: زمانی که وقت رشد و بالندگی او فرا رسید، به این شیوه شخصیت و فرهنگش را شکل داد.