شمارهٔ ۸ - غزل
بالای نقره زلف سیارکله پا مکن
ای نازنین بشهر شلق شوربپا مکن
مثل همه بما مکنی ابروت تروش
ایکار ر با همه بکن اما بما مکن
خون کزد چشمای تو دلم ر وحیا نکرد
یکبار بذش بگو: مکن ای بی حیا مکن
اگر مخی بهار که دلت نگادری
اُهقذر بروی بچهٔ مردم نگا مکن
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بالای نقره زلف سیارکله پا مکن
ای نازنین بشهر شلق شوربپا مکن
هوش مصنوعی: نکنید که با زلف های نقرهای خود در شهری که پر از شور و هیجان است، پا بگذارید. ای نازنین، بیهوده خود را به دردسر نیندازید.
مثل همه بما مکنی ابروت تروش
ایکار ر با همه بکن اما بما مکن
هوش مصنوعی: مثل اینکه همه چیز را بر همه اعمال میکنی، اما با ما همانطور رفتار نکن.
خون کزد چشمای تو دلم ر وحیا نکرد
یکبار بذش بگو: مکن ای بی حیا مکن
هوش مصنوعی: چشمان تو دل مرا پر از اشک کرد و نتوانستم خود را کنترل کنم. فقط یک بار بگو: این کار را نکن، ای بیحیا، این کار را نکن.
اگر مخی بهار که دلت نگادری
اُهقذر بروی بچهٔ مردم نگا مکن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی بهار را ببینی و دلت شاد شود، به دیگران نگاه نکن و به کار خودت مشغول باش.
حاشیه ها
1395/09/28 13:11
هادی
با درود،
به نظر میآید که کلمه درست در مصرع دوم بیت دوم «ایکار» باشد، یا درستتر «ایکار» که در گویش محلی خراسان همان «این کار» است. در واقع شاعر گفته «این کار را» با هر که میخواهی بکن، با ما ولی نکن...
سپاس