شمارهٔ ۹ - غزل
روی تو دیدم ز عمر دست کشیدم
چشم مو کاش کور مرفت که تور نمدیدم
ای بچه آهوی چین بروکه مو امروز
هرچه دویدم ردت، بذت نرسیدم
ابرو و چشمای تو چار آس و تو شاهی
دست خلی چار آس جورته دیدم
اطلاعات
وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
روی تو دیدم ز عمر دست کشیدم
چشم مو کاش کور مرفت که تور نمدیدم
هوش مصنوعی: وقتی روی تو را دیدم، از عمر خود دست کشیدم. ای کاش چشمانم کور میشد تا دیگر آن نور را نمیدیدم.
ای بچه آهوی چین بروکه مو امروز
هرچه دویدم ردت، بذت نرسیدم
هوش مصنوعی: ای بچه آهوی چین، برو! امروز هر چه تلاش کردم و دویدم، نتوانستم به تو برسم.
ابرو و چشمای تو چار آس و تو شاهی
دست خلی چار آس جورته دیدم
هوش مصنوعی: ابرو و چشمان تو مانند چهار ورق آس هستند و تو در این بازی شانس برندهای. دست مرا در این بازی شگفتی دیدم.