گنجور

شمارهٔ ۷ - قطعه

ای بهار طور نمیری که بگن شکرکه مرد
گور بگورکه ز دستش بعذاب عالم بود
خوب آدم بمیره طورکه مخلوق بگن
ایها الناس کیک‌ه مرد عجب آدم بود

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای بهار طور نمیری که بگن شکرکه مرد
گور بگورکه ز دستش بعذاب عالم بود
هوش مصنوعی: ای بهار زیبایی که مانند طور (کوه طور) نیستی، نرو که بگویند شوخی می‌کنی با مرگ. این فرد به خاطر تو در عذاب است.
خوب آدم بمیره طورکه مخلوق بگن
ایها الناس کیک‌ه مرد عجب آدم بود
هوش مصنوعی: بهتر است انسان طوری زندگی کند که وقتی از دنیا رفت، دیگران درباره‌اش بگویند: «ای مردم، این فرد چقدر خوب و برجسته بود!»

حاشیه ها

1400/06/11 04:09
جعفر عسکری

ای بهار! طور نمیری که بگن شُکر که مُرد

گور به گور که ز دستش به عذاب عالَم بود

خوبه آدم بمیره طورکه مخلوق بگن

ایهاالنّاس! کیَکه مُرد، عجب آدم بود.