شمارهٔ ۹ - قدرت روح
رفیقی داشتم بل اوستادی
کهصرف صحبتش می گشت اوقات
علوم روح را تدریس می کرد
برین سرگشتهٔ جهل و خرافات
بهم دادیم قولی صادقانه
که از ما هرکه گردد زودتر مات
شب هفتم رفیق خویشتن را
کند در عالم رویا ملاقات
بگوید شمهای از عالم روح
ز راه و رسم پاداش و مجازات
قضا را دوست پیشی جست از من
به مینو رخت بربست از خرابات
شب هفتم به خواب من درآمد
گرفتم دستش از روی مصافات
بگفتم چیست آنجا حال وما را
چه بایست از عبادات و ریاضات
بگفت اینجا بود روح عوالم
نه شیادی بکار آید نه طامات
حجابصورتاینجا برگرفته است
نباشد چشمپوشی و مماشات
نیاید احتیالات از ریاکار
نگیرد بر جوانمرد اتهامات
نشاید سفلهای را خواند حاتم
نشاید احمقی را خواند سقرات
صفات اینجا تبرز جسته در روح
عیوب اینجا تجسم جسته بالذات
چنان کانجا مساواتی نباشد
در اینجا هم نمیباشد مساوات
تفاوتهای هولانگیز ارواح
کند بیننده را در هر نظر مات
بود جان یکی ردف خراطین
بود روح یکی جفت سموات
توانایی روح اینجا بکار است
شود این برتری تنها مراعات
چو روحی مقتدر آید شتابند
به استقبال وی ارواح اموات
به اوج لامکانش برنشانند
بهسر بر تاجی از فخر و مباهات
مکان و مدت اینجا بالاراده است
نه میعادی است محسوس و نه میقات
بگفتم قدرت روح از چه خیزد
بفرما تاکنم جبران مافات
جوابم گفت یک جو رحم و انصاف
به است از سالها ذکر و مناجات
محبت کن، مروت کن، کرم کن
به انسان و به حیوان و نباتات
چراکاین هر سه ذی روحند بیشک
فرستد روحشان سوی تو سوقات
چو بر افتادهای رحمی نمایی
سروری در نهادت گردد اثبات
همانا آن خوشی سوقات روح است
که بخشندت به عنوان مکافات
بدی را همچنان پاداش باشد
که از امروز نگذارد به فردات
ترحم کن به مخلوق خداوند
که قوت روح رحم است و مواسات
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
رفیقی داشتم بل اوستادی
کهصرف صحبتش می گشت اوقات
هوش مصنوعی: دوستی داشتم که به خاطر صحبت کردن با او، وقتهایم به خوبی سپری میشد.
علوم روح را تدریس می کرد
برین سرگشتهٔ جهل و خرافات
هوش مصنوعی: او دانشهای روحانی را به افراد گیج و غرق در جهل و باورهای غلط آموزش میداد.
بهم دادیم قولی صادقانه
که از ما هرکه گردد زودتر مات
هوش مصنوعی: ما قولی صادقانه به هم دادیم که هر کسی از ما زودتر به پایان برسد، او به دیگری خواهد گفت.
شب هفتم رفیق خویشتن را
کند در عالم رویا ملاقات
هوش مصنوعی: در شب هفتم، فردی در خواب با دوست قدیمی خود ملاقات میکند.
بگوید شمهای از عالم روح
ز راه و رسم پاداش و مجازات
هوش مصنوعی: از حقیقت روح بگو و از قوانین پاداش و مجازات که در عالم وجود دارد.
قضا را دوست پیشی جست از من
به مینو رخت بربست از خرابات
هوش مصنوعی: سرنوشت و قسمت، به دوستان من پیشی گرفت و از آنجا که دلباخته پیراهن بهشتیام، از مکانی که در آن غم و اندوه است، فرار کرد.
شب هفتم به خواب من درآمد
گرفتم دستش از روی مصافات
هوش مصنوعی: در شب هفتم او به خواب من آمد و من دستش را از روی پارچهها گرفتم.
بگفتم چیست آنجا حال وما را
چه بایست از عبادات و ریاضات
هوش مصنوعی: گفتم آنجا چه خبر است و حال ما چه ارتباطی به عبادتها و زهدها دارد؟
بگفت اینجا بود روح عوالم
نه شیادی بکار آید نه طامات
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که روح واقعی همه جهانها در این مکان حاضر است و در این فضا، نه فریبکاری سودی دارد و نه حرفهای بیاساس و بیمعنی.
حجابصورتاینجا برگرفته است
نباشد چشمپوشی و مماشات
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که حجاب و پوشش ظاهری در اینجا کنار رفته است و نباید چشمپوشی یا تساهل کرد. در واقع، بر اهمیت دیدن و درک واقعیات تاکید دارد و از کسی که در برابر واقعیتها سکوت کند، انتقاد میکند.
نیاید احتیالات از ریاکار
نگیرد بر جوانمرد اتهامات
هوش مصنوعی: کارهای احتیاطآمیز و محتاطانه از شخصی که اهل ریا و فریب است، برنمیآید، و انسانهای جوانمرد و شریف هرگز به اتهامات بیاساس تن نمیدهند.
نشاید سفلهای را خواند حاتم
نشاید احمقی را خواند سقرات
هوش مصنوعی: نباید کسی را که پستی دارد به عنوان حاتم طایی (بخشنده مشهور) معرفی کرد، و نباید احمق را به سقراط (فیلسوف بزرگ) نسبت داد.
صفات اینجا تبرز جسته در روح
عیوب اینجا تجسم جسته بالذات
هوش مصنوعی: ویژگیهایی که در اینجا حاضرند به وضوح در روحی که نقصها را در خود دارد، به شکل عینی تجلی یافتهاند.
چنان کانجا مساواتی نباشد
در اینجا هم نمیباشد مساوات
هوش مصنوعی: اگر در آن مکان عدل و برابری وجود ندارد، بیشک در اینجا نیز چنین عادلی نخواهد بود.
تفاوتهای هولانگیز ارواح
کند بیننده را در هر نظر مات
هوش مصنوعی: تفاوتهای شگفتانگیز روحها باعث میشود که ناظر در هر بار نگاه کردن دچار حیرت و گیجی شود.
بود جان یکی ردف خراطین
بود روح یکی جفت سموات
هوش مصنوعی: جان انسان مانند ردیفِ چوبهای چرخدنده و روح او مانند جفت آسمانهاست.
توانایی روح اینجا بکار است
شود این برتری تنها مراعات
هوش مصنوعی: در اینجا قدرت و توانایی روح انسان به کار میآید و این برتری تنها با رعایت اصول و ظرافتها به دست میآید.
چو روحی مقتدر آید شتابند
به استقبال وی ارواح اموات
هوش مصنوعی: وقتی روحی قوی و قدرتمند به زمین بیاید، ارواح مردگان به سرعت به استقبال او میآیند.
به اوج لامکانش برنشانند
بهسر بر تاجی از فخر و مباهات
هوش مصنوعی: او را به قلههای بینهایت میرسانند و بر سرش تاجی از افتخار و خودستایی قرار میدهند.
مکان و مدت اینجا بالاراده است
نه میعادی است محسوس و نه میقات
هوش مصنوعی: مکان و زمان در اینجا تحت کنترل و ارادهی ماست و نه محدود به یک زمان مشخص یا تاریخ معین است.
بگفتم قدرت روح از چه خیزد
بفرما تاکنم جبران مافات
هوش مصنوعی: پرسیدم که قدرت روح از کجا ناشی میشود، پس به من بگو تا بتوانم کمبودهایم را جبران کنم.
جوابم گفت یک جو رحم و انصاف
به است از سالها ذکر و مناجات
هوش مصنوعی: جواب او این بود که یک مقدار رحم و انصاف بهتر است از سالها عبادت و نیایش.
محبت کن، مروت کن، کرم کن
به انسان و به حیوان و نباتات
هوش مصنوعی: با محبت و kindness رفتار کن، نیکوکاری کن به انسانها، حیوانات و گیاهان.
چراکاین هر سه ذی روحند بیشک
فرستد روحشان سوی تو سوقات
هوش مصنوعی: چرا که این سه موجود زنده هستند و بدون تردید روح آنها به سوی تو هدایت میشود به عنوان پیشکش.
چو بر افتادهای رحمی نمایی
سروری در نهادت گردد اثبات
هوش مصنوعی: وقتی که در شرایط سختی قرار میگیری، اگر رحم و محبت نشان بدهی، این موضوع باعث میشود که مقام و بزرگی در وجودت شکل بگیرد.
همانا آن خوشی سوقات روح است
که بخشندت به عنوان مکافات
هوش مصنوعی: واقعا آن خوشیای که به تو داده میشود، پاداشی است که روح تو را خوشحال میکند.
بدی را همچنان پاداش باشد
که از امروز نگذارد به فردات
هوش مصنوعی: بدی همیشه عواقبی دارد که باید به خاطر آنها در آینده مراقب باشی و از اشتباهات گذشتهات پند بگیری.
ترحم کن به مخلوق خداوند
که قوت روح رحم است و مواسات
هوش مصنوعی: به مخلوقات خداوند رحم کن، چرا که محبت و همدلی نیروئی برای روح انسان است.