شمارهٔ ۴ - در مرثیه و مادهٔ تاریخ فوت پدر
دریغ و درد که از کید فتنهٔ گردون
بشد صبوری ازما چوشد صبوری ما
دریغ از آن دل آگاه و خاطر دانا
که بردرند ز غم جامه صبوری ما
صبوری آن ملک شاعران طوس برفت
به خانقاه غم آمد دل سروری ما
تنم بسوخت ز اندوه هجر و دوری او
چگونه ساخت ندانم به هجر و دوری ما
چو نور باصره امد ز چشم ما پنهان
فغان و ناله که شد دور دور کوری ما
بهار با دل غمگین خود چنین می گفت
که مصرعی است به تاریخ او ضروری ما
سری ز جان برآورد و این چنین بهسرود
بشد صبوری از ما چو شد صبوری ما
شمارهٔ ۳ - تاریخ وفات ایرج میرزا: سکته کرد و مرد ایرج میرزاشمارهٔ ۵ - هشت شاعر در عرب و عجم: هشت تن در هشت معنی شهرهاند اندر ادب
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دریغ و درد که از کید فتنهٔ گردون
بشد صبوری ازما چوشد صبوری ما
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در برابر مشکلات و فتنههایی که از بالا به ما میرسد، صبوریمان تحت فشار قرار گرفته و ممکن است از دست برود. به عبارت دیگر، ما در مقابل چالشهای زندگی باید صبوری خود را حفظ کنیم، حتی اگر شرایط دشوار باشد.
دریغ از آن دل آگاه و خاطر دانا
که بردرند ز غم جامه صبوری ما
هوش مصنوعی: ای کاش دل آگاه و ذهن دانا، غم و اندوه ما را درک کند و از درد و رنج ما مطلع شود.
صبوری آن ملک شاعران طوس برفت
به خانقاه غم آمد دل سروری ما
هوش مصنوعی: صبوری و شکیبایی آن پادشاه شاعران طوس گذشته است و حالا دل سرشار از شادی و سرور ما به خانقاه غم منتقل شده است.
تنم بسوخت ز اندوه هجر و دوری او
چگونه ساخت ندانم به هجر و دوری ما
هوش مصنوعی: بدن من از غم دوری و جدایی او سوخته است، اما نمیدانم او چگونه به دوری و جدایی ما زندگی میکند.
چو نور باصره امد ز چشم ما پنهان
فغان و ناله که شد دور دور کوری ما
هوش مصنوعی: چشم ما که به نور بیناست، حالا دیگر نمیتواند آن را ببیند و افسوس و ناله میکنیم که واقعیت از دست ما دور شده و ما در تاریکی ماندهایم.
بهار با دل غمگین خود چنین می گفت
که مصرعی است به تاریخ او ضروری ما
هوش مصنوعی: بهار با دل ناراحتش میگفت که وجودش، همچون یک جملهای مهم، به تاریخ زندگیاش وابسته است.
سری ز جان برآورد و این چنین بهسرود
بشد صبوری از ما چو شد صبوری ما
هوش مصنوعی: سری از دل بلند شد و اینگونه شعری سرود. وقتی صبوری ما به پایان رسید، صبوری او هم تمام شد.