گنجور

شمارهٔ ۴

دوست می‌دارم من این نوروز فرخ‌فال را
تاکنم نو بر جبین خوبرویان سال را
خواهی ار با فال میمون بگذرد روز تو خوش
برگشا هر صبحدم از دفترگل فال را
عاشقا ز آه سحر غافل مشو کاین ابر فیض
آبیاری می‌نمایدگلشن آمال را
خواهی ار با کس درآمیزی به رنگ او درآی
بین چسان همرنگ گل پروانه دارد بال را
عاشق از خوبان وفا و مهر خواهد، ورنه هست
آب و رنگ حسن صوری‌، پردهٔ تمثال را
آن سر زلف سیه چیدی و از دامان خویش
دست کوته ساختی مشتی پریشان‌حال را
دولتی کافغان کنند از جور او خرد و بزرگ
بر خلایق چون دهد اعلان استقلال را
سفله از فرط دنائت ایمن است از حادثات
هیچ مؤمن خون نریزد اشتر جلّال را
از رقیب خرد ای دل در جهان غافل مباش
موش ویران می‌نماید دکهٔ بقال را
گرچه‌آزادی زبون شد لیک جای شکر هست
کاین روش بشکست بازار هو و جنجال را
بر وطن مگری که در نزدکرام‌الکاتبین
بهر هر قومی کتابی هست مر آجال را
شدگذشته‌هیچ‌و امروز است‌هم‌در حکم‌هیچ
حال و ماضی رفته دان‌ حاضر شو استقبال را

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دوست می‌دارم من این نوروز فرخ‌فال را
تاکنم نو بر جبین خوبرویان سال را
هوش مصنوعی: من به این نوروز خوش‌یمن که به آن امید دارم، علاقه‌مند هستم و می‌خواهم آن را با زیبایی‌هایی که در سال جدید به چهره دلنشین کسانی که دوستشان دارم نمایان شود، جشن بگیرم.
خواهی ار با فال میمون بگذرد روز تو خوش
برگشا هر صبحدم از دفترگل فال را
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی روزت خوش بگذرد و به فال نیکو برسی، پس هر صبح فالی از دفتر گل بگیر و باز کن.
عاشقا ز آه سحر غافل مشو کاین ابر فیض
آبیاری می‌نمایدگلشن آمال را
هوش مصنوعی: عاشقان، مراقب باشید که در سحرگاهان از اشک و آه غافل نباشید، زیرا این ابر رحمت، باغ آرزوها را سیراب می‌کند.
خواهی ار با کس درآمیزی به رنگ او درآی
بین چسان همرنگ گل پروانه دارد بال را
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی با کسی ارتباط برقرار کنی، خودت را به رنگ او درآور. ببین چه جوری پروانه به رنگ گل در می‌آید و بال خود را با آن هماهنگ می‌کند.
عاشق از خوبان وفا و مهر خواهد، ورنه هست
آب و رنگ حسن صوری‌، پردهٔ تمثال را
هوش مصنوعی: عاشق به دنبال محبت و وفای واقعی از طرف محبوب خود است، زیرا اگر تنها زیبایی ظاهری باشد، فقط بافت و نقشی از محبت را در خود نخواهد داشت.
آن سر زلف سیه چیدی و از دامان خویش
دست کوته ساختی مشتی پریشان‌حال را
هوش مصنوعی: شما با سر زلف سیاه خود، جمعی از پریشان‌حالان را از خود دور کرده و در واقع، آن‌ها را از دامان خود محروم کرده‌اید.
دولتی کافغان کنند از جور او خرد و بزرگ
بر خلایق چون دهد اعلان استقلال را
هوش مصنوعی: اگر حکومتی که بر مردم ستم می‌کند، اعلام استقلال و آزادی بدهد، چه تفاوتی برای مردم بزرگ و کوچک دارد؟
سفله از فرط دنائت ایمن است از حادثات
هیچ مؤمن خون نریزد اشتر جلّال را
هوش مصنوعی: آدم‌های پست به دلیل پایین بودن اخلاقشان از مشکلاتی که دیگران با آن‌ها مواجه هستند در امان‌اند، اما هر مؤمنی نباید به خاطر هیچ چیزی به کسی آسیب برساند.
از رقیب خرد ای دل در جهان غافل مباش
موش ویران می‌نماید دکهٔ بقال را
هوش مصنوعی: از رقیب کوچک خود غافل نشو، زیرا حتی یک موش می‌تواند دکه‌ی یک بقال را نابود کند.
گرچه‌آزادی زبون شد لیک جای شکر هست
کاین روش بشکست بازار هو و جنجال را
هوش مصنوعی: هرچند که آزادی کلمه‌ای بی‌معنا و بی‌فایده شده است، اما جای شکر این است که این روش باعث شد بازار هیاهو و جنجال شکسته شود.
بر وطن مگری که در نزدکرام‌الکاتبین
بهر هر قومی کتابی هست مر آجال را
هوش مصنوعی: به وطن خود نناز که نزد نویسندگان بزرگ، برای هر قوم و گروهی، سرنوشت نوشته شده است.
شدگذشته‌هیچ‌و امروز است‌هم‌در حکم‌هیچ
حال و ماضی رفته دان‌ حاضر شو استقبال را
هوش مصنوعی: هیچ‌چیز از گذشته باقی نمانده و امروز هم به نوعی در حکم هیچ است. حالا و گذشته را فراموش کن و آماده‌ی استقبال از آینده باش.

خوانش ها

شمارهٔ ۴ به خوانش عندلیب