گنجور

شمارهٔ ۳

گهی با دزد افتد کار و گاهی با عسس ما را
نشد کاین آسمان راحت گذارد یک ‌نفس ما را
عسس با دزد شد دمساز و ما با هر دو بیگانه
به ‌شب ‌از دزد باشد وحشت ‌و روز از عسس‌ ما را
گرفتار جفای ناکسان گشتیم در عالم
دریغا زندگانی طی شد و نشناخت کس ما را
ز بس ماندیم در کنج قفس‌، گر باغبان روزی
کند ما را رها، ره نیست جز کنج قفس ما را
نشان کاروان عافیت پیدا نشد لیکن
به کوه و دشت کرد آواره آوای جرس ما را
ز دست دل گریبان پاره کردیم از غمت شاید
سوی دل باشد از چاک گریبان دسترس ما را
در این تاریکی حیرت‌ ، به دل از عشق برقی زد
مگر تا وادی ایمن کشاند این قبس ما را
بریدیم از شهنشاهان طمع در عین درویشی
که از خوبان نباشد جز نگاهی ملتمس ما را
اگر خواهی که با صاحبدلان طرح وفا ریزی
کنون درنه قدم‌، زیرا نبینی زین سپس ما را
خداوندی و سلطانی به یاران باد ارزانی
درین بیداد ظلمانی فروغ عشق بس ما را
هوس بستیم تا ترک هوس گوییم در عالم
بهار آخر به جایی می‌رساند این هوس ما را

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گهی با دزد افتد کار و گاهی با عسس ما را
نشد کاین آسمان راحت گذارد یک ‌نفس ما را
هوش مصنوعی: گاهی پیش می‌آید که با دزد مواجه می‌شویم و گاهی هم با پلیس؛ اما هیچ‌گاه این آسمان مهربان به ما فرصتی برای آرامش و آسودگی نمی‌دهد.
عسس با دزد شد دمساز و ما با هر دو بیگانه
به ‌شب ‌از دزد باشد وحشت ‌و روز از عسس‌ ما را
هوش مصنوعی: در شب از دزد ترس داریم و در روز از مامور، اما ما نه با دزد آشنا هستیم و نه با مامور، هر دو برای ما بیگانه‌اند.
گرفتار جفای ناکسان گشتیم در عالم
دریغا زندگانی طی شد و نشناخت کس ما را
هوش مصنوعی: ما در این دنیا به دست بدبختی‌های نادانان گرفتار شدیم و افسوس که عمر ما سپری شد و هیچ‌کس ما را نشناخت.
ز بس ماندیم در کنج قفس‌، گر باغبان روزی
کند ما را رها، ره نیست جز کنج قفس ما را
هوش مصنوعی: مدت زیادی در گوشه‌ای از قفس مانده‌ایم و اگر روزی باغبان ما را آزاد کند، دیگر راهی جز همان گوشه قفس برای ما نخواهد بود.
نشان کاروان عافیت پیدا نشد لیکن
به کوه و دشت کرد آواره آوای جرس ما را
هوش مصنوعی: اثر کاروان سلامت و خوشی پیدا نشد، اما صدای زنگ و جرس ما در کوه‌ها و دشت‌ها، ما را آواره کرده است.
ز دست دل گریبان پاره کردیم از غمت شاید
سوی دل باشد از چاک گریبان دسترس ما را
هوش مصنوعی: ما از شدت عشق و غم، لباس خود را پاره کردیم. شاید با این کار، دل ما به آن سمت برود و از چاک گریبان بتوانیم به دل خود دسترسی پیدا کنیم.
در این تاریکی حیرت‌ ، به دل از عشق برقی زد
مگر تا وادی ایمن کشاند این قبس ما را
هوش مصنوعی: در این شب تار و پر از سردرگمی، ناگهان برقی از عشق در دل ما تابید و ما را به جایی امن و آرامش‌بخش برد.
بریدیم از شهنشاهان طمع در عین درویشی
که از خوبان نباشد جز نگاهی ملتمس ما را
هوش مصنوعی: ما از امید به شاهان دست کشیده‌ایم، زیرا در حالی که خود را فقیر می‌دانیم، حتی نگاه محبت‌آمیز خوبان هم نصیب ما نمی‌شود.
اگر خواهی که با صاحبدلان طرح وفا ریزی
کنون درنه قدم‌، زیرا نبینی زین سپس ما را
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی با افراد باصفا و دل‌سوز ارتباط برقرار کنی، اکنون باید وارد عمل شوی، زیرا بعد از این ممکن است دیگر ما را نخواهی دید.
خداوندی و سلطانی به یاران باد ارزانی
درین بیداد ظلمانی فروغ عشق بس ما را
هوش مصنوعی: ای خداوند و پادشاه، بر دوستانت رحمت و برکت ببار که در این ناامیدی و ظلمت، نور عشق به ما ارزانی شده است.
هوس بستیم تا ترک هوس گوییم در عالم
بهار آخر به جایی می‌رساند این هوس ما را
هوش مصنوعی: ما آرزو کرده‌ایم که به دور از آرزوها صحبت کنیم، اما در این دنیای پر از شادی و زندگی، در نهایت این آرزوها ما را به مقصدی می‌رسانند.

خوانش ها

شمارهٔ ۳ به خوانش عندلیب

حاشیه ها

1394/04/24 14:06
ناشناس

بیت چهارم مصرع اول: کنج قفس صحیح است

1396/10/05 11:01
علی

بیت یکی مانده به آخر،مصرع دوم :
به گمانم "درین بیداد ظلمانی " صحیح باشد

1399/03/03 11:06
فاطمه

معنی بیت اخر چی میشه؟ لطفا ...

1399/08/04 09:11
محمدحسن سورانی surany.dr@gmail.com

«هوس بستن» در اینجا به معنی تصمیم گرفتن است
هوس دوم به معنی هوا و هوس و میل به خواسته های درونی و نفس اماره
هوس آخر هم به معنی تصمیم است
معنی بیت:
تصمیم گرفتیم که از خواسته های دنیوی بگذریم. ای ملک الشعرای بهار، با این اراده حتما به جایی میرسی و موفق می شوی