شمارهٔ ۲
همی نالم به دردا، همی گریم به زارا
که ماندم دور و مهجور، من از یار و دیارا
الا ای باد شبگیر، ازین شخص زمینگیر
ببر نام و خبر گیر، ز یار نامدارا
چو رفتم از خراسان، به دل گشتم هراسان
شدم شخصی دگرسان، خروشان و نزارا
به ری در نام راندم، حقایق برفشاندم
ولیکن دیر ماندم، شده زینروی خوارا
نجستم نام ازین شهر، فزودم وام از این شهر
نبردم کام ازین شهر، به جز عیش مرارا
بدا محکوم قهرا، درآکنده به زهرا
پلیدا شوم شهرا، ضعیفا شهریارا
اطلاعات
وزن: مفاعیلن فعولن مفاعیلن فعولن
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
همی نالم به دردا، همی گریم به زارا
که ماندم دور و مهجور، من از یار و دیارا
هوش مصنوعی: من از دردهای درونم شکایت میکنم و با صدای بلند گریه میکنم، چون از یار و دیارم دور افتادهام و احساس تنهایی میکنم.
الا ای باد شبگیر، ازین شخص زمینگیر
ببر نام و خبر گیر، ز یار نامدارا
هوش مصنوعی: ای باد شبانگاهی، لطفاً نام و اخبار این فرد زمینگیر را بگیر و به یار نامدار برسان.
چو رفتم از خراسان، به دل گشتم هراسان
شدم شخصی دگرسان، خروشان و نزارا
هوش مصنوعی: وقتی که از خراسان خارج شدم، به دل شتابان شدم و دچار نگرانی گشتم. احساس کردم که چیزی از من تغییر کرده و حالتی آشفته و نزار دارم.
به ری در نام راندم، حقایق برفشاندم
ولیکن دیر ماندم، شده زینروی خوارا
هوش مصنوعی: در نام تهران مطرح شدم و حقایق را منتشر کردم، اما دیر وارد میدان شدم و به همین خاطر، من و کارهایم از ارزش افتادیم.
نجستم نام ازین شهر، فزودم وام از این شهر
نبردم کام ازین شهر، به جز عیش مرارا
هوش مصنوعی: من نامی از این شهر نخواستم، اما بدهکاریام در این شهر زیاد شد. هیچ بهرهای از این شهر نبردم جز لذتهای گاه و بیگاه.
بدا محکوم قهرا، درآکنده به زهرا
پلیدا شوم شهرا، ضعیفا شهریارا
هوش مصنوعی: بدبخت و محکوم به عذاب، در دنیای ناپاکی که به من گرفتار شدهام، ای شهریار ضعیف و آسیبپذیر، چه کلافه و پریشان حال هستم.