گنجور

شمارهٔ ۳۳

از دوست بریدیم به صد رنج و ندامت
از دوست به‌خیر آمد و از ما به‌سلامت
حالی دل مظلوم مرا غمزهٔ مستش
با تیر زد و ماند قصاصش به قیامت
از عشق حذرکن که بود ماحصل عشق
خون خوردن و جان کندن و آنگاه ملامت
طی شد زجهان چشمه خضر ودم عیسی
ایزد به لب لعل تو داد این دو کرامت

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

از دوست بریدیم به صد رنج و ندامت
از دوست به‌خیر آمد و از ما به‌سلامت
هوش مصنوعی: ما با درد و پشیمانی از دوستی جدا شدیم، اما آن دوست به خوبی زندگی کرد و ما در سلامت ماندیم.
حالی دل مظلوم مرا غمزهٔ مستش
با تیر زد و ماند قصاصش به قیامت
هوش مصنوعی: دل بی‌دفاع من از نگاه فریبنده او زخمی شد و این درد تا روز قیامت باقی خواهد ماند.
از عشق حذرکن که بود ماحصل عشق
خون خوردن و جان کندن و آنگاه ملامت
هوش مصنوعی: از عشق دوری کن، زیرا نتیجه‌اش خون‌خوری و جان‌کندن است و در پایان تنها سرزنش برای تو می‌ماند.
طی شد زجهان چشمه خضر ودم عیسی
ایزد به لب لعل تو داد این دو کرامت
هوش مصنوعی: چشمه خضر و دم عیسی در این جهان به پایان رسیده‌اند، اما خداوند این دو نعمت را به لب لعل تو عطا فرموده است.

خوانش ها

شمارهٔ ۳۳ به خوانش عندلیب
شمارهٔ ۳۳ به خوانش فاطمه زندی