شمارهٔ ۱۴۸ - بلای گل
افتادهایم سخت به دام بلای گل
یارب چو ما مباد کسی مبتلای گل
گِل مشکلی شدهاست به هر معبر و طریق
گام روندگان شده مشکلگشای گل
هرگه که ابر خیمه زند در فضای شهر
بر بام هر سرای برآید لوای گل
گل دل نمیکند ز خراسان و اهل او
ای جان اهل شهر فدای وفای گل
گر صدهزار کفش بدرد به پای خلق
هرگز نمیرسند به کشف غطای گل
با خضر اگر روند به ظلمات کوچه خلق
اسکندری خورند در آن چشمههای گل
اول قدم که بوسه زندگل به پای ما
افتیم بر زمین و ببوسیم پای گل
گلها ثقیل و درهم و کوچه خراب و تنگ
آه از جفای کوچه و داد از جفای گل
گل هرچه را به پنجه درآورد ول نکرد
صد آفرین به پنجه معجزنمای گل
از گل ز بس که خاطر و دلها فسرده است
گُل نیز بعد از این ندمد از فضای گل
بر روزگار خویش کنم گریه بامداد
چون بنگرم به خندهٔ دنداننمای گل
از پشت تا به شانه و از پیش تا به ریش
هستند خلق یکسره غرق عطای گل
امروز در قلمرو طوس از بلند و پست
آن جایگه کجاست که خالی است جای گل
آید اگر جهاز زرهپوش ز انگلند
حیران شود ز لجهٔ بیمنتهای گل
گر لای و گل تمام نگردد از این بلد
اهل بلد تمام بمانند لای گل
شرم آیدم زگفتن بسیار ورنه باز
چندین هزار مسئله باشد ورای گل
شمارهٔ ۱۴۷ - صفت هلال و اسب: چون غرهٔ افق ز شفق شد شقیق رنگشمارهٔ ۱۴۹ - صدارت اتابک اعظم: آن اختری که کرد نهان چندگه جمال
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
افتادهایم سخت به دام بلای گل
یارب چو ما مباد کسی مبتلای گل
هوش مصنوعی: ما گرفتار مشکل و بلاهای ناشی از عشق گل شدهایم، ای خدا، کاش هیچکس دیگری در چنین دام بلایی گرفتار نشود.
گِل مشکلی شدهاست به هر معبر و طریق
گام روندگان شده مشکلگشای گل
هوش مصنوعی: در هر راه و مسیر، گل به یک مشکل تبدیل شده است، اما این گل اکنون به کمک کسانی که در حال حرکت هستند میآید و مشکل آنها را حل میکند.
هرگه که ابر خیمه زند در فضای شهر
بر بام هر سرای برآید لوای گل
هوش مصنوعی: هر بار که ابرها در آسمان شهر سایه میاندازند، بر بام هر خانه نشانهای از شکوفهها و زیباییها نمایان میشود.
گل دل نمیکند ز خراسان و اهل او
ای جان اهل شهر فدای وفای گل
هوش مصنوعی: گل دل به خاطر محبت و وفاداریاش از خراسان و اهالی آن جدا نمیشود. ای جان، مردم این شهر، فدای صداقت و وفای گل میشوند.
گر صدهزار کفش بدرد به پای خلق
هرگز نمیرسند به کشف غطای گل
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که کفشهای فراوان و مناسبی برای مردم ساخته شود، هیچکدام نمیتوانند زیبایی و لطافت یک گل را نسبت به پاهای آنها برآورده کنند.
با خضر اگر روند به ظلمات کوچه خلق
اسکندری خورند در آن چشمههای گل
هوش مصنوعی: اگر با خضر به تاریکی و سردرگمی مردم بروید، در آنجا اسکندرها در چشمههای گل، یعنی افرادی بزرگ و با عظمت، فرود میآیند.
اول قدم که بوسه زندگل به پای ما
افتیم بر زمین و ببوسیم پای گل
هوش مصنوعی: زمانی که نخستین بار گل را میبوسیم، خودمان را به زمین میاندازیم و پای گل را نیز میبوسیم.
گلها ثقیل و درهم و کوچه خراب و تنگ
آه از جفای کوچه و داد از جفای گل
هوش مصنوعی: گلها سنگین و آشفتهاند و کوچه باریک و ویران است. آه از زحمتی که کوچه بر ما میدهد و ناله از بدیهایی که گلها بر ما روا داشتهاند.
گل هرچه را به پنجه درآورد ول نکرد
صد آفرین به پنجه معجزنمای گل
هوش مصنوعی: گل هر چیزی را که به چنگ آورد رها نمیکند، صد بار باید به قدرت خارقالعادهاش آفرین گفت.
از گل ز بس که خاطر و دلها فسرده است
گُل نیز بعد از این ندمد از فضای گل
هوش مصنوعی: به دلیل ناراحتی و افسردگی دلها، دیگر حتی گلها نیز بعد از این در هوای گل نمیتوانند شکفت.
بر روزگار خویش کنم گریه بامداد
چون بنگرم به خندهٔ دنداننمای گل
هوش مصنوعی: در صبح، به خاطر سرنوشت خود گریه میکنم، چون وقتی به لبخند زیبای گل نگاه میکنم، یاد مشکلاتم میافتم.
از پشت تا به شانه و از پیش تا به ریش
هستند خلق یکسره غرق عطای گل
هوش مصنوعی: از پشت تا شانه و از جلو تا ریش، مردم بهطور کامل در نعمت و زیبایی گل غرق شدهاند.
امروز در قلمرو طوس از بلند و پست
آن جایگه کجاست که خالی است جای گل
هوش مصنوعی: امروز در سرزمین طوس، جایی را نمیتوان یافت که از بلندی و پستی آن خالی باشد و جایی برای گل وجود نداشته باشد.
آید اگر جهاز زرهپوش ز انگلند
حیران شود ز لجهٔ بیمنتهای گل
هوش مصنوعی: اگر کشتی زرهپوشی از انگلند بیاید، حیرتزده خواهد شد از دریای بیانتها که پُر از گل و زیبایی است.
گر لای و گل تمام نگردد از این بلد
اهل بلد تمام بمانند لای گل
هوش مصنوعی: اگر خاک و گل این سرزمین به پایان نرسد، مردمان این سرزمین نیز همچنان در میان خاک و گل خواهند بود.
شرم آیدم زگفتن بسیار ورنه باز
چندین هزار مسئله باشد ورای گل
هوش مصنوعی: شرمندهام از اینکه در مورد مسائل زیاد صحبت کنم، ولی باز هم هزاران موضوع دیگر وجود دارد که فراتر از زیبایی گل است.